تبليغاتX
زگیل خان
 تو كه نيستي ......

سلام

 

نمیدونم از آب و هوای بهاره یا چیز دیگه ، که بعد از مدتها خشکیدگی طبع ، پشت سر هم شعرهای عاشقونه  و حرفای رومانتیک از ذهن خلاقم فوران میکنه .

فکر کنم سه یا چهار پست قبل شعری گفته بودم درباره تو به اسم تو که بودی . و اینکه وقتی بودی چه به روزم آوردی . و شعر امروزم یه جورایی ادامه همون شعره ، تو که نیستی . و اینکه حالا که تو نیستی ، وضعیت ما چطوره .

 

نام شعر : تو که نیستی ...

نام سراینده : زگيل خان

 

تو که رفتی شادمونی اومد

بدی رفت و مهربونی اومد

رفتی و قشنگ شده دنیامون

خنده آشتی کرده با لبهامون

تو كه نيستي باغچه عطر آگينه

راستي راستي زندگي شيرينه

گربه ها روي ديوار ميرقصن

                                    ولی سگها غصه دارت هستن

خار غم خشك شده ، افتاده

باغچه خشك دلم گل داده

كلاغ غصه شده ديوونه

بلبل شادي غزل ميخونه

حالا زندگي برام شيرينه

خدا شاهده ، خودش ميبينه

وقتي رفتي غم و درد و بردي

كاشكي زودتر از اينا مي مردي

هرچي از تو مونده موريانه خورد

مرده شور اومد و ياد تو رو برد

آرزوی شب و روزم شده این

کاشکی دیگه برنگردی ، آمین

 

وای که چقدر رومانتیکم من ، برم و واسه خودم مقادیری اسفند دود کنم .

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 | موضوع:
 سوال و جواب / روش یافتن بازدید کننده برای وبلاگ

سلام

 

بازم همچون همیشه ، جهت حل شدن مشکل خلایق کت مان را درون شلوار چپانده ، چادر را دور کمر بستیم و تشریف آوردیم . در این مبحث سوال مطرح شده توسط عزیزی را پاسخ ارائه فرمودیم . باشد که قبول افتد .

 

سوال : چگونه برای وبلاگ مان بازدید کننده پیدا کنیم ؟

 

پاسخ : با عمل به مواردی که در زیر اشاره شده ، میتوانید روزی بیش از ۵۰۰ بازدید کننده داشته باشید :

 

روش اول : همین الان در وبلاگ خود فهرستی از عناوین جستجو شده توسط اهالی جهنم ، که شامل کلماتی از قبیل عکس دختر/دختر تهرونی/زن/ایکس ایکس ایکس و ... ، باشد را ارائه کنید و جلویش آمار جستجوی کلمه مربوطه را بنویسید .

به این ترتیب خوانندگان تان فکر میکنند خیلی آدم حسابی تشریف دارید ، شما دنبال جستجوی این گونه کلمات نمیروید و از این کار بیزارید ، بدینسان کارتان میگیرد .

 

روش دوم : لازم نیست که در وبلاگ خود مطلبی بنویسید ، کافیست که وبلاگ تان را در موتورهای جستجو ثبت کنید و به عنوان کلمات کلیدی ، از کلمات پر طرفدار (ذکر شده در روش اول) استفاده نمایید .

 

روش سوم : ابتدا متنی (ترجیحا عاشقانه و رومانتیک) نوشته ، سپس توسط مرورگر اپرا هشتاد وبلاگ را همزمان باز کنید و متن سوزناک تان را در قسمت نظرات تمامی وبلاگ ها copy و paste کنید .

همچنین میتوانید بنویسید : من آپما ، (البته ممکنه بعضی ها بگن : به درک . ولی شما اصلا ناراحت نشین) .

 

روش چهارم (مخصوص نرها برای جلب بازدید کننده ماده)  : در بخش نظرات وبلاگ های دیگران جستجو کنید و هر جا که نظری از موجودی ماده دیدید ، بلافاصله به وبلاگش تشریف برده و بدون خواندن مطالبش کلی تعریف کرده و آدرس وبلاگ ، ای دی g-mail (چون با کلاس تره) ، شماره موبایل (ترجیحا با ۲ شروع بشه) ، آدرس عکس خودتان (که یک فتوشاپ کار ماهر از چهره وزغ وارتان ، یک آرتیست ساخته) ، آدرس منزل (ترجیحا ویلای شمال) و ... را بنویسید .

بعد به وبلاگ خود رفته و منتظر نتیجه بمانید .

 

روش پنجم : لینک باکسی تهیه کنید یا از نمونه های آماده استفاده کرده و در آن از عناوین صدا کننده مثل بمب استفاده کنید . مانند نمونه های زیر :

آخرین عکسهای ... هنرپیشه جلبک .

ازدواج قریب الوقوع آقای گراز و شنبلیله خانوم .

جدیدترین فیل... شکن ها .

فیلم ... شپش خانوم .

و ... .

 

مطمئن باشید که با عمل به موارد فوق ، بیشترین موفقیت را کسب خواهید نمود .

و من الله توفیق .

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 | موضوع:
 عکس

سلام

 

بسکه همه گفتن که زگیل خان فقط غرغر میکنه و به زمین و آسمون ایراد میگیره ، امروز واسه اینکه به همه ثابت بشه که از قضا بنده فوق العاده احساساتی و رومانتیک هستم ، تصمیم گرفتم یه سری عکس که بنظر خودم جالب بودن ، هدیه کنم به شما .

