تبليغاتX
زگیل خان
 دعوتنامه

سلام

 

نمیدونم جریان چیه که همه با خودشون (و ایضا با ما) در گیرن ؟

کارمند و بقال و قصاب و دلال و مامور شهرداری و مرده شور و نون خشکی ، همه و همه ، از نامردی و بی معرفتی و گرون فروشی و کج دستی و از زیر کار (بخونید وظیفه) در رفتن همدیگه مینالن . و در نهایت همه واسه اینکه به همدیگه بد و بیراه نگفته باشن ، هر چی فحش دارن ، نثار دولت بینوا میکنن .

چرا که این جماعت عقیده دارن ، هر اتفاقی که بیفته و هر مشکلی که باشه ، همه اش زیر سر دولت و حکومته . حالا هر دولت و حکومتی که میخواد باشه (البته بگذریم که هر چی فحش هدیه به این دولت های کشور گل و بلبل و این مغزهای متفکرش بشه ، بازم کمه) .

ولی کسی نمیگه این دولت و مسئولینش از کجا میان ؟

انگار نه انگار که مسئولین دولت هم ، توی همین خاک بودن و از همین آب خوردن و همه شون فک و فامیل همین افراد غرولندی هستن . ضمن اینکه هر کدوم از این جماعت غرغرو که دستش به جایی میرسه (حتی اگه اونجا ، صحن پر برکت یک توالت عمومی باشه) تمام زورش رو میزنه تا ارث آبا و اجدادیش رو از اون مکان دربیاره .

 

بنظر زگیل خان بهترین راهکار اینه که تمام موجودات دو پا و سه پا و چهار پای این ولایت رو نابود کرده و بعدش سفارش بدیم از مریخ برامون موجودات دو / سه / چهار پا و همچنین یک حکومت درست و حسابی بفرستن . شاید چون هنوز مریخی ها آب اینجارو نخورده و با مردم این دیار نشست و برخاست نکرده اند ، پلشتی این آب و خاک ، در وجودشون رخنه نکرده .

حالا اگه همه موافقین ، یه دعوتنامه برای برادران مریخی بفرستیم .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در شنبه بیست و نهم تیر 1387 | موضوع: حکایات کشور گل و بلبل