تبليغاتX
زگیل خان
 صفات مردم زگيلستان (قسمت اول)

سلام

از اونجايي كه ممكنه بعضي ها از شماها تازه از پشت کوه اومده باشین و زياد با روحيه و صفات و خصوصيات مردم زگيلستان آشنا نباشن ، زگيل خان امروز سعي ميكنه تا شما رو ، با بعضي از خصوصيات همشهری هاش آشنا كنه .

البته ماشالله هزار ماشالله اين مردم ، اونقدر نكات مثبت و قابل ذكر دارن كه تموم شدني نيست ، به همین خاطر فقط به چندتاش اشاره میکنیم .

 

اول - مهمان نوازي

مردم زگيلستان توی تمام عالم ، به مهمون نوازي مشهورن . اونا از صبح تا شب جلوي در خونه منتظر وايستادن ، تا مهمون به خونشون بياد .

با ديدن مهمون گل از گلشون ميشكفه و لبخند تمام صورتشون رو مي پوشونه ، صداي ضربان قلبشون بالا ميره و صداي خوشامدگويي هاشون تو تموم محل مي پيچه ، طوري كه همه خبردار بشن .

زبونم لال ، مبادا شما فكر كنين كه بر عكس لبهاي پر خنده شون ، دلشون پر شده از انواع و اقسام فحش و نفرين ، به اين بلاي آسموني (همون مهمون) . نه ، شما بايد باور كنين كه ، اين مردم صاف و ساده ، حتي اگه هزار تا كار داشته باشن ، از مهمون به بهترين شكل ، پذيرايي ميكنن و غرغر تو كارشون نيست .

تازه وقتي هم كه مهمونشون ساعت 2 نصف شب ميخواد بره ، 1 ساعت جلوي در خونه جيغ و داد ميكنن تا همة مردم شهر بفهمن كه ، فلاني مهمون داشته و صاحب خونه دلش نميخواد كه مهموناش برن .

 

دوم - كمك به ديگران

اهالي زگيلستان عاشق كمك كردن به بقيه هستن و اصلا براشون مهم نيست كه كمكشون چه عاقبتي ميتونه داشته باشه . واسه همين ، تو زگيلستان ، يه ضرب المثل هست كه ميگه :

هميشه به ديگران كمك كن ، حتي اگه لازم باشه تو سرش بزن و كمكش كن .

مثلا اگه از كسي آدرس جايي رو بپرسين ، حتي اگه طرف ندونه كجاست بازم دلش نمياد كه بدون كمك و راهنمايي ولتون كنه و حتما يه جايي رو بهتون نشون ميده (به همين خاطر زگيلستاني ها عقيده دارن ، بهتره هميشه به هم كمك كنن اما هيچوقت از هم كمك نگيرن) .

يا اگه تو اتوبوس (مثلا خط كرج به تهرون) يه خانم (البته از نوع جوونش) ايستاده باشه  ، حتما 4-3 نفر از جاشون بلند ميشن ، تا خانومه بشينه و حتي اگه لازم باشه با هم دعوا ميكنن تا به زور ، خانومه رو روي صندلي خودشون بشونن ، (یادتون باشه که اصلا مهم نيست كه خانوم هاي سن بالا ، سرپا ايستاده باشن) .

يا اگه يه دختري (بازم جوون) يه بسته 250 گرمي دستش باشه ، چند نفر ميان جلو تا بهش كمك كنن ، در حاليكه اگه يه خانوم سن بالا ، چهل كيلو بار همراهش باشه كسي اصلا نيگاش هم نميكنه .

 

سوم - حقیقت گویی

تو زگيلستان غيبت و بدگويي معني نداره و هر چي كه مردم ميگن حقیقت محضه . تو اينجا مردم تمام كار و بارشون رو تعطيل كردن و فقط سرگرم گفتن حقایق براي همديگه هستن .

مثلا كافية براي تحقيق درباره يه دختر برين تو محلشون تا همه خانوم های حق گو ، براي اون دختره يك ميليون عيب و ايراد درست كنن و در عوض از دختر كپك زده خودشون ، تعريف كنن .

يا يكي يه چيز براي خونه اش بخره اونوقته كه همسايه های حق گو ميگن كه :

بله ديگه ، ما هم اگه از هزار راه ديگه پول در مياورديم ، از اين چيزا ميخريديم .

 

چهارم - خیرخواهی

مردم زگيلستان بيشتر چيزها (و گاهی همه چیز) رو براي ديگران ميخوان نه خودشون (فقط از روی خیرخواهی) .

درد و مرض ، بدبختي و گرفتاري ، بي آبرويي و بدنامي ، بدهكاري ، مرگ و .... ، فقط یه قسمت از چيزهايي هستن كه مردم زگيلستان براي دیگران آرزو ميكنن .

