جراید : مردان دو برابر زنان عوامل بیماریزا را به دیگر انسانهای سالم انتقال میدهند.
زگیل خان :
بنازم به این مردها که همه جا باید مردونگی شون رو ثابت کنن .
خدارو شکر که مردها ، مرد و مردونه ، پوزه میکروب ها و ویروس ها رو هم به خاک مالیدن .
جراید : ما ایرانیان چقدر شادیم؟
زگیل خان :
خیلی بسیار فراوان زیاد .
مگه صدای دایره و تمبک رو که از همه سوراخ سمبه هامون بیرون زده ، نمیشنوین؟
به لطف حضرات خدمتگزار و نوکر مردم ، این شادی ها بیشترترتر هم خواهد شد .
جراید : مشاور رئیس جمهور ، منتقدان اظهارات احمدی نژاد را بچه های بی تربیت وبی نزاکت خواند.
زگیل خان :
تا این بی تریبیت ها و بی نزاکت ها نباشن ، کسی به ارزش واقعی مشاوران تربیت شده !!! پی نمیبره
جراید : مرگ یک نفر در فلسطین اشغالی بر اثر انفلوانزای نوع آ
زگیل خان :
اسرائیل فلسطینی هارو نکشه ، بیماری نکشه ، عزرائیل نکشه و ... .
پس این جماعت فلسطینی چطوری مرگ و میر داشته باشن .
جراید : در روسیه سه کارتن خواب، یک نفر را خوردند و قسمتی از گوشتش را به کبابی محل فروختند.
زگیل خان :
عزیزان زیاد عجله نکنین ، به زودی با اجرایی شدن طرح یارانه ها در همین کشور گل و بلبل ، تعداد خورده شدگان چندین برابر خواهد شد و کبابی ها علاوه بر گوشت خر و سگ ، مازاد گوشت آدمیزاد هم ارائه خواهند داد .
جراید : رئیس جمهور گفت به زودی خبرهای خوشی در زمینه هوا ، فضا و بیوتکنولوژی به مردم عزیز کشورمان خواهم داد.
زگیل خان :
بابا آسمونی .
از زمین چه خبر ؟
کمی هم با ما زمینی ها باش و حال و روز زمینی های کشور گل و بلبلت رو درک کن .
جراید : آغاز فعالیت گشت پلیس اینترنتی در سایت ها
زگیل خان :
زگیل خان پیشنهاد میکنه اینترنت رو 2 بخش کنن ، یه بخش کلا ف.ی.ل.ت.ر بشه . و یه بخش فقط دست پلیس باشه .
ما هم بار و بندیلمون رو جمع کنیم و بریم دنبال بیکاری مون .
اصلا مردم رو چه به اینترنت ؟
جراید : همسر احمدینژاد در ایتالیا
زگیل خان :
تنها رفته اونجا ؟
مگه جناب رئیس جمهور حواسش نیست که آقای برلونسکی ایتالیایی هستن و فوق العاده هیز تشریف دارن .
جراید : یک پسربچه در چین چهار دست و پا راه می رود و مورچه و کرم می خورد .
زگیل خان :
به حول و قوه الهی و با اجرا شدن طرح یارانه ها ، چهار دست و پا که چه عرض کنم ، خواهیم خزید .
ضمن اینکه واسه مقابله با گرسنگی بهتره از همین حالا تمرین مورچه خوری رو هم شروع کنیم .
جراید : 90درصد دوستیهای خیابانی به ازدواج منتهی نمیشود
زگیل خان :
خدا مرگم بده ، مگه آدم با هر کی تو خیابون دوست میشه ، باید باهاش ازدواج کنه؟
بیچاره زگیل خان طی هفته اخیر با 8 تا آقا رفاقت خیابونی کرده ، یعنی باید با همشون .... ؟
توضیح :
خدمت دوستانی که سوالات خاص میپرسن ، عرض شود که بعضی جواب هارو میشه اینجا (توی وبلاگ) داد ، بعضی هارو میشه جواب داد ولی نه توی وبلاگ و بعضی هارو هم اصلا نمیشه هیچ جا جواب داد .
جهت شناساندن چهره واقعی اغتشاشگران ، خبرنگار زگیل پرس مصاحبه ای با یکی از این اغتشاشگران انجام داده که توجهتون رو بهش جلب میکنیم .
زگیل پرس : چطور شد که شما یه اغتشاشگر شدید ؟
اغتشاشگر : ما داشتیم توی خونه به برنامه های مبتذل ماهواره نگاه میکردیم که یه صداهایی شنیدیم . وقتی از پنجره بیرون رو نگاه کردیم دیدیم که چند تا آمریکایی بهمراه چند تا ماشین پر از اسکناس دارن از تو کوچه رد میشن و پشت بلندگو داد میزنن و مردم رو به اغتشاش دعوت میکنن .
ما هم که بخاطر دیدن برنامه های مبتذل ماهواره زمینه منحرف شدن رو داشتیم ، اغفال شدیم و رفتیم ازشون کلی پول گرفتیم و اغتشاش کردیم .
زگیل پرس : شما از کجا فهمیدین که اونها آمریکایی بودن ؟
اغتشاشگر : آقای اونا کاملا شکل آمریکایی بودن و خودشون هم پشت بلندگوهایی که داشتن داد میزدن "ما آمریکایی هستیم" . تازه روی پیشونیشون هم یه مهر گنده "سیا" CIA خورده بود .
زگیل پرس : شما چطوری اغتشاش میکنی ؟
اغتشاشگر : ما الکی میریزیم توی خیابون و شیشه های مغازه های مردم زحمتکش رو میشکنیم و مغازه هاشون رو غارت میکنیم .
بعدشم میریم جلوی مامورای پلیس و التماس میکنیم "تورو خدا مارو کتک بزنین تا ازتون فیلم برداری کنیم و بدیم کانال های ماهواره ای پخش کنن" ، اما اونها مارو نمیزنن و کسی هم بهمون چیزی نمیگه تا شرمنده بشیم و به راه راست هدایت بیاییم ، ولی ما که ارشاد و این چیزا حالیمون نمیشه .
زگیل پرس : چطور به این نتیجه رسیدین که باید اغتشاش کنین ؟
اغتشاشگر : آقا ما از بچگی مشخص بود اغتشاشگریم . بچه که بودیم با تیر کمون گنشجک هارو میزدیم . دو سه مرتبه هم بطرف گربه هایی که روی دیوار بودن سنگ پرتاب کردیم .
یه بار هم بی اجازه مامان مون از کیفش یه 2 زاری برداشتیم .
زگیل پرس : مگه کسی نبود که راه صحیح رو بشما نشون بده ؟
اغتشاشگر : چرا آقای خبرنگار ، یه عده برادر لباس شخصی بودن که دائما با چماق و پنجه بوکس و باتوم به ما نصیحت میکردن که فریب این جنایتکارهارو نخوریم ولی چون ما دین و ایمان نداشتیم و قبلا همش توی سایت های مبتذل میگشتیم ، نصایح برادرانه اونها توی گوش مرتدمون نرفت که نرفت .
زگیل پرس : چرا وقتی آمارها اعلام میشه ، تعدا شما اغتشاشگرا اینقدر کم اعلام میشه ؟
اغتشاشگر : راستش آقا ما که سواد درست و حسابی نداریم و شمردن بلد نیستیم ، در نتیجه نمیدونیم چند نفریم . اونهایی هم که سواد درست و حسابی دارن و میتونن بشمرن ، اکثرا چشماشون مشکل داره و کوررنگی دارن ، و ضمنا از آمریکایی ها پول نگرفتن که تعداد مارو زیاد اعلام کنن .
زگیل پرس : حالا که مردم چهره واقعی شما رو شناختن و کسی از اغتشاشگرها حمایت نمیکنه ، شما چکار میخوای کنی ؟
اغتشاشگر : ما فعلا هیچ تصمیمی نگرفتیم و منتظریم اربابای آمریکایی بهمون پول بدن و بعش بگن که چکار کنیم . اما احتمالا بعد از اینکه پولامون رسید ، یه جراحی پلاستیک میکنیم و دوباره اغتشاش میکنیم ، چون گروه خونمون اغتشاش مثبته .
واحد مرکزی زگیل پرس : ضمن پوزش از شما خوانندگان گرامی ، خبرنگار زگیل پرس و اغتشاشگر عزیز ، بخاطر ضربه غیبی باتوم های غیبی که از غیب اومدن و بهشون خوردن ، از حال رفتن و توسط یه عده که از غیب اومده بودن ، غیب شدند و مصاحبه ما ناتموم موند .
یادش بخیر .
یادمه اون قدیم ندیما که 11 ، 12 ساله بودم (کمی قبل از زمان ظهور و سقوط دایناسورها) یه رفیقی داشتیم به اسم س.ق .
وقتی توی کوچه با س.ق و بقیه بچه ها بازی میکردیم ، اگه پدر س.ق میخواست صداش کنه ، داد میزد :
س.ق ،،،،، مادر سگ بیشرف بیا توی خونه .
و وقتی که مادرش میومد صداش کنه ، داد میزد که :
س.ق ،،،،،، پدر سگ بیشرف بیا توی خونه .
این چند ماه اخیر ، شدیدا حس میکنم که جامعه وضعیتی مثل اون موقع س.ق پیدا کرده .
راستش رو بخواهید از همون لحظات اولیه بعد از اعلام نتایج انتخابات صد در صد صحیح و بدون تقلب کشور گل و بلبل ، جناب زگیل خان دچار یه سوختگی غریبی شده که تا فیها خالدونش رو سوزونده و تا منتها الیهش رو چزونده . و طی این مدت با تمام معالجات صورت گرفته نه اثر سوختنش رفته و نه بوش .
زگیل خانی که تا همین اواخر (و همچنان در حال حاضر) گرفتار دریدگی و جریدگی و پاریدگی خفن انگیزناکی بوده و از اعماق تهش فریاد میزد : "پارگی از حد گذشت ، یا صاحب نخ و سوزن کجایی ؟" ، حالا علاوه بر مشکلات ناشی از دریدگی و جریدگی ، باید فریادی جهت یافتن صاحب پماد سوختگی از نوع 3 + 1 هم از خودش خارج کنه .
و باز هم مثل همیشه یکی نیست بگه :
آخه زگیل بی ریخت ، تو رو چه به رای دادن ؟
این همه سال از این غلطیجات نکردی و شناسنامه بینوات رو آلوده نکردی ، مشکلی برات پیش اومد آیا ؟
حالا مثل بچه زگیل برو بتمرگ توی همون ناکجا آبادت و با زگیلات یه قل و دو قل بازی کن و امر خطیر سیاست رو بسپار بدست پاره شدگان از عشق خدمت به خلق الله .
در نتیجه این چند وقتی که نبودیم ، رفته بودیم به همون ناکجا آبادمون و به یه قل و دو قل بازی با زگیل هامون پرداخته بودیم و سیاست رو سپرده بودیم بدست همون اسمش رو نبرهایی که عشق به خدمت پاره شون کرده .
و لذا از این پس سر در زگیلستان با آب طلا مینویسیم که "اینجا صحبت های سیاسی اکیدا و شدیدا ممنوع بوده و متخلفین رو به آدمخورهای کشور دوست و برادر خورمازوخولیای جنوبی میسپاریم تا بمصرف بچه های بی سرپرست شون برسونن" .
پ.ن.1 :
لازم به ذکره ، بر خلاف اونهایی که واسه انتخابات رفته بودن بین بد و خوب یکی رو انتخاب کنن ، زگیل خان رفتش تا از بین بد و بدتر یکی رو انتخاب کنه . و در نتیجه این سوختگی از نظر مفهومی و فلسفی با اونی که شما فکرش رو میکنین ، متفاوته (گرچه سوختگی ، سوختگیه و اینها همش بهونه است) .
پ.ن.2 :
عزیز دلی پیام داده که :
"واقعا شرم نمی کنی ............. . برو حیا کن و استغفار کن . اون نظری که تو اون سایت دادی واقعا شرم اوره . واقعا باید بری غسل توبه بزاری"
وقتی به آدرس مورد نظر رفتیم ، در نهایت تعجب دیدیم که 17 تا نظر از زگیل خان که همشون دقیقا در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1384 08:10 ق.ظ زده شدن و لحن نامناسبی هم دارن ، اونجا هست .
با اینکه نیازی به توضیح نیست و همه چی مشخصه ، اما زگیل خان یه توضیح کوچولو میدن :
اولا زگیلی که از شدت تنبلی زورش میاد توی وبلاگ عزیزانش سالی 1 نظر بنویسه ، چطور میتونه توی وبلاگی که هرگز ندیده 17 تا نظر بنویسه ؟
دوما چطور میشه ظرف فقط 1 دقیقه ، 17 تا نظر نوشت ؟
سوما بیشتر اون نوشته ها با فکر و عقیده زگیل خان مناسبتی ندارن .
چهارما سبک ادبیاتی که در اون نوشته ها بکار رفته ، کاملا با ادبیات زگیلیسم متفاوته .
به دلایل بالا و خیلی دلایل دیگه که حس نوشتنش نیست ، جناب زگیل خان اون نوشته ها و نوشته های مشابه رو کاملا انکار میکنن .