سلام
يك فروند ماچ زگيلي گنده نثار اون صورتهاي شسته نشده شما ، چون الان ساعت شيش صبحه و قاعدتا هيچ كدومتون آب به سر و صورت تون نزديد (منكه هيچوقت آب به صورتم نميزنم چون ميگن آب واسه زگيل ها مثل سرطان ، خطرناكه) .
بازم "زگيل خان" اومده و يه شعر توپ توپ هم گفته ، كه تقديم ميكنه به شما .
نام شعر : عشق های امروزی
سراینده : زگیل خان
اين روزا عشق ، دروغه ، پرت و پلاست
عشق حقيقي ، عاشقي ، كيمياست
اين روزا عاشقي شده مخ زدن
دنبال اين و اون يكي ، افتادن
اين روزا عشق شبيه كشك و دوغه
چشماي عاشقا ، پر از دروغه
اين روزا بي معرفتا ، سرورن
اونايي كه مخ زن ترن ، عاشق ترن
عاشقاي امروزي ، دوره گردن
تو كوچه ، پس كوچه ها ، ول ميگردن
حرفاي عاشقونه ، مخ خوردنه
تيكه پروندن ، متلك گفتنه
خداي من ، ميگن تو اين زمانه
سراي عاشقي فقط ، مكانه
ميگن كه اون عشق قديم ، سرابه
عشق حقيقي روي تخت خوابه
اين روزا عشق يعني ، يه ماده ، يه نر
فرقي نداره ، عشق آدم و خر
عشق ، هوس بازيه تو مكانه
زمين زدن ، نشون عاشقانه
عجب زموني شده ، دوران ما
عشقو كشيدن به لجن ، آدما
"زگيل" ميخواد كه هرگز عاشق نشه
اسير اين عشقاي فاسق نشه
قسمت اول شعر اين روزا ، مال انتخابات بودش ، قسمت دوم هم مربوطه به عشق امروزيه .
خداحافظ و خوش باشين .
سلام
در مبحث انتخابات رياست جمهوري ، دانشمند گرانمايه و اديب فرزانه ، جناب "زگيل خان" مي فرمايند كه :
نام شعر : انتخابات
سراینده : زگیل خان
هوار هوار كه وقت انتخابه
بيدار كنين ، هر كي رو كه تو خوابه
كشورمون اين روزا پا به ماهه
رئيس جمهور جديد ، تو راهه
مژده كه كانديداي تازه داريم
كور و كچل ، منگ و قراضه داريم
هر كي كه بي منطق و بي حسابه
اين روزا ، كانديداي انتخابه
هر كي تو تدبير شده رفوزه
كانديداي مطرح اين دو روزه
هر كي مديريتش افتضاحه
ميگه كه : كانديد نشدن گناهه
هر كي ميخواد ركورد شو بشكنه
حرف بزرگتر از دهن ، ميزنه
هر كي كه مردم نبودن تو فكرش
اين روزا مردم شده فكر و ذكرش
هر كي شعار مستقل ، ميداده
اين روزا وابسته به حزب باده
هركي نمك خورد و نمكدون شكست
اينجا شده امين و مردم پرست
هر چي كه از جنس دروغ و رياست
اين روزا مصرفش حسابي بالاست
شام و ناهار ، مرغ و پلو براهه
فقط حيف كه مدتش كوتاهه
ميگن نمك دشمن گنديدنيست
نمك كه ميگنده عجب ديدنيست
خلاصه اين روزا چه شوري به پاست
زمون علافي خلق خداست
ملا شده اين روزا پاك كلافه
تمام دعوا سر اين لحافه
ميگن از اينها ، كدومش بهتره ؟
زگيل ميگه : اون كه دروغگو تره
لازم نيست كسي حرفي بزنه ، خودم ميدونم تازه با قراضه هم قافيه نيستش و بعضي جاها ، قافيه كم آورديم .
سلام
اينم يه "زگيلانه" ديگه كه "زگيل خان" گفته و خيلي هم دوستش داره :
نام شعر : بت
نام سراینده : زگیل خان
بت من ، مكن با من خسته جنگ
تو را من تراشيدم از چوب و سنگ
تو را ساختم ، تا پرستش كنم
دلم را ، به ديدار تو خوش كنم
بُت من ، بيا و خدايي بكن
پر از درد و رنجم ، دوايي بكن
من از تكه سنگي ، خدا ساختم
دلم را ، به مخلوق خود باختم
بُت من ، ميازار اين خسته را
مزن سنگ ، بُت ساز دل بسته را
تو سنگي و غافل ز احساس من
تو سنگي ، نه من ، سنگ بر من مزن
سلام
"زگيل خان" اين "زگيلانه" رو براي تو گفته ، براي تويي كه گم كردم ، بي آنكه پیدایت کرده باشم .
نام شعر : بعد تو
سراینده : زگیل خان
بعد تو ، امروز ما ، فردا نشد
گريه هم ، درمان درد ما نشد
عشق ، كاري غير غم خوردن نداشت
زندگي ، فرقي با مردن نداشت
بعد تو ، دوران قحطي وفاست
اشك ، تنها همنشين چشم ماست
بعد تو ، ماييم و درد بي كسي
بيقراري ، خستگي ، دلواپسي
كوهي از غم شد ، زعشقت حاصلم
كاش ميديدي ، چه كردي با دلم
بعد تو ، من بيقرارم تا ابد
كاش ميماندي كنارم ، تا ابد
عشق تو ، تنها دليل بودنست
عشق ورزيدن به تو ، جرم منست
بعد تو اي كاش ، دنيايي نبود
كاش ميمرديم و فردايي نبود
زندگي بعد از تو يعني ، اشك و آه
زندگي بعد از تو جرم است و گناه
البته منظور من از تو ، تو نیستی .
سلام
همونطور كه گفته بودم "زگيلانه"هايم را در اينجا مي نويسم . اين هم يكي ديگه :
نام شعر : مسافر
نام سراینده : زگیل خان
هاي مسافر ، به كجا ميروي ؟
يك نفر اينجاست كه جان ميدهد
يك نفر اينجاست كه با هر نفس
شكوه اي از دست زمان ميدهد
تشنه لبم ، هر كه مرا ديده است
جام پر از زهر نشان ميدهد
در پي سيمرغ به صحرا شدم
زاغچه اي دست تكان ميدهد
خسته و مجروح ، رها كرد و رفت
آنكه به ما گفت : امان ميدهد
هاي مسافر ، بخدا قصه نيست
يك نفر اينجاست كه جان ميدهد
فعلا خداحافظ .
خوش باشين .
سلام
اين "زگيل خان" ما هر چند وقت يه بار ، يه چيزايي تلاوت ميكنه كه خودش اسمش رو گذاشته "زگيلانه" . اينم يه نمونه اش :
نام شعر : سایه
سراینده : زگیل خان
امروز هم دوباره ، شعر تو را سرودم
صد قصه گفتم از تو ، هر چند بي تو بودم
در اين ديار جان سوز ، با اين همه دورنگي
خون دل خودم بود ، چيزي كه خورده بودم
من قصه عذابم ، تصوير درد و رنجم
از درد بسكه گفتم ، درد است تار و پودم
يك عمر اشك و زاري ، عمري شكنجه و درد
تنها به جرم اينكه ديوانه تو بودم
امروز مانده از من ، يك سايه ، يك توهم
پايان من تو بودي ، بعد از تو من نبودم
خبر بد اينكه باز هم منتظر اين "زگيلانه"ها باشيد (خدا صبرتون بده) .
خوش باشين .