باز هم یکسال دیگه گذشت .
وقتی سال تموم میشه ، میگیم که چه زود گذشت .
انگار نه انگار که یکسال پیرتر شدیم .
انگار نه انگار که برای گذروندن تک تک لحظات پارسال ، بارها درد کشیدیم و لذت بردیم و خندیدیم و گریه کردیم و بارها مردیم و زنده شدیم .
همش یک خاطره میشه ، خوب یا بد .
بگذریم ،
حس گفتن و نوشتن نیست .
فقط یکسال دیگه گذشت و زگیل ییرتر شد و وبلاگش وارد هشتمین سال شد .
فارغ از همه اینها ، سال نو و عیدتون مبارک .
سالی خوش داشته باشید .
در آغازمسابقات فوتبال یورو 2012 لازم میدونم که فریاد بزنم :
مرگ بر استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل که با دسایس پشت پرده ، اجازه ندادن کشور عزیزمون در این رقابتها حاضر باشه .
بدلیل اغفال شدگی توسط رفقای ناباب و وسوسه های شیطان رجیم ، متاسفانه در طول ترم سعادت رفتن سر کلاسهارو نداشتیم .
و چون برای امتحان ، رسمه که جزوه هارو باید تکمیل کرد و خوند ، ما هم جلسات آخر ، با لحنی سوزناک و معصومانه (که دل سنگ رو آب میکرد) از یه خانوم محترم همکلاسی جزوه طلب کردیم .
ایشون با لبخندی ملیح فرمودند که جزوه دارند ، تازه خیلی هم مرتب و کامله ، اما نمیارن چون ممکنه ترتیبش بهم بخوره .
حالا با این توصیف ، فکر میکنین آیا ممکنه یکی از خانومهای کلاس ، سر جلسه امتحان ، حتی یه کلمه به جهنمی جماعت تقلب برسونه ؟
پ.ن :
هرچه زودتر یه امامزاده سریع الاجابه معرفی کنین ،.
با این وضعیت درس خوندن ، برای گرفتن نمره قبولی ، شدیدا بهش نیازمندیم .
سال نو رو به تمام شمایی که هستین و نیستین ، تبریک میگم .
امید که امسال ، سالی خوش ، پر از موفقیت و زیبا برای همه باشه .
و اما پارسال
بهترین توصیفی که میتونم برای پارسال پیدا کنم ، اینه که پارسال زیبا بود . راستش رو بخواهید پارسال زیباترین و بهترین سالی بود که به یادم میاد .
گرچه تعداد اتفاق های خوب پارسال به انگشت های یک دست هم نمیرسید ، ولی همین اتفاقات زیبا ، به تمام سال هایی که تا به حال داشتم ، می ارزید .
پارسال زیبای عزیز ، از تو متشکرم .
به این امید که امسال ، تا خرخره در باتلاق خوشبختی فرو برید ، صبح تا شب مارمولک شادی مثل کنه بهتون بچسبه ، و شب تا صبح کرور کرور سوسک گنده شادکامی لب روی لب تون بزاره ، سال خوشی برای همه تون آرزومندم .
زگیل خان کلا با شرکت در مراسمات مشکل داره و از جمله این مراسم عروسی و عزاست . اکثر اقوام و دوستان بخاطر اینکه زگیل خان در مراسم اونها شرکت نکرده ، گله دارن (شکلک به درک که دارن) .
خانواده هم از این اخلاق زگیل خان (علاوه بر هزار و یک مورد اخلاقی دیگه) شدیدا دلخورن ، تا جایی که میگن "بنظرشون زگیل خان حتی در عروسی خودش هم شرکت نمیکنه" (شکلک لبخند بی دلیل) .
دیشب عقد کنان برادر گرامی بود .
البته مراسم خاص نبود ، برادر گرامی و عروس خانوم عزیز بهمراه والدین و برادرها رفتن محضر و عقد کردن ، و بعدش دو خانواده (یعنی پدر و مادرها ، تعداد محدودی عمو و عمه و خاله از طرفین) اومدن خونه و بعد از شام رفتن .
خانوم ها (که همیشه برترن) در طبقه بالا بزن و بکوب و قیامتی راه انداختن ، که البته هیچ ارتباطی به بحث نداره (شکلک ما که فضول نیستیم) .
اما در طبقه پایین و در کل مدت مراسم ، آقایون فوتبال نگاه کردن و به بحث های شیرینی مثل امامزاده های تهران و اصل و نسب این امامزاده ها ، خدمات هسته ای دولت ، ناداوری های جام جهانی ، بازیکنان و مربیان لیگ فوتبال ، ماهی و ماهی فروشی ، گرون شدن نرخ زمین طی چند سال اخیر ، پرداختن و اصلا نشنیدم که کسی درباره شادی و اینطور مسائل چیزی بگه (شکلک موزمارانه) .
تنها نشانه مجلس شادی در بخش آقایون این بود که موقع پخش فوتبال ، صدای تلوزیون رو قطع کردن و بجاش با صدای خیلی آرومی یه موزیک شاد پخش میشد .
و تنها نکته جالب بخش آقایون در مراسم دیشب ، ناپدید شدن یکساعته یکی از آقایون خانواده عروس بود . اون هم وقتی خانواده عروس جلوی در سوار ماشین ها میشدن که برن ، متوجه غیبت این آقا شدن .
بعد از جستجو و تحقیق و تفحص ، مشخص شد که ایشون یک ساعت آخری رو در دستشویی گیر افتادن و در بروشون قفل شده بود (شکلک نیش نیش) .
حالا شما قضاوت کنین که با این تفاسیر ، زگیل خان بی حوصله ، حق داره در اینطور مراسمات شرکت نکنه ؟
ناسلامتی امسال سال مضاعفه ، اما اثری از مضاعف جات نیست (از فشار مضاعف حرف نزن که زنده زنده تحویل میدیمت به بچه های بی سرپرست قبایل آدمخوار تا (بوق...بوق...21+...بوق...بوق)) .
حالا که به دور و برم دقت میکنم ، متوجه میشم که در بین تمامی ساکنین کائنات ، فقط دو نفر به فرمایش سال مضاعف توجه ، و عمل کردن .
دومین کسی که سال مضاعف رو واقعا جدی گرفته ، حضرت عزرائیل هستن ، که با اون هیکل و عضله و جلال و جبروتش ، امسال حسابی از خجالت جنس آدمیزاد (خصوصا هنرمندان) در اومده .
ظاهرا این جناب عزرائیل بعد از کلی تحقیق ، متوجه شده که در دیار گل و بلبل ، بی ارزش تر از هنر و هنرمند وجود نداره و تنها هنرمندانی ارزش پیدا میکنن که میمیرند ، فلذا جناب عزرائیل هم تصمیم گرفته تا جایی که میتونه ، ارزش هنرمند رو در این دیار بالا ببره و انصافا تمام زورش رو هم مضاعف زده طفلکی .
و اولین کسی هم که سال مضاعف رو جدی گرفتن ، شخص زگیل خان هستن .
زگیل خان که در انواع هنرهای ظریفه ، و خصوصا هنر تنبلی شهره آفاق بودن (و هستن) به احترام سال مضاعف ، تنبلیشون رو مضاعف کردن و دیگه زورشون میاد ، نفس بکشن و از جاشون تکون بخورن ، چه برسه به اینکه دست به صفحه کیبورد بزنن و از خودشون نوشته تراوش کنن .
(کاشکی دفعه بعدی که مضاعف اعلام میشه ، یه حوری هم بیاد و به زگیل خان تنفس مصنوعی بده تا طفلکی این همه واسه نفس کشیدن تلاش نکنه) .
خداوند این مضاعف های خوب رو از ما نگیره .
پ.ن :
البته حقیقتش اینه که این چند وقته زگیل خان تا وقتی اینترنت پر سرعت در دسترسش بود ، ، لباس رزم پوشیده بود و تمام وقت در سایت های مبتذل ، مشغول مبارزه با تهاجم فرهنگی بود و اصلا یادش نبود که به زگیلستانش سر بزنه ، و حالا که مجددا و اجبارا به عهد دیال آپ برگشته (چشم غره نرو که حوصله نداشتم به فرهنگستان برم و واژه داخلی دیال آپ رو پیدا کنم) ، اومده سراغ زگیلستان .