سلیقه من همینه . میخواد خوشتون بیاد ، میخواد نیاد .

 (البته واسه اینکه وبلاگ دیر لود نشه ، فقط لینک عکس هارو ، اونم در ادامه مطلب گذاشتم) .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 | موضوع:
 تصادف

سلام

هر چقدر که من از فیلم های هندی ، عاطفی ، عشقولانه بدم میاد ، سایر زگیلستانی ها عاشق این جور فیلم ها هستن ، خصوصا انواع هندیش که حتی جدی ترین هاش هم سرشار از لوس بازیه .

متاسفانه در نهایت بدبختی مجبور شدم یکی از همین فیلم ها رو نگاه کنم ، اونم نه یکی دو تیکه اش ، از نوشته های ابتدای فیلم تا به آخرین نوشته های پایانیش .

باورتون میشه که بعد از این شکنجه وحشتناک ، هنوزم میتونم بنویسم ؟

 

بگذریم ، چون من چیز دیگه ای میخوام بگم .

فیلمه مثل اکثر فیلم های هندی دیگه درباره یه پسره گدا گشنه بود که خاطر خواه یه دختر بی ریخت مایه دار میشه و آسمون و ریسمون رو به هم میبافن و علیرغم تمام مخالفت های آبکی ، بهم میرسن . و صد البته آشنایی شون با یه تصادف شروع میشه .

 

تصادف ، دقیقا همون چیزیه که میخوام درباره اش بنویسم .

الان درباره خودم فکر میکنم که چند درصد احتمال داره که بنده هم مثل فیلم های هندی تصادف کنم .

خوب راستش با شناختی که از خودم دارم و با مروری به سوابق و سوء سوابقم باید بگم که اگه قرار باشه تصادفی برام اتفاق بیفته ، یکی از این چند مورد میتونه باشه .

اگر قرار باشه روزی ماشینی به من بزند ، به احتمال صد در صد یک کامیون حمل زباله در حالیکه دنده عقب حرکت میکند به من خواهد زد ، اونهم دقیقا روی خط کشی و کنار چراغ سبز رنگ عابر پیاده .

حالا خودتون بگین که راننده این کامیون چطور موجودی میتونه باشه ؟

و چقدر میتونه به من مهر بورزه ؟

انواع دیگه تصادف هم هست ، مثلا ممکنه یه بچه سه چهار ساله که اولین بار سوار دوچرخه چهارچرخه اش میشه ، منو زیر بگیره .

یا حتی یه کارگری که ترمز فرغونش بریده هم میتونه بنده رو مماس کف کوچه کنه .

حتی امکان داره یه بچه گربه که توسط یه کلاغ شکار شده ، از منقار آقا/خانوم کلاغه بیفته پایین و مستقیم روی سر من خراب بشه و احتمالا کله بنده رو با دشمنش اشتباه بگیره و حسابی پنجول کاریش کنه .

پرت شدن گلدون از پنجره طبقه سوم ساختمون هم اونقدر عادیه که دیگه گفتن نداره .

 

با این تفاسیر من که شانس درست و حسابی ندارم ، پس لطفا راننده گرامی ، شما هوای من رو داشته باش .

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 | موضوع:
 عید

سلام

 

عید اومد

عید اومد . سال جدید رسید . سال قبل به تاریخ پیوست .

به تمام دوستان عزیز و هموطنان فرا رسیدن عید باستانی نوروز رو تبریک گفته و امیدوارم که سالی سرشار از شادی ، خوشی و لحظات شیرین رو آغاز کنند .

 

اما از این تعارفها گذشته ، سال قبل چه گلی به سرمون زد و ایضا ما چه گلی به سر بشریت زدیم (یه متنی توی جهنم نوشتم ، که دلم نمیاد اینجا تکرارش کنم) .

 

خاله بازی

حالا وقتشه که یه بازی قدیمی شروع بشه . خاله بازی .

چقدر بدم میاد از اینکار . برو بیرون و همسایه ها رو یکی یکی سر بزن ، ماچ و بوسه و عید مبارکی گفتن .

و بعد از پنج دقیقه ، همسایه ها میان بهت سر میزنن ، دوباره روبوسی ، حرفای تکراری و عید مبارکی گفتن های لوس .

خنده داره . وقتی هم میگی اینکارا یعنی چی ؟

میگن صله رحم اینه دیگه .

یکی هم نیست (یعنی من که نیستم) که بهشون بگه :

آخه مرده شور اون صله رحم تون رو ببره ، شما اون ۵۰ هفته بقیه سال رو چکار میکنین ؟

 

منم که اصلا از این کارا خوشم نمیاد ، میرم توی اتاقم و اصلا بیرون نمیام ، تا خاله بازی ها تموم بشن .

 

یه پرانتز کوچولو :

اول اینکه با یه روز تاخیر ، خنده داره اگه دعای سال تحویل رو اول مینوشتم .

دوم اینکه خیلی دلم میخواست اول فروردین میومدم و مطلب مینوشتم ، ولی آقا نطلبید .

سوم هم اینکه ممنونم از همه دوستانی که یکسال دیگه تحمل مون کردن (و همچنین اونایی که برای فرار از دست ما ، خودکشی فرمودند) .

نوشته شده توسط زگیل خان در پنجشنبه دوم فروردین 1386 | موضوع: