تبليغاتX
زگیل خان
 لیلی با من نیست

لیلی با من نیست

 

به ریش من ، چرا خندید ، لیلی ؟

چرا در ظرف من ش.ا.ش.ی.د لیلی ؟

تو میگفتی : بجز من نیست میلش

چرا من را به سگ بخشید ، لیلی ؟

 

نوشته شده توسط زگیل خان در جمعه هجدهم آبان 1386 | موضوع:
 گوشی جناب م

سلام

 

اخیرا گردش روزگار ، جناب م رو محتاج به زیارت WC کرد ، اونم ساعت حدود 8 شب .

این جناب م هم فوق العاده شخص شریفی هستش و یه گوشی خیلی کار درستی هم داره که حدود 60 هزار تومنی می ارزه . ایشون فوق العاده به گوشی شون وابسته هستن و بدون اون نمیتونن ، حتی لحظه ای سر کنن . واسه همین اون شب ، گوشی اش رو هم با خودش با پابوسی WC بود .

در حین کار (البته ما نمیدونیم دقیقا کجای کار بوده) ناگهان گوشی جناب م میفته اندرون اون جای اسمش رو نبر . جناب م هم ظاهرا بدون اینکه شلوار مبارکش رو بالا بکشه ، سریع برمیگرده و دستش رو میبره داخل ، تا گوشی اش رو نجات بده .

در همین گیر و دار ، و تلاش و تقلا ، ظاهرا آرنج جناب م محکم میخوره به دیواره سنگ مبارک ، و در چشم بهم زدنی دست جناب م باد میکنه تا حدی که ایشون نمیتونه دستش رو بیرون بکشه .

جناب م چند دقیقه سعی میکنه تا بدون سر و صدا خودش رو نجات بده ، ولی وقتی که از نفس میفته ، از شدت ناراحتی ، عصبانیت و احتمالا کمی هم درد اونقدر فریاد میکشه و به زمین و زمان (و احتمالا سنگ مبارک WC) ، تا بالاخره اعضای خانواده خبردار میشن و برای کمک میان .

هر کسی راه حلی ارائه میکنه و پیشنهادی از خودش بیرون میده ، ولی از اونجا که هیچ کدوم کارشناسانه نبوده ، به درد و رنج جناب م اضافه میکنه .

سرانجام یه نفر که ظاهرا ضریب هوشی اش صدها مرتبه از بقیه حاضرین بیشتر بوده ، پیشنهاد میکنه تا به آتش نشانی زنگ بزنن و از اونها کمک بخوان .

زحمتکشان آتش نشانی میان و با شکافتن کف WC و شکستن سنگ و سایر اقدامات لازم سرانجام دست و موبایل جناب م رو نجات میدن . البته گوشی بینوا بعلت صدمات وارده همونجا عمرش رو بشما تقدیم میکنه و دست جناب م برای معالجات فوری به بیمارستان منتقل میشه .

و این جریان ساعت 1 نصف شب ، بخوبی و خوشی تموم میشه . (البته بر عکس فیلم / سریال های خودمون ، هیچ مراسم عروسی بعدش اتفاق نمیفته) .

تنها نکته عجیب این قضیه ، اینه که هیچکس فکرش به این مطلب نرسیده بوده که این شلوار جناب م رو بالا بکشه ، تا سایر افرادی که از راه میرسن ، ایشون رو با اون وضعیت نبینند . (هیچ بعید نیست که به همین زودی عکس های جناب م ، بعنوان عکس های مستحجن ، وارد سایت ها و وبلاگ ها بشه) .

جالبه که هزینه خراب کاری های اون شب 5 و نیم برابر قیمت گوشی با کلاس جناب م شد .

 

نتیجه اخلاقی :

وقتی گوشی تون افتاد داخل WC ، اول شلوارتون رو بالا بکشین .

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 | موضوع:
 انواع کامنت ها

سلام

 

امروز خیلی بیکار بودیم ، هیچی هم به ذهنمون نرسید ، کمی هم تنمون میخارید ، فلذا همینطوری الکی الکی ، با چشمهای نیمه بسته ، جهت آشنایی شما عزیزان ، نگاهی داریم به انواع کامنت های مورد استفاده در وبلاگ ها .

در کتاب تذکره الکامنتیات ، تالیف شیخ فلان زگیلستانی ، آمده است که کامنت بر 14 گونه است ، که ما در اینجا فقط به 13 نوعش اشاره میکنیم :

 

کامنت خبری : جهت اطلاع زنده بودن نویسنده بکار میرود :

سلام ، آپما

 

کامنت کپی ، پیست (Copy&Paste) : که میتوان همزمان در هشتاد وبلاگ قرار گیرد :

ویلاگ بسیار زیبایی دارید ، به ما هم سری بزنید

 

کامنت اقتصادی : جهت سرازیر کردن پول و ثروت به درون جیب مبارک شما مورد استفاده قرار میگیرد :

بهترین و تنها راه قانونی درآمد – عضویت در گلدانکی (گلد+دانکی)

 

کامنت عشقولانه : ویژه افرادی که همین دیروز اولین عشق خود را ملاقات کرده اند :

در تنهایی شبها ، زیر آسمان بدون ستاره ، کنار سگ سیاه مینشینم و با ناخن هایم ، تصویرت را روی لجن های جوی آب ، میکشم .

 

کامنت دوست یابی : بکار رفته توسط دلدادگانی که دل خود را در دست گرفته و بدنبال خریدار میگردند :

من تو را دیدم و دیوانه شدم

مهره مار ، مگر داری تو ؟

 

کامنت خرواری : بیکارتر از زگیلی که هوس کرده هشتصد خط کامنت برای شما بنویسد :

(تنبلی اجازه نوشتن مثالش را نمیدهد) .

 

کامنت عارفانه : مختص دوستانی که تمایل زیادی به امور الهی داشته و فکر میکنند سایرین از این موهبت بی بهره اند :

و اینک که انوار آسمانی در لباس خیارات در آسمان پرسه میزنند ، جای دارد که بطلبیمشان .

 

کامنت سوزناک : بکار رفته توسط کسانی که اخیرا دچار سوختگی شدید ، در اثر شکست عاطفی شده اند :

آب بیاورید ، آب . تشنه نیستم ، در آتش عشق توی بی وفا سوخته ام .

 

کامنت تنبلانه : جهت صرفه جویی در وقت نویسنده و خواننده کامنت بکار میرود :

 

 

کامنت تبلیغاتی : جهت کمک به شما مورد استفاده قرار میگیرد :

اگر میخواهید بازدید کنندگان وبلاگ تان را افزایش دهید ، لینک باکس قورباغه های تشنه محبت را در وبلاگ خود قرار دهید .

 

کامنت خصوصی

!!!؟

 

کامنت اشتباهی : هیچ ربطی به ما و شما ندارد ، اشتباهی در بخش نظرات ثبت شده است :

ملیحه جان ، بابات کی میره ماموریت ؟

 

کامنت زگیل خانی :

سبیل گرازهای مزرعه تان پهن تر و وزغ های حوض تان چاق و چله تر باد .

 

توضیح واضحات :

اولا نوع چهاردهم کامنت را توضیح ندادیم ، زیرا همان کامنت های زیبای شما هستند (اینهم یک تعریف لوس وارانه) .

دوما این بار بر خلاف همیشه ، کاملا با قصد و غرض قبلی ، این متن را نوشتیم .

نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه یکم آبان 1386 | موضوع: