تبليغاتX
زگیل خان
 روووزه

سلام

 

آخه یکی نیست که بگه زگیل بی ریخت ، تو رو چه به روزه گرفتن . (جرات دارین بگین ، تا چشمان تون رو در بیارم و بزارم کف دست گربه های بی سرپرست زگیلستان) .

باور کنین در حالیکه فقط دو هفته گذشته (که سه روزش رو هم با کلک مرغابی روزه خواری کردیم) ، اونقدر وزن کم کردم که با اولین لبخند دندون مصنوعی هام از دهنم میفته بیرون .

بسکه لاغر شدم ، کاسه چشمام یه ذره شده و چشمام دیگه بیش از حد واسه کاسه شون بزرگ شدن و همین فردا پس فرداست که غلطان غلطان بیفتن جلوی پاهای لرزونم .

یکی نیست که بگه بابا جون ، این زگیل پوست و استخون تمام 24 ماه سال رو روزه است ، دیگه نیازی به گرفتن این 30 روز نداره .

اصلا باور میکنین که روزهایی که روزه ام ، تمام مدت چشمونم رو میبندم . آخه چشمم به هر کسی که میفته ، بشکل خوراکی میبینمش .

الکی نیست که از روز دوم ماه مبارک شروع به نوشتن کردم و امروز که 15 روز ازش گذشته ، فقط تونستم همین چند سطر رو خط خطی کنم ، اون هم با هشتصد تا غلط املایی و دستوری و چاپی .

 

پ.ن :

- الان با وضعیتی که دارم ، خدارو شکر کنین که ماه های سال رو فقط  24 ماه دیدم . تقصیر بنده هم نیست ، با این فشاری که روده محترم داره میاره ، تعداد ماه ها خیلی بیشتر از اونیه که همیشه فکر میکردم .

 

- نوشتم 30 روز ، ولی شما همینجوری نخونین ، لطفا تا جایی که میتونین 30 رو بکشین ، چون واقعا اسمش 30 روز هست ولی  طولش 300 روزه .

خودم هم موقع نوشتن دلم میخواست بیشتر میکشیدمش ، ولی نه حسش هست ، نه قدرت و توانش ، ضمن اینکه گرسنگی مهلت نمیده بیشتر بکشمش .

 

- اینهایی که گفتم به این جناب  زگیل خان گفتم ، ولی شما روزه تون رو بگیرین تا این چربی های اضافی رو که در اثر خوردن غذاها جمع کردین ، آب کنین و در کنارش هم ثواب ببرین و هم حوری های بهشتی گیرتون بیاد .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 | موضوع: مینویسم , پس هستم