تبليغاتX
زگیل خان
 عاشقانه هاي من (قسمت دوم)

سلام

 

وقتي به چشمات نگاه ميكنم ، چشمهاي گرسنه ترين دايناسور گوشتخوار رو به ياد ميارم .

وقتي بوي تنت رو حس ميكنم ، ميفهمم كه چهار ماهه آب به بدنت نخورده .

وقتي دستاتو توي دستم ميگيرم ، ميترسم چند تا از انگشتامو بدزدي .

وقتي لب روي لبت ميزارم ، حس ميكنم دارم از شتر لب ميگيرم .

دوباره وقتي لب روي لبت ميزارم ، بوي دهنت خفه ام ميكنه .

وقتي كه درباره محبت ميگي ، به ياد اون هشتاد تا عشق ديگه ات ميفتم .

وقتي مهربونيت رو ميبينم ، به ياد گربه هايي ميفتم كه فقط محض رضاي خدا موش ميگيرن .

وقتي صدام ميكني ، آرزو ميكنم كه اي كاش كر بودم (تو كه لال نميشي) .

وقتي صداتو ميشنوم به ياد صداي تبر بادي ميفتم .

وقتي آواز ميخوني ، به ياد هواپيماهاي جنگي ميفتم كه ديوار صوتي رو ميشكنن .

دوباره وقتي آواز ميخوني ، به ياد ترانه هاي عاشق ترين دراز گوش عالم ميفتم .

وقتي به طرفم ميايي ، خودم رو به خواب ميزنم ، تا مبادا كه ترك بردارد ، شيشه عينك روي چشمم .

وقتي صورتت رو ميبينم ، به ياد ترسناك ترين فيلمي كه ديدم ، ميفتم .

وقتي كه حرف ميزني ، تمام صورتم رو با آب دهنت خيس ميكني ، نكنه تو كارواشي ؟

 

بعد از پرانتز :

نصف اين جملات رو درحالي نوشتم (البته توي ذهنم) كه بالاي تخته بودم و ديوارهاي خونه رو رنگ كاري ميكردم ، نصف ديگه هم وقتي كه توي حياط داشتم فرش ميشستم ، واسه همينه كه ملات عشقيش زياده .

آخه از يه طرف بابا زگيل ميگه : من توي خم رنگ بدنيا اومدم ، پس بايد خونه رو رنگ كنم و از طرف ديگه ، مادر زگيل ميگه من توي رختشو خونه زاده شدم و بايد فرشها رو بشورم .

و اما من بينوا ...

اجبارا هر دو كار رو با هم انجام ميدم .

جاتون خالي ، هر بار كه قلم رنگ رو بالا و پايين مي بردم ، يا روي فرش فرچه ميكشيدم ، به ياد همه تون بودم و كلي بهتون بد و بيراه گفتم ، آخه خيلي بي معرفت تشريف دارين كه توي اين موقعيت حساس و استراتژيك ، يه كمكي به زگيل خان بينوا نرسوندين .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 | موضوع:
 و خدا ...... آفريد

سلام

 

و اينها هم چند تا از حقايق زندگي ، كه خودم به تنهايي كشف شون كردم .

 

و خدا سنگ را آفريد فقط براي گذاشتن زير پاي لنگ .

و خدا چاه را آفريد فقط براي كنده شدن جلوي پاي كور .

و خدا دل را آفريد فقط براي شكستن .

و خدا صورت زيبا را آفريد فقط براي سوزاندن دل صورت زشت .

و خدا اميد را آفريد فقط براي خوش كردن دل نيازمندان .

و خدا اشك را آفريد فقط براي چكيدن از گونه دل سوختگان .

و خدا چشم را آفريد فقط براي ديدن زشتي ها .

و خدا آه را آفريد فقط براي بيرون آمدن از سينه دردمندان .

و خدا فرشته را آفريد فقط براي مسخره كردن ديو .

و خدا خنده را آفريد فقط براي مسخره كردن .

و خدا عشق را آفريد فقط براي توجيه هوسراني .

و خدا انسان را آفريد فقط براي گند زدن به دنيا .

و خدا من را آفريد فقط براي اينكه يكي به جمع بيچارگان اضافه كند .

و خدا من را آفريد فقط به عنوان موش آزمايشگاهي براي آزمايش هاي بي سر و ته اش .

و خدا من را آفريد فقط براي اينكه كاري كرده باشد .

و خدا من را آفريد ، ... و عجب كار اشتباهي كرد .

و ...... .

و ...... .

و خدا تو را آفريد ، فقط براي فراموش كردن من .

 

بعد از پرانتز :

طبق تحقيقات مفصل اين حقير ، خدا به احتمال 95 درصد مذكر و به احتمال 15 درصد مونث تشريف داره . براي مذكر بودن خدا همين دو تا دليل كافيه :

دليل اول اينكه اين چيزهايي كه از چپ و راست رو سر من يكي ميباره ، خيلي شبيه يه چيزاييه كه نميشه اسمش رو برد ، اما معلومه كه مردونه است ، نامرد بيش از حد هم مردونه است .

دليل دوم اينكه اگه خدا زن بود ، اونوقت فرشته هاش همه مردهاي سبيل كلفت بودن و كلي حرف و حديث درباره روابط مخفيانه فرشته ها با خدا سر زبون ها بود ، اما وقتي كه خدا مرد باشه و فرشته هاش زن باشن ، هيچكس به خودش اجازه نميده درباره روابطشون فكر بدي كنه . پس خدا مذكره ، چون فقط درباره مردها نميشه هيچ فكر بدي كرد از بسكه اين مرد جماعت پاك هستن (جون عمه شون) .

اما چرا 15 درصد احتمال داره خدا مونث باشه ؟

هيچ دليلي براي اين مسئله وجود نداره بلكه چون بنده شديدا طرفدار برابري حقوق زن و مرد هستم اين احتمال 15 درصد رو براي دلخوشي خانومها در نظر گرفتم .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 | موضوع:
 روش وبلاگ داري (ويژه آقايون)

سلام

 

آقايون عزيز ، امروز ميخوام بهتون بگم كه چطوري يه وبلاگ ايجاد كنيد و چطوري اداره اش كنيد تا كلي فايده دنيوي (و نه اخروي) بهتون برسه .

 

اول :

براي وبلاگتون يه اسم عاشقونه (از نوع جگر سوز ) انتخاب كنيد . اسم انتخابي بايد طوري باشه كه خواننده با ديدنش احساس حرارت ، گرمي ، داغي و حتي كمي سوزش بكنه ، مثل : مرد دلشكسته آواره چشم به راه ، مردي با دل پاره پاره مثل الك ، مرد عاشق و خوش تيپ و مثبت ، مردي با سوختگي شديد از نوع سوم ، مرد آرووم مثل گوسفند ، مردي كه منتظر محبت شماست و ..... .

 

دوم :

يه عكس به عنوان لوگوي وبلاگ انتخاب كنيد ، بهتره عكس يه دل باشه كه سيخي ، ميخي ، شمشيري ، نيزه اي ، بيلي ، كلنگي ، ..... و يا هر چيز ديگه اي ، به وسطش فرو رفته باشه .

 

سوم :

يه عكس تمام قد از خودتون بزاريد صفحه اول وبلاگ تون . اگه قيافه تون توي ذوق ميزنه ، يه فتوشاپ كار ماهر پيدا كنين ، تا يه صفايي به صورت تون بده . بدك نيست بهش سفارش كنين يه هاله نوراني هم دور صورت تون بزاره .

اگه قدتون هم خيلي كوتاهه ، اولش قد خودتون رو بنويسيد و بعدش اضافه كنين : بقيه اش زير زمينه . ضمنا ميتونيد روي چهار پايه وايستاده و عكس بگيريد تا مشكل تون برطرف بشه .

 

چهارم :

كلي از محاسن نداشته خودتون تعريف كنيد ، از تخيل خودتون استفاده كنيد و هر چي تو فيلمهاي هندي ، ايراني ، تركي و .... عاشقونه ديديد درباره خودتون بنويسيد . مطمئن باشيد كه دروغ خناق نيست كه راه گلوتون رو بند بياره .

هر چقدر كه ميتونيد از مظلوميت خودتون بگيد و از اينكه خيلي مثبت و محجوب هستين ، قصه ها بسازيد .

تا ميتونيد از وفا و محبت و مهربوني بگيد و از بي وفايي ، سنگدلي ، نامهربوني بعضي ها گله كنيد . بدك نيست كه بعضي ها رو به بي وفايي متهم كنيد تا ديگران فكر كنند شما تحفه تشريف دارين .

 

پنجم :

ديوان حافظ ، مولوي ، وحشي ، اهلي ، جنگلي ، و ..... رو برداريد و سوزناك ترين اشعارش رو انتخاب كنيد و بزاريد توي وبلاگتون . بهتره كه به همراه اين شعرها عكس دو تا قناري توي يه قفس ، دو تا گل سرخ توي يه گلدون ، دو تا ماهي توي تنگ آب ، دو تا زرافه كه گردنشون به هم گره خورده و .... هر دو تا چيزي ديگه اي كه به نظرتون ميرسه زير شعر قرار بديد .

 

ششم :

به وبلاگ هاي ديگران (البته ديگران مونث) سر بزنيد و دعوتشون كنيد بيان زيارت وبلاگتون . بعد از نظرتون ، يه شعر سوزناك هم بنويسين .

آدرس وبلاگ ، آدرس ايميل ، شماره موبايل ، آدرس محل خونه تون ، آدرس مدرسه تون ، و هر چيزي كه مربوط به آدرس تون باشه (با خط خيلي درشت) اون زير بنويسيد .

 

هفتم :

بهتره كه توي وبلاگ يه صفحه نيازمندها درست كنيد و در اون به انواع دخترهاي مورد نيازتون اشاره كنيد . حواستون باشه كه فقط در يه زمينه آگهي ندين ، چون ممكنه تعداد كمي باهاتون تماس بگيرن . توي هر موردي كه عقلتون ميرسه آگهي نياز به همكار (البته از نوع مونث) بدين . مثلا بگيد :

به يه خانومي در زمينه طراحي احتياج داريد و ايميل بديد تا باهاتون تماس بگيره .

و توي پست بعدي بگيد به يه خانوم ، جهت همكاري در نوشتن وبلاگ احتياج داريد .

پست بعدي بگين به يه خانوم كه دلش بخواد هنر پيشه بشه احتياج دارين . (اصلا مهم نيست كه شما تمام عمرتون يه دوربين عكاسي هم دستتون نگرفته باشيد) .

و

و

و

.......

اونقدر براي خانومهاي مختلف آگهي بزاريد تا چند نفري باهاتون تماس بگيرند .

 

نهم :

خوشحالم كه تونستم كمي كمك كنم . موفق باشيد و دعاي خير (همون نفرين سابق) تون رو از زگيل خان دريغ نكنيد .

 

منابع :

يه سري از وبلاگ هايي كه آقايون اداره ميكنند . (آدرس ها محفوظه) .

 

آقايون عزيز ميبخشيد ديگه . آخه اين پست نوبت حرف زدن و گير دادن به آقايون بود .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه هفتم اسفند 1384 | موضوع: