تبليغاتX
زگیل خان
 عیدتون مبارک

سلام

 

از طرف زگیل خان و اهالی زگیلستان عید نوروز و شروع سال جدید رو به تمام هموطنان و ساکنین دنیای مجازی تبریک گفته و آرزومند سالی خوش براتون هستیم . و به همین مناسبت چند تایی هم براتون ماچ گنده آوردیم که بین تون تقسیم میکنیم (فقط خواهشا هر کدوم یه بوس بیشتر نگیرین که به همه برسه) .

همچنین امیدواریم که در سال جدید اون زگیل های خوشگل صورت تون ، بزرگتر (به اندازه نصف دماغ های قبل از عمل تون) بشه ، و در نهایت انشالله که امسال برای شما سال وصال باشه و کمتر دسته بیل بره داخل قلب تون و دچار شکسن عاطفی بشین .

آمین .

 

ضمنا امروز وبلاگ زگیل خان هم وارد پنجمین سالش شد . البته گرچه طبق شناسنامه وبلاگ زگیل خان 4 ساله شده ولی این یه سال اخیر اصلا به دلمون نچسبید . چون یا زگیل خان نبود و یا اگر هم بود ، همچین آش دهن سوزی نبود (یعنی اینکه قبلاها آش دهن سوزی بوده) و بقول فرمایش اون حکیم قبائل آدمخوار جنگل های آمازون :

این اومدن و بودن به درد عمه جانشون میخورده .

خدا کنه که در سال جدید این زگیل خان تنبل ، کمی بیشتر بخودش تحرک بده و بیشتر به این دنیای مجازی بینوا کنه وار بچسبه .

 

خوش باشین .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در شنبه یکم فروردین 1388 | موضوع: اخبار زگیلستان
 آگهی استخدام

 

جهت همکاری در امور داخلی زگیلستان (و وبلاگ زگیل خان) یک خانم منشی

- مجرد

- با ظاهر متناسب !!!

- تحصیل کرده

- روابط عمومی بالا

- متین و با وقار

- آشنا به امور منشیگری !!!

دعوت به همکاری میشود .

متقاضیان با شماره زگیل خان تماس بگیرند .

 

پ.ن :

چیه ؟

مگه چی شده که چشماتون رو عین نهنگ قاتل به زگیل خان دوختین ؟

وقتی که بنگاهی و بقالی و آهنگری و نون خشک جمع کن و وبلاگی و ... آگهی استخدام منشی مونث میدن ، چرا نباید زگیل خان همچین کاری کنه ؟

مگه نه اینکه یه سری از وبلاگ نویس های عزیز که دیروز وبشون رو افتتاح کردن و هنوز دو تا و نصفی پست ثبت شده ندارن ، بلافاصله آگهی میدن که به همکار (فقط هم از نوع مونثش) نیاز دارن .

خوب ، مگه زگیل خان چی کمتر از اونها داره ؟

(تازه کلی هم زگیل نازنین داره که بقیه از داشتنش محرومن) .

از همه اینها گذشته خودتون که بهتر میدونین زگیل خان نه طرفدار برابری مذکر و مونث ، بلکه طرفدار برتری مونث هستش .

 

پس حالا که همه چی روشن شد لطفا چشم های از حدقه بیرون افتاده تون رو اهدا کنین به خواهران محاصره شده غزه ای و اون علامت های سوال رو که بشکل خیار روی کله مبارک تون سبز شده ، بکوبین به سر صهیونیست های مذکر ، و اگه خانم منشی با این مشخصات سراغ دارین ، سریعا بفرستینش به دفتر زگیل خان .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 | موضوع: اخبار زگیلستان
 وصیت نامه زگیل خان

بالاخره مرگ حقه .

این شتریه که در خونه همه شماها خواهد خوابید .

ولی وقتی قرار به مردن باشه ، باید مشخص بشه که خواست شما برای بعد از مرگ تون چی بوده .

فلذا زگیل خان یه وصیت نامه نمادین مینویسه تا شماها یاد بگیرین و هر سریع تر دست بکار بشین که مبادا زبونم لال وصیت نکرده ، این جناب شتر بیاد سراغ تون .

 

متن وصیت نامه :

اینجانب حکیم فرزانه ، دانشمند گرانمایه ، فیلسوف اعظم زگیلستان ، جناب زگیل خان در کمال صحت عقل وصیت نامه زیر را با دستان مبارک خودم به نگارش در می آورم .

 

اول

اگر علم پزشکی آنقدر پیشرفت کرده بود که امکان باز گرداندن زگیل خان به زندگی بشرط کشتن کلیه اقوام و آشنایان وجود داشت ، بدون لحظه ای صبر و تامل ، اقدام به کشتار آنان کنید .

 

دوم

همیشه به چشمان قشنگ و دارندگان چشم های قشنگ (از جمله روباه ، گربه ، الاغ) علاقمند بودم ، پس وصیت میکنم جنازه ام رو گربه های چشم قشنگ بخورن .

تبصره 1 : البته بشرطی که موارد ایمنی رعایت بشه تا مبادا زبون بسته ها مسموم بشن .

تبصره 2 : اگه سگه ها هم جهت تناول بخشی از پیکر مطهرم ابراز تمایل کردن ، از نظر بنده ایرادی نداره ، نوش جون شون .

 

سوم

وصیت میکنم کلیه اموالم رو جهت پرورش خیار در بیابان های افریقای مرکزی مصرف کنن .

تبصره 1 : اگه چیزی نداشتم ، هزینه این مورد رو از ورثه ام بگیرین .

تبصره 2 : دوستان هم چشمشون کور ، وظیفه شونه که کمک کنن .

 

چهارم

بعد از مرگ من گریه نکنید ، البته میتوانید از شدت علاقه به زگیل خان ، خودتون رو دار بزنین ، خودسوزی کنین ، کلنگ به فرق کله تون بزنین و ... ، چرا که عمل شما بیانگر عشق و ارادت خالصانه شما نسبت به زگیل خان بوده و برای بنده قبل درک هستش .

 

پنجم

وصیت میکنم در جایی که پای هیچ موجود دو پایی بهش نرسه یه مقبره نمادین برام بسازن و روی سنگش بنویسن :

بنده دلم نمیخواست برم ، بزور دارند میبرندم .

 

ششم

از اونجایی که از اولین روز زندگی بصورتی کاملا عمدی به هیچ کدوم از واجبات عمل نکردم در نتیجه به تعداد تمام روزهای عمرم نماز بدهکارم ، وصیت میکنم قضای اونهارو بین اولاد پسر و دخترم تقسیم کنن تا همیشه به یادم باشن .

تبصره : چون اعتقاد دارم همیشه حق مونث جماعت لگد/لقد مال شده وصیت میکنم نمازهای قضا به نسبت 2 بای دخترها و 1 برای پسرها تقسیم بشه .

 

هفتم

اگر بعد از فوت بنده ، کسی ادعایی مبنی بر بدهکار بودن زگیل خان به اون شخص کرد ، بلافاصله با چماق و بیل و کلنگ قانعش کنین که در اشتباهه .

ضمنا اگر کسی ادعا کرد که به زگیل خان بدهی داشته ، مطمئن باشید که درست میگه و بلافاصله اصل مبلغ بعلاوه دیرکردش رو ازش دریافت کنین .

 

هشتم

در تمام زندگی غیر از خوبی نسبت به کسی انجام ندادم . و اگر کسی ادعایی غیر از این کرد ، مسلما فاسق و فاجر و ... بوده و قصد خدشه دار کردن نام نیک زگیل خان رو داره ، پس تمامی بازماندگان مجازید تا فرد مدعی رو برادرانه ارشاد کنین .

 

نهم

مراسم تشییع جنازه ، شب اول ، سوم ، چهلم و سالگرد (تا وقتی نامی از زگیل در پهنه گیتی وجود داره ، باید برگزار بشه و در این مراسم باید بهترین غذاها سرو بشه تا کسانی که همیشه حسرت خوردن یک لقمه نان خشک بر سر سفره زگیل خان رو در دل داشتن ، مبادا عقده در دل بمیرن .

 

دهم

بعد از عمل به موارد فوق ، کلیه دوستان و آشنایان و افرادی که به نحوی برخوردی با زگیل خان داشتند ، زنده زنده خاک شوند چرا که میدانم تحمل درد دوری زگیل خان برایشان ناممکن است .

 

توضیح ضروری : البته کاملا مشخصه که جناب زگیل خان قصد مردن ندارن و اینهارو نوشتن تا شماهایی که رفتنی هستین ، یاد بگیرین .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در پنجشنبه سی ام آبان 1387 | موضوع: اخبار زگیلستان
 عكس "زگيل خان"

سلام

 

وقتي ميبينم كه هر كس تو وبلاگش عكسش رو چسبونده و كلي به اين و اون پز ميده خيلي حسوديم ميشه ، مگه من چي از بقيه كمتر دارم كه نبايد عكسم رو تو وبلاگم بزارم ؟

خوش تيپ و خوش قيافه كه هستم (قربون خودم برم الهي) و هر گوشه كلي كشته مرده دارم (خدا بيشترشون كنه) ، پس چرا اين خيل كثير دوستداران "زگيل خان" رو از زيارت صورت ملكوتي و نوراني خودم محروم كنم ؟

خدائيش محروم كردن سايرين از ديدن چهره بي مثال "زگيل خان" ظلم در حق بشريته و خدا ظلم به مردم رو نمي بخشه . واسه همين يه البوم از عكس هاي كار درستم رو برداشتم و از دوست و آشنا پرسيدم :

بنظر شما كدوم عكس رو تو وبلاگم بزارم ؟

به عكس اولم ايراد گرفتن كه اينجا شبيه قاتل هاي حرفه اي شدي ، زشته ، اين رو تو وبلاگت نزار .

دومي رو گفتن عينهو گداهاي سمج دور ميدون آزادي شدي ، اين رو نزار كه آبروي فاميل رو ميبري .

عكس سوم رو گفتن اينجا مثل آشغال دزدهايي شدي كه نصف شب ، كيسه هاي زباله مردم رو مي دزدن .

درباره عكس چهارم گفتن ، شبيه زندوني هايي كه تازه حبسشون تموم شده و آزاد شدن ، هستي .

خلاصه سرتون رو درد نيارم ، اين جماعت حسود ، اونقدر از اين شكل و شمايل "زگيل خاني" عيب و ايراد گرفتن كه پاك از زندگي نااميدم كردن .

واسه همين ، تسليم راي اكثريت شدم و اين عكس رو (كه بقول همون حسودهاي بي چشم و رو ، خيلي از عكس هاي "زگيل خان" سرتره) بجاي عكس خودم گذاشتم .

 

خدا لعنت كنه به همه حسودهاي عالم و اين "م.ر" نامرد و رفيق فروش . هر كي بگه آمين ، اميدوارم كه لال از دنيا نره .

نوشته شده توسط زگیل خان در جمعه بیستم خرداد 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 "زگيل خان" ديوونه شده

سلام

 

اين "زگيل خان" هم ديگه شورش رو درآورده ، آخه بابا يكي به اين "زگيل" بگه بسه ديگه ، خواب و خيال هم اندازه داره . اما اين "زگيل" كه حاليش نيست .

"زگيل خان" سبك عقل ، همش فكر ميكنه يه روز مياد كه :

هر چيزي ، معني واقعي خودش رو پيدا ميكنه .

چشمها ، ديگه دروغ نميگن .

معني آره مثبته و نه منفيه .

ظاهر و باطن آدمها يكي ميشه .

بزرگترين آرزوي هر آدم ، شكست بقيه نميشه .

بابا يكي بياد اين "زگيل" رو پرتش كنه بيرون ، چون كه شور ديوونگي رو هم درآورده .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در شنبه هفتم خرداد 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 "زگيل خان" مشكل داره

سلام

 

آقا يكي بياد ببينه "زگيل خان" چه مرگشه ؟

اين "زگيل" به چه زبوني حرف ميزنه ؟

بابا اين "زگيل خان" بينوا به هر كس هر چي ميگه طرف يه چيز ديگه برداشت ميكنه .

 

"زگيل خان" ميگه : ببخشيد كه نتونستم زودتر تماس بگيرم .

طرف ميگه : يعني متلك ميگي كه چرا من تماس نگرفتم ؟

 

"زگيل خان" ميگه : بابا شايد بنده خدا كاري داشته و سرش شلوغه .

طرف ميگه : تو چرا اينقدر مغرورري و نميري پيش اون ؟

 

"زگيل خان" ميگه : فلاني تو رودربايستي مونده يه چيزي گفته .

طرف ميگه : تو چرا قول الكي ميدي ؟

 

"زگيل خان" ميگه : اين چند روزه سرم شلوغه ، بعدا در خدمت هستم .

طرف ميگه : چرا اينقدر رفيق هاي مارو ميپيچوني ؟

 

"زگيل خان" ميگه : وقت داري الان با هم صحبت كنيم ؟

فرداش طرف ميگه : ديروز چرا سر قرار نيومدي با هم صحبت كنيم ؟

 

"زگيل خان" ميگه : فعلا خداحافظ و به اميد ديدار .

طرف ميگه : بي معرفت چرا با ما قهر ميكني ؟

 

بابا چه خبره تو اين خراب شده ؟؟؟

يا معني كلمات و واژه ها عوض شده .

يا اين "زگيل" زبون فارسي بلد نيست .

يا اين كه اين مردم يه چيزيشون ميشه .

يا اينكه واقعا "زگيل خان" مشكل داره .

يكي كمك كنه .

نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه ششم اردیبهشت 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 يه حكايت

سلامي گرم از "زگيل خان" به شما .

راستي شما اين حكايت رو شنيديد :

اون قديمم نديما ، يه روز ، يه تاجري تو بازار برده فروش ها يه غلام گردن كلفت ميبينه و پيش خودش ميگه براي محافظت از كاروانش ميتونه از غلامه استفاده كنه پس غلام رو با قيمت بالايي ميخره و ميبره .

چند روز بعد با كاروان  راه مي افتن . وسطاي راه اهل كاروان مشغول استراحت بودن كه يه گروه راهزن بهشون حمله ميكنن و شروع به غارت كاروان ميكنن اما غلام كه روي يه تيكه حصير دراز كشيده بود از جاش تكون نميخوره .

يكي از راهزن ها چشمش به حصير زير غلام ميخوره و مياد اون رو برداره . راهزنه به غلامه ميگه :

از رو حصير پاشو .

اما غلام به جاي اينكه تكون بخوره ، تهديد كنان ميگه :

پا ميشم ها !!! .

راهزنه يه لگد به ماتحت غلامه ميزنه و ميگه :

مرتيكه مگه نگفتم پا شو ؟

اما غلامه تكون نميخوره و فقط ميگه :

پا ميشم ها !!! .

راهزنه كه اينو ميبينه عصباني ميشه و شلوار غلامه رو پايين ميكشه . اما غلامه فقط ميگه :

پا ميشم ها !!! .

راهزنه نامردي نمي كنه و ترتيب غلامه رو ميده (شرمنده من بي تقصيرم) . اما غلامه فقط ميگه :

پا ميشم ها !!! .

راهزنه ميره پيش بقيه دزدها و ميگه :

بچه ها يه تيكه ملس پيدا كردم (بد سليقه) . و بقيه راهزن ها هم ميان و يكي يكي ترتيب غلام رو ميدن . اما غلام تكون نميخوره و هر بار فقط ميگه :

پا ميشم ها !!! .

بالاخره وقتي چهلمين راهزن ترتيب غلام رو ميده ، يهو غلام عصباني ميشه و پا ميشه و راهزن ها رو ميزنه و همشون رو لت و پار ميكنه و اهل كاروان رو نجات ميده .

قضيه تموم ميشه ، ولي وقتي كاروان به اولين شهر بين راه ميرسه صاحب غلام ميگه :

آهاي غلام پاشو بريم بازار ميخوام تو رو بفروشم .

غلامه تعجب ميكنه و ميگه :

واسه چي ارباب ؟؟؟ .

مگه يادت نيست كه من با اون دزدها چكار كردم و كاروان تو رو نجات دادم ؟؟؟

صاحبش ميگه :

درست ميگي ولي دفعه بعد ، من از كجا چهل تا دزد پيدا كنم كه ترتيب تو رو بدن ، تا تو عصباني بشي ؟؟؟ .

راستش ، فعلا كه اين "زگيل خان" ما ، با 40 تا دزد اول از جاش پا نشده .

شما چي ؟؟؟ .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 شكايت
سلام به همه
كلي معذرت بابت اين مدت كه نبودم ، گرچه ميدونم طي اين غيبت چند روزه (صغري) كه "زگيل خان" تشريف نداشتن بيشتر بهتون خوش گذشته (همه اينو ميگن) ولي حالا "زگيل خان" برگشته تا همه اون خوشي ها رو از دماغتون بيرون بكشه (الله الله چقدر لطيفه اين "زگيل خان" !!!!)
راستش اين چند روزه حسابي از دست خودم شاكي بودم واسه همين رفتم پاسگاه و خودمو تحويل دادم . چند روزي بازداشت بودم تا اينكه بالاخره امروز رضايت دادم و خودم رو آزاد كردم (من طبق يه عادت ديرينه هر چند وقت يه بار از خودم شكايت ميكنم و بعد از چند روز رضايت ميدم) .
كار خوبيه (كلي هم كيف داره) شما هم امتحان كنيد ، وقتي كه از خودتون شكايت ميكنيد يه جاني خطرناك رو به پنجه هاي دراز عدالت ميسپاريد (و خدا ميدونه كه چقدر احساس سبكي ميكنين) و وقتي رضايت ميدين لذت گذشت و ايثار رو احساس ميكنيد (ديگه از اين بيشتر چي ميخواهيد ؟؟؟) .
حتما امتحان كنيد .
خوش (و زگيلي) باشين .
نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 موضوع وبلاگ
سلامي از اعماق "زگيل خونه"
"زگيل خان" تو اين وبلاگ همه چي ميگه و همه كار ميكنه . توا ين وبلاگ قراره مطالب شخصي ، سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي ، عبادي ، شعر ، قصه و ...... نوشته بشه .
هر چند وقت يه بار هم (به اميد خدا) قراره يه بمب بتركه تا عوامل وابسته به گروهك هاي صهيونيستي ، امپرياليستي ، سوسياليستي ، فاشيستي و ..... رو به سزاي اعمالشون برسونه .
اينجا فقط شخص "زگيل خان" فرمايش ميكنه و "زگيل تي وي" تنها شبكه تلوزيوني و "زگيل امروز" تنها روزنامه قابل اعتماد و راستگو (و امانت دار در ارائه اخبار) و "زگيليسم" دين رسميه .
"زگيل خان" مظهر آزادي بيان و اين وبلاگ مهد آزاديه و لذا :
هيچ كس حق نداره وارد اين وبلاگ بشه .
هيچ كس حق نداره درباره اين وبلاگ نظر بده .
هيچ كس حق نداره انتقاد كنه و يا پيشنهادي بده .
هيچ كس حق نداره از اين وبلاگ بيرون بره .
هيچ كس حق نداره هيچ كاري بكنه .
البته همه ميتونن در نهايت آزادي نظرات خودشون رو بيان كنه و "زگيل خان" هم از همين جا براي روح اون خدا بيامرزها ، طلب آمرزش و رحمت و مغفرت ميكنه .
قربون صورت هاي ”زگيليتون“
نوشته شده توسط زگیل خان در پنجشنبه چهارم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 "زگيل خان" كيه ؟؟؟
سلام
اين وبلاگ ، اگه خدا بخواد قراره لونه (شما بخونيد "لانه") يكي از خطرناكترين انواع موجودات باشه . اين موجود خطرناك ولي در عين حال خوشگل و تو دل برو ، قراره كه يه حرفايي اينجا بزنه كه تا حالا هيچ جايي نگفته .
اما شايد براي خيلي ها اين سوال پيش بياد كه "زگيل خان" كيه ؟؟؟
"زگيل خان" ليسانسش رو با معدل عالي گرفته ولي روي همه بيسوادهاي عالم رو سفيد كرده .
"زگيل خان" بيكاره، گرچه تو فكرش هزار تا كارخونه داره و صدها هزار نفر كارمند (و صد البته يه كارفرماي مهربونيه ، مثلا) .
"زگيل خان" عاشق پرانتزه ، همون علامتي "()" كه بهش اجازه ميده حرف دلش رو اون تو بزنه تا جايي كه بنظر ميرسه اگه روزي پرانتزها تموم بشن "زگيل خان" حتما ميميره .
"زگيل خان" دلش ميخواد همه به آرزوهاشون برسن و خوش باشن اما نميدونه كه آرزوي هر كسي شكست بقيه و خوشي هر كسي، ديدن شكست بقيه است .
"زگيل خان" خيلي سر و زبون داره (مثلا) ولي تا حالا وجود نكرده بره جلو و به اوني كه مي پرستيده بگه "دوستش داره" .
"زگيل خان" هميشه داره لبخند ميزنه تا جايي كه دوستاش بهش ميگن خوش به حال زگيلت كه هيچ غم و غصه اي تو دنيا نداري . آره "زگيل خان" هميشه مي خنده حتي اون لحظه كه تموم آرزوهاش رو بر باد رفته مي بينه .
"زگيل خان" ميخواد همه رو دوست داشته باشه ، در حاليكه نميدونه ، همه اونايي كه بهش لبخند ميزنن صورتهاي پر از نامهربوني شون رو پشت اين نقاب خنده ها ، مخفي كردن .
"زگيل خان" تا اومده عشقش رو به زبون بياره و از عشقي كه تو دلشه بگه همه بهش گفتن چي ؟؟؟ ، آخه مگه ممكنه كه "زگيل" هم "عاشق بشه" !!!! .
"زگيل خان" فقط نگاه ميكنه چون هنوز اونقدر ساده است كه فكر ميكنه "چشما دروغ نميگن" اما همه خوب ميدونن كه اين روزا ، همه تو چشماشون لنز دارن و همه لنزها دروغگو هستن .
"زگيل خان" هميشه تو روياست ، كاشكي يه روز روياهاش رو سرش خراب ميشدن و اون از خواب بيدار ميشد و ميديد كه هيچ جاي خالي براي يه "زگيل" تنها نمونده .
آره ، "زگيل خان" اومده تا حالا كه از دنياي آدما بيرونش كردن اينجا بشينه و "بزگيله" (از مصدر زگيليدن) .
"آخه چه اشكالي داره كه تو اين دنياي رنگارنگ و قشنگ و خيالي ، يه دونه "زگيل" ، تو يه گوشه ، واسه خودش ، بشينه ، بمونه ، بپوسه ؟؟؟"
"زگيل خان" روي همه تون رو مي بوسه .
نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه دوم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 افتتاحيه
سلام به همه
آقا مژده كه انتظار همه به سر رسيد .
ميدونم كه الان قرن هاست كه بشريت منتظر اين لحظه تاريخيه ، لحظه اي كه پرتو زگيلي عالم رو روشن كنه و معناي تازه اي به زندگي ميلياردها علاف عالم ببخشه .
بله دوستان پس از اين همه انتظار وبلاگ "زگيل خان" طي مراسمي باشكوه افتتاح شد . در اين مراسم كه هزاران نفر از سران كشورهاي دوست و برادر حضور داشتند مقام محترم "زگيل خان" قدم بر روي چشم اينترنت گذاشته و با حضور زگيلي خود به اين دنياي مجازي اعتباري نو بخشيد .
در مراسم افتتاحيه هزاران تن از فدائيان "زگيل پوش" طي رژه با شكوهي قدرت تدافعي خويش را به معرض ديد جهانيان گذاشتند . در اين بين بانوان "زگيليه" نيز ضمن حضور كوبنده با حجاب كامل علاوه بر نمايش حضور آزاد بانوان در "زگيل خونه" ، مشت محكمي نيز بر دهان ياوه گويان وابسته به شرق و غرب و شمال و جنوب و مركز كوبيدند .
مشروح اين مراسم بصورت زنده از "زگيل تي وي" و ساير تلوزيون هاي كشورهاي برادر پخش شده و بعد از اين نيز يك روز در ميان تكرار خواهد شد .
"زگيل خان" اومده تا بتركونه (چي رو ؟ ...... خدا ميدونه) پس مواظب باشين كه تركش هاش بهتون نخوره .
همه زگيلي باشيد .
نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه یکم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان
 عيدتون مبارك
سلام
عيدتون مبارك
از همينجا يه بوسه داغ داغ زگيلي به صورت هاي شسته نشده همتون نثار ميكنم .
اما بعد ....
اين رسمش نيست كه تو اين همه روز و سال هيچ يادواره اي براي گراميداشت زگيل ها نداريم به همين خاطر از اونجا كه هميشه اول سال مشخص ميشه كه چه سالي باشه مقام شامخ "زگيل خان"ي با اجازه شما ميخواد امسال رو "سال زگيل" نامگذاري كنه به اين اميد كه امسال زگيلي ترين سال همه عمرتون باشه و قطعا ميدونيد كه "سال زگيل" يه سال پر از همه چيزهاي خوب براي همه است .
"زگيل خان" اين وبلاگ رو تو اين روز عزيز افتتاح ميكنه و اميدواره كه بتونه اون رو با مطالب خوندني اداره كنه (شما هم براش دعا كنين) .
"زگيل خان" اميدواره كه تو اين سال نو همه تون خوب و خوش و سالم و سلامت باشيد و صد البته زگيلي .
نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه یکم فروردین 1384 | موضوع: اخبار زگیلستان