 

پنجم - انتقال تجربه

اهالي زگيلستان از جمله با تجربه ترين مردم روي زمين شمرده ميشن و حاضرن بدون هيچ چشمداشتي تجربيات خودشون رو در اختيار ديگران قرار بدن .

زگیلستانی ها همشون دنبال يه مخ بدبخت ميگردن تا پندها و نصيحت ها و تجربيات شون رو بريزن توش ، اما در عين حال ، اصلا خوششون نمياد كسي نصيحت شون كنه و تجربیاتش رو بهشون منتقل کنه . واسه همين وقتي يكي ديگه ميخواد تجربياتش رو بيان كنه خودشون رو بي خيال و بي توجه نشون ميدن و هي خميازه ميكشن تا طرف ساكت بشه .

گفتن از تجربيات و نصيحت كردن هم نياز به جاي خاصي نداره ، شما مي تونيد تو خيابون ، تو ماشين ، تو صف و يا هر جاي ديگه اي كه به فكرتون برسه ، تعداد زيادي آدم با تجربه و آماده مخ خوري رو ببينين .

اين مردم تو تعريف تجربه هاشون ، هميشه از خودشون يه قهرمان ميسازن و با آب و تاب از شاهكارها شون ميگن .

 

ششم - همه فن حريف

مردم زگيلستان توی تمام كارها و فنون و هنرها دست دارن . مثلا كافيه يه نفر مريض بشه ، بلافاصله همه دكتر ميشن و انواع و اقسام دواهاي شيميايي و گياهي رو بهش معرفي ميكنن . يا وقتي كسي خونه ميسازه يه دفعه تمام مردم مهندس ميشن و با نظرات كارشناسانه شون طرف رو راهنمايي ميكنن .

درباره مسائل سیاسی هم بدون استثنا کهنه سیاستمدار تشریف دارن و حاضرن ساعت ها درباره دلایل سیاسی سوراخ شدن آفتابه دست ششویی تون ، و عوامل پشت پرده اش کنفرانس بزارن .

در مسائل ديني هم همه شون مرجع تقليد هستن و پنجاه تا رساله دارن و چنان فتواها شون رو با قاطعیت و اطمينان صادر ميكنن كه آدم پيش خودش ميگه :

اين مردم دائما با غيب رابطه دارن و فتواها رو مستقيما از خود خدا تحويل ميگيرن .

زگيلستاني ها تو گفتن نظرات شون اصلا شك نميكنن و هميشه خيلي قرص و محكم حرف ميزنن طوري كه حتي حاضر نيستن يك درصد هم احتمال خطا و اشتباه رو دربارة نظرات شون قبول كنن .

 

ادامه دارد ... .

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 | موضوع:
 سيخونك

سلام

با يه تاخير چند روزه ، اول مهر و شروع ايام مدرسه و دانشگاه رو به محصلين و دانشجويان تبريك ميگم . ضمنا به دانشجويان جديد هم خير مقدم ميگم .

ماه رمضون هم به همه مسلمين مبارك باشه .

علت اين تاخير چند روزه در گفتن مطالب بالا اين بود كه ساعتم خراب بود و به علت فقر مالي ، توان تعمير اون رو نداشتم . واسه همين وقت دقيق رو نداشتم .

***

و اما سيخونك .

از قديم گفتن : يه سوزن به ديگران بزن ، يه ميخ طويله هم بعدش بزن .

امروز مي خواهيم كمي با خبرهاي زگيلستان حال كنيم . پس بدون هيچ حرف اضافه ، بزن بريم .

 

روزنامه ها : برتري روش آمارگيري در ايران

زگيل خان : كاملا با شما موافقم ، آمارگيري در ايران واقعا معركه است . چون ايران تنها جايي است كه در طي سال حدود 48 هزار درصد در تمام زمينه ها رشد ميكنه ، و بعد از پنج سال مشخص ميشه كه رشد اون سالش 8/4- (منهاي چهار و هشت) درصد بوده .

***

روزنامه ها : نخستين فضانورد ايراني به زمين بازگشت .

زگيل خان : خدارو شكر كه اين خانوم برگشتن وگرنه تا وقتي كه ايشون - بدون حجاب اسلامي - رفته بودن فضا ، مراجع ما نمي تونستن به آسمون نگاه كنند و ماه رو ببينن ، و در نتيجه ماه رمضون تموم نميشد .

***

روزنامه ها : همكاري چين و همدان در اجراي طرح هاي اقتصادي .

زگيل خان : حالا واقعا اين چين اونقدر عظمت و اعتبار داره كه بهش اجازه بديم با همدان همكاري كنه يا نه ؟

***

روزنامه ها : بازسازي مناطق زلزله زده پاكستان هشت سال طول خواهد كشيد .

زگيل خان : دم خودمون گرم ، همچنان ركورد داريم . بازسازي مناطق زلزله زده خودمون – بم پيشكش ، مرحوم رودبار رو ميگم – تا آخر الزمان ادامه داره .

***

روزنامه ها : دومين گوسفند شبيه سازي شده ايران بدنيا آمد .

زگيل خان : ببخشيد ، پس اون همه درازگوش كه قبلا شبيه سازي شدن ، چي هستن ؟

***

روزنامه ها : آزمون علمي نامزدهاي مجلس خبرگان برگزار ميشود .

زگيل خان : آزمون ؟

علمي ؟؟

بابا اون بيچاره ها كه از شدت پيري نه چشم شون مي بينه ، نه گوش شون ميشنوه ، و دست شون بدون كمك حركت نميكنه ، چطوري ميخوان آزمون بدن ، اونم از نوع علميش ؟

***

روزنامه ها : در نظر سنجي ها مشخص شد كه تغيير ساعت كار بانك ها فقط شش درصد موفق بوده است .

زگيل خان : بابا دم دولتمون گرم . آهاي شمايي كه همش غرغر ميكنين 94 درصد ضرر داره ، كجايين كه اين 6 درصد موفقيت رو ببينين ؟

***

روزنامه ها : حضور هاشمي رفسنجاني در همه ليست ها .

زگيل خان : هميشه از خودم مي پرسيد چطوري ميشه آدم زير پرچم معاويه ، برقصه و يا علي يا علي بگه ؟ خوشبختانه حالا فهميدم .

***

روزنامه ها : پروين : اين همان پرسپوليسي است كه همه دنبالش هستند .

زگيل خان : تا پدرش رو دربيارن ، چپ و راستش كنن ، به چها ميخ بكشندش ، به خاك سياه بنشونندش ، اشك طرفداراش رو دربيارن و ... .

***

روزنامه ها : دادكان : براي حل مشكلات فوتبل آماده ام .

زگيل خان : يه بچه كوچولو بغل يه مرد سياه پوست خيلي زشتي بود و هي گريه ميكرد .

مرده به بچه گفت : عزيزم نترس ، من پيشت هستم .

بچه همونطوري كه گريه ميكرد ، گفت : من از خود تو ميترسم .

اين حكايت وصف حال الان ماست . جناب دادكان عزيز ، ما از خود شما مي ترسيم .

***

روزنامه ها : حجازي : مردم حجازي را به خاطر برد و باخت دوست ندارند .

زگيل خان : عزيز دلم ، ميشه بگي كي به شما گفته كه مردم شما رو دوست دارند .

***

روزنامه ها : هاشميان : سر مربي هانوفر از گلزني من تشكر كرد .

زگيل خان : آخه طفلكي سر مربي فكر نمي كرده كه يه مهاجم گل هم ميتونه بزنه .

***

روزنامه ها : مصطفوي : مدارك جديد را پس از ترجمه به فيفا مي فرستيم .

زگيل خان : يه روز يه خانومي ميره پيش يه دكتر جراح زيبايي و ميگه : مي خواستم دماغم رو عمل كنم .

دكتره ميگه كه : خانوم خوب جايي اومدين . ما چنان دماغ شما رو عمل ميكنيم كه تا آخر عمر يادتون نره .

خانومه ميگه : اتفاقا هر هفت تا دكتر قبلي كه دماغم رو عمل كردن ، همين رو گفتن .

حالا جناب مصطفوي ، ببينيم شما چطوري ترجمه ميكنين .

***

روزنامه ها : آخوندي : وزنه برداران مشخص نيستند .

زگيل خان : يه روز يه آقايي – ظاهرا همشهري ما بوده – دو تا خانوم بدكاره رو سوار ماشين ميكنه . يهو منكراتي ها جلوي ماشين رو ميگيرند و از زنها ميپرسن : شما چكاره هستين ؟

خانوم اول ميگه : من مسافرم .

د.ومي هم ميگه : منهم مسافرم .

يهو آقاهه داد ميزنه : پس لابد من ج.ن.د.ه.ا.م .

حالا كه وزنه بردارا بيگناهن ، پس لابد ما .... .

***

روزنامه ها : رئيس جمهور : به كساني كه چرتكه مي اندازند ، اجازه تاسيس دانشگاه ندهيد .

زگيل خان : منهم با شما موافقم . از اين به بعد به كساني اجازه تاسيس دانشگاه بدين كه تاس مي اندازند . (با ماشين حساب ، محاسبه ميكنند ، هم ميشه) .

***

ماشالله اين زگيلستان اونقده خبرسازه كه نميشه همشو يه دفعه گفت . پس فعلا همين قدر بسه .

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه دهم مهر 1385 | موضوع: