تبليغاتX
زگیل خان
 سوتی های من (قسمت سوم)

سلام

 

زمان : همین اخیرا

مکان : یه جلسه نسبتا رسمی با افراد اخمو (برج های زهر مار) و کمی محروم از تربیت .

دلیل حضور : همینطور الکی ، یهو از آسمون افتادیم وسط جلسه .

 

مشروح گزارش :

وقتی وارد شدم ، آقایی کراوات زده و خیلی ناز (که دلم رو یه جورایی بردش) با لحنی ملکوتی پرسید : ببخشید ، نام شریف سرکار ؟

و من هم که در سراسر عمرمون چنین برخورد لطیفی باهام نشده بود ، دست و پام رو گم کردم و اسمم یادم نیومد . نزدیک 40 ثانیه اینور و اونور رو نگاه میکردم ، تا اینکه بالاخره کارتم رو از کیفم درآوردم و از روش اسمم رو با آقاهه گفتم .

چنان مشکوکانه برخورد کرد که نگو و نپرس : ببخشین آقا ، مطمئن هستید که این اسم شماست ؟

زگیل خان : فکر میکنم ، ولی واسه اطمینان بیشتر ،میتونید از ایشون بپرسین ، و شانس آوردم که سرکار رئیس جلسه اونجا بودن و من رو به آقاهه معرفی کردن .

وقتی وارد شدم ، به وضوح دیدم که چند نفری که ظاهرا صحنه سانسور نشده فراموشی ما رو دیده بودن ، نیش های ابلهانه شون رو باز کرده بودن و دندون هاشون رو (بدون هیچ ملاحظه ای) ریخته بودن بیرون .

صورتم رو چرخوندم به طرف اون چند نیش باز و با صدای بلند طوری که اونا هم بشنون ، به خانومی که به همه خوشآمد میگفت ، گفتم : این سنگهای قشنگ رو از کجا آوردین اینجا ؟

و ایشون هم در نهایت احترام جواب دادن : سفارش دادیم از خارج برامون آوردن .

و در دم صاحبین نیشها ، دو زاری شون افتاد و بستن در سنگستان رو .

***

یک ساعتی از بحث گذشته بود و همه در اعماق بحث غوطه ور بودن که ناگهان ماده وزغی از جلوی بنده رد شد و از اونجا که پام رو انداخته بودم روی اون یکیش ، کفشم نوازشی به باسن مبارک شون داد و خاکیش کرد .

ببخشیدی گفتم و خواستم پاکش کنم ، ولی فقط یک مرتبه با دستم پشت ماده وزغ مزبور رو تکونده بودم که مثل عقرب گزیده ها ، خودش رو پرتاب به جلو کرد و ازم دور شد و اینبار صدای قهقهه گروهی محروم از ادب ، آرامش جلسه رو بهم ریخت .

من که متوجه نشدم چرا میخندن . کار من که خنده نداشت (داشت ؟) .

***

بعد از 2 ساعت و نیم کمی تنفس به اهل جلسه داده شد . و هر کس بکاری مشغول . در همین حین ماده وزغ ماه سیمایی از حضار از دستشویی اومد بیرون ، و بطرز خیلی تابلویی به چهره جذاب بنده خیره شد . از اونجایی که هیچ شناخت قبلی ازش نداشتم ، فکر کردم حتما باید چیزی بهش بگم و گفتم : عافیت باشه .

و این بار چنان صدای قهقهه بلند شد که خودم هم خنده ام گرفت . و خانوم چنان سرخ شد که بگمونم هیچ آرایشگری ، با هیچ ماده ای ، نمیتونست اینقدر سرخش کنه .

همه خندیدن (و البته خودم هم خندیدم) ، ولی نمیدونم چرا ؟

***

بعدش محض احتیاط ، تا آخر جلسه چشم و گوش و دهانم رو بستم تا مبادا سوتی دیگه ای ازشون در بره .

***

آخر جلسه شنبلیله خانومی (بهمراه مقادیری ناز و کرشمه) گفت : آقای زگیل ، واقعا از حضور در محضر شما لذت بردم ، میتونم بعدها بیشتر از محضرتون استفاده کنم .

کمی عصبی شده و قیافه عبوسی گرفتم و گفتم : فعلا امروزی هارو هضم کنین ، تا بعد .

و از محل متواری شدم تا دسته گل دیگه ای به آب ندم .

 

البته بعد از اون جلسه کذایی ، بنده هنوز دارم فکر میکنم که :

آیا اینکه بنده اسم خودم رو فراموش کنم ، اشکالی داره ؟

آیا تکوندن خاک پشت یک خانوم با دست اشکالی داره ؟

آیا گفتن عافیت باشه ، به کسی که از دستشویی میاد ، اشکالی داره ؟

 

و این بود گزارش جلسه کلاس بالای ما .

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 | موضوع:
 مواضع زگیل خان

سلام

 

رييس سازمان زندان‌ها : ايران در ترويج سياست كاهش استفاده از مجازات زندان پيشتاز است .

زگیل خان : کاملا با شما موافقم . وقتی حکم اعدام هست ، نیازی به زندان نداریم .

 

خبر : مسوولان قضايي استان هرمزگان در هفته قوه فضاييه در مساجد پاسخگوي مشكلات مردم خواهند بود .

زگیل خان : ببخشین آقا ، اشتباه شده . قراره که در مساجد فقط غذا بدن .

 

سردارساجدي‌نيا :‌ تاكنون حكم اعدام براي هيچ‌يك از اراذل دستگيرشده صادر نشده است .

زگیل خان : بلکه اراذل محترم ضمن ابراز انزجار از گذشته خود ، خودکشی فرموده اند .

 

خبر : صدها قوطي مشروبات الكلي در اردبيل كشف شد .

زگیل خان : پس به امیدا خدا همین امروز و فردا مشروبات مکشوفه وارد بازارهای تهرون میشن .

 

آيت الله العظمي مكارم شيرازي : دولت براي پيشرفت و توسعه کشور مراکزي را براي مخترعان ايجاد کند .

زگیل خان : کمی اجازه بدهید . فعلا زندان ها محل استقرار دانشجویان گرامیست . انشالله نوبت مخترعان عزیز هم فرا میرسد .

 

حداد عادل :‌ موضوع عراق و لبنان را قرباني پرونده‌ي هسته‌يي‌ نمي‌كنيم .

زگیل خان : دقیقا . فقط ایران را قربانی کنیم ، کافیست .

 

حداد عادل :‌ ايران از امكاناتش عليه همسايگانش استفاده نمي‌كند .

زگیل خان : ایول پهلوان . این امکانات فقط برای استفاده علیه مردم ایران است و بس .

 

اسدالله بادامچيان : تشكيل مثلث خاتمي، كروبي و هاشمي از سوي اصلاح‌طلبان ممكن نيست .

زگیل خان : بگمونم بهترین شکل قابل تشکیل با نامبردگان ، ذوزنقه است .

 

خبر : سه آدم‌ربا كه زن و مرد عراقي را در تهران به گروگان گرفته و در قبال آزادي‌شان 17 هزار دلار پول دريافت كرده بودند، دستگير شدند .

زگیل خان : آقا کسی نمیخواد زگیل خان رو گروگان بگیره ؟ نصف نصف شریک .

 

يو.اس.اي.تودي : ايران و سودان با استفاده از يك راه فرعي تحريم‌هاي آمريكا را بي‌تاثير كرده‌اند .

زگیل خان : راه فرعی بی اثر کردن تحریم ها :

پاره کردن ناکجا آباد توده مردم با بالا بردن نرخ تورم ، افزایش آمار سارقین ، گدایان ، فحشاء و ... .

 

مدير مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت : زنان بهترين منبع مشاركت در پيشگيري از ايدز هستند .

زگیل خان :

اولا زنان رعایت کننده حجاب اسلامی بیشتر موثرند .

دوما البته اگر همه زنان را به بازداشتگاه های تحت نظر نیروی انتظامی بسپاریم ، موثرتر است .

 

خبر : قتل مرد غريبه در شیراز ، پايان عاقبت رابطه پنهاني .

زگیل خان : قابل توجه کسانی که دنبال ایجاد رابطه با آمریکا هستن .

 

رييس دانشکده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد :‌ اسلام هيچ منافاتي با پيشرفت زن مسلمان در تمامي عرصه‌هاي فردي و اجتماعي ندارد .

زگیل خان : اسلام ندارد ، ما (مسلمانان) که داریم .

 

آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني : پيروان وهابيت با ايجاد ناامني سعي مي‌کنند شيعيان را از اهداف عالي خود بازدارند .

زگیل خان : و چه اهدافی والاتر از دزدی ، تجاوز ، آدمکشی و ... .

 

دادستان کل کشور :‌ علماي جهان اسلام دست مدعيان دروغين اسلام را رو کنند فرهيختگان اجازه ندهند فرصت طلبان کوته بين، چهره حقيقي اسلام اصيل را ملکوک کنند .

زگیل خان : خدا پدرت رو بیامرزه هیس س س س . میخواهی خودزنی کنی ؟

 

حسـن بيادي : هيات مديره مجبور به پذيرش استعفاي انصاري‌فرد شد .

زگیل خان : تایید میکنیم . چوب و چماق و چاقو و قداره هیات مدیره هم گواهند .

 

امیر رضا خادم : پرسپولیس و استقلال را به پروین و حجازی بدهید .

زگیل خان : همینه دیگه ، خادم میتونه خدمتگزار رو شناسایی کنه .

 

ایمیل یک دوست : بخدا دلم از دوریت مثل یه ویرانه شده ، چرا بهم سر نمیزنی ؟

زگیل خان : بنده مدتی است که از جغد بودن استعفا داده ام .

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 | موضوع:
 سه نقطه

سلام

 

امروز خيلي عصبانيم ، يعني دقيقتر بگم ، الان دو روزه كه اعصابم حسابي خورده .

ميپرسين ، چرا ؟ و از دست كي ؟

بايد بگم از دست زگیل خان ...... .

(هر چي گشتم يه فحش كم خطر پيدا نكردم كه بجاي نقطه ها بنويسم) .

 

داستان از اينقراره كه :

چند وقت پيش ترها كه زگیل خان تدريس خصوصي ميكردش ، يه دختري 23 ساله شاگردش بود يعني دانشجو بودش و زگیل خان تو خونه شون به اسم معلم خصوصي درس هاي رياضي و حسابداري رو بهش ميگفتش .

اين دختر تمام وجودش مثل طلا بود (برداشت بد نكنين ، من تمام وجودش رو نديدم ، فقط حدس ميزنم كه اينطوري بودش) و انقدر ماه بود (منكه شب نديدمش ، اونهايي كه ديدن ميگن) كه نگو و نپرس .

كلي هم شيطون بود و موقع درس ، حسابي شيطنت ميكرد ، همش تيكه مينداخت و ناز و اداهاش پدر زگیل خان رو درآورده بود ، اما این زگیل خان .... (خودتون به سليقه و بزرگي خودتون جاي اين نقطه ها يه فحشي بزاريد) از بسكه ادعاي با مراميش ميشد  ، اصلا نگاه بد بهش نكرد .

 

وضع خانوادگي دختر خانوم هم كه توپ توپ ، باباش دو تا دختر داره و از اون خر پول هاي كرج حساب ميشه .

اين دختر نزديك يك سال و نيم شاگرد زگیل خان بود و طوري با زگیل و خونواده اش ، خودموني شده بود كه دختره با آب و تاب از آرزوهاش براي ننه زگيل ميگفت .

(و ظاهرا همسایه های فضول هم مراسم عقد و عروسی رو بر پا کرده بودن) .

 

اما زگیل خان كه ديد اينجوري زشته ، از شدت حجب و حيا  !!! و از ترس حرف مردم ، به دختره گفت :

ديگه بهش درس نميده و اون به فكر يه معلم ديگه باشه .

مادر دختر و خود دختر چند بار (ظاهرا 4 بار) اومدن و کلی هم اصرار کردن .

ننه زگیل میگه که حتی بار آخر مادر دختره گفته :

اگه مشکل زگیل خان نامحرم بودنه ، میتونن به هم محرم بشن .

(منکه اونجا نبودم . راست و دروغش گردن ننه زگیل) .

 

تا اينجاشو كه متوجه شدين ، ‌حالا بقيه اش رو بشنوين :

پريروز شنيدم كه معلم خصوصي تازه این دختر خانوم كه فقط 58 سال داره (و زن و سه تا بچه هم داره) مخ دختره رو زده (فقط بعد از یک ماه و نیم) و اول ، عملا زن و شوهر شدن !!!! و بعدش از باباي دختره ، اجازه ازدواج با دخترش رو خواسته .

 

از وقتي اين خبر رو شنيدم ، همش به زگیل خان ميگم :

..... زگيلت .

..... زگيله .

آخه زگيل .... ، چرا اينقدر .... .

الهي كه .... .

حيف ، هزار حيف كه شرم و حيا اجازه نميده كه حق اين زگيل خان .... رو كف دستش بزارم .

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 | موضوع:
 نصایح

سلام

 

چند نصیحت که از کتاب دریدگی (پاره نامه سابق) نوشته مقام شامخ زگیل خانی نقل گردیده است :

 

یکم : هیچ وقت به هیچ موجودی نگین که دوستش دارین . فرقی نداره که زن باشه یا مرد . چون هیچ کس جنبه این رو که بدونه دوستش دارین ، نداره .

 

دوم : وقتی شخصی بهتون میگه دوست تون داره ، مطمئن باشین که دروغ میگه مثل ... (جانوری چهار پا که پارس مینماید) . همیشه یادتون باشه که دوست داشتن ، گفتنی نیست .

 

سوم : نمیگم دروغ نگین . نه عزیز ، دروغ بگین ، ولی وقتی میخواهین دروغ بگین ، اولش ببینین این دروغی که میگین ، واسه خودتون قابل قبول هست یا نه ؟

 

چهارم : اصلا به این فکر نکنین که جهنمی هستین ، یا بهشتی . به این فکر کنین که اون جهنم یا بهشت ارزش کارهایی رو که میکنین داره یا نه .

 

پنجم : اگه دیدین که کسی میگه که پول چرک کف دست هست و مادیات بی ارزشه ، مطمئن باشین که طرف خودش رو (و اگه دستش برسه ، بقیه رو) واسه پول پاره میکنه .

 

ششم : برای شما هیچ کس عزیزتر از خودتون نمیتونه باشه ، پس اگه دیدین بخاطر کسی دارین خودتون رو نابود میکنین ، مطمئن باشین که اون فرد برای شما عزیز نیست ، چون شما معنی ارزش رو نمی فهمین .

 

هفتم : اگه بازم دیدین کسی توی وبلاگش نصیحت تون کرده ، خودش رو بهمراه وبلاگش به آتیش بکشین تا دنیا رو از شرش راحت کنین .

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 | موضوع:
 داستان جنگل ما (قسمت سوم)

سلام

 

فردای یه دست شدن لباس حیوانات جنگل ، کلاغ همه حیوونا رو جمع کرد و دوباره براشون سخنرانی کرد . و این بار چراهای مهمتری رو مطرح کرد :

چرا باید پرنده ها پرواز کنن ولی بقیه حیوانات روی زمین حرکت کنن ؟

چرا باید آهو با این سرعت بدود ولی لاکپشت اینقدر کند باشه ؟

چرا باید پرنده ها بالای درخت خونه بسازن ، مورچه ها زیر زمین ؟

چرا ... ؟

و بعد از کلی دلیل و برهان مستدل و قانع کننده آوردن ، دستور داد که از این به بعد در جهت برابری همه حیوانات جنگل قوانین زیر اعمال بشه :

اولا هیچ پرنده ای حق پرواز کردن نداره .

دوما هیچ حیوانی حق نداره تندتر از دیگران حرکت کنه . ضمن اینکه دویدن کلا ممنوع شد .

سوما تمام حیوانات باید فقط روی سطح زمین خونه بسازن .

و ...

حیوانات جنگل هم از اینکه کلاغ اینقدر در راه هدف والای برابری حیوانات زحمت میکشه و چنین دستورات هوشمندانه ای صادر میکنه ، لذت میبردن و به دستورات کلاغ ، با جون و دل عمل میکردن .

 

و هر روز به همین منوال میگذشت .

کلاغ حیوانات رو جمع میکرد و براشون سخنرانی زیبا و شیوایی میکرد و در نهایت با برهان قاطع و منطق قوی ، قوانینی در جهت برابری حیوانات صادر میکرد .

 

اون روز هم کلاغ با حرارت حرف میزد و همه حیوونا منتظر دستورات جدیدش بودن تا بکار ببندن و با هم بیشتر برابر بشن .

کلاغ میگفت :

چرا باید شیر و پلنگ گوشت آهو بخورن ؟

چرا باید زرافه جوانه های شیرین بالای درخت رو بخوره ؟

چرا باید آهو علف های زیر دست و پا مونده رو بخوره ؟

چرا پرنده های میوه و دانه میخورن ؟

چرا ... ؟

پس برای اینکه همه حیوونا واقعا با هم برابر باشن ، باید غذای اونها هم واحد باشه .

اما آیا غذایی وجود داره که به اندازه کافی وجود داشته باشه که همه حیوونا بتونن مصرفش کنن ؟

بله . من این غذارو که عدالت و برابری بین حیوانات رو تامین میکنه ، پیدا کردم .

بهترین ، فراوان ترین ، سالم ترین و مغذی ترین غذای عالم ، تاپاله فیله .

سکوتی سنگین سرتاسر جنگل رو فرا گرفت .

و کلاغ ادامه داد که :

بله عزیزان ، اگه همه حیوونای جنگل تاپاله فیل هارو به عنوان غذا استفاده کنیم ، بزرگترین و آخرین قدم رو برای ایجاد مساوات برداشتیم .

 

الان سالها از اجرای قوانین کلاغ میگذره .

درسته که دیگه شیر از بسکه تاپاله خورده ، دیگه یال و کوپالی براش نمونده .

درسته که قناری دیگه نمیتونه به قشنگی قدیم بخونه و صداش شده شبیه عربده الاغ .

درسته که زیبایی طاووس به همون اندازه جغد شده .

درسته که بلندی ، کوتاهی ، زشتی ، زیبایی ، ... ، دیگه هیچ معنی در جنگل ما نداره .

درسته که ...

در عوض ، الان سالهاست که حیوونای جنگل ما همه شون دقیقا یک شکل شدن ، یک کار میکنن ، یک چیز میپوشن ، صداشون مثل همدیگه است و ... و برابری و برادری رو با تک تک سلول های بدنشون احساس میکنن .

و خوشبختانه همونطوری که کلاغ پیش بینی کرده بود ، با وجودی که همه حیوونا دارن تاپاله فیل میخورن . ولی تا این لحظه هیچ کمبود غذایی پیش نیومده و خدا برکت بده به این فیل جماعت که حتی یک لحظه هم از هنر تاپاله سازی غافل نمیشن .

 

پایان

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه نهم خرداد 1386 | موضوع: