سلام
امروز هم يه شعر ديگه دارم ، همين ديشب تمومش كردم و بازم تقديمش ميكنم به توي هميشگي شعرام .
نام شعر : خيال تو
سراينده : زگيل خان
باز اومدم سراغ تو ، تو كه هنوز به يادمي
تويي كه چون فرشته اي ، توي لباس آدمي
تو اين روزا كه هيچ كسي ، مارو نگاه نميكنه
فقط خيال تو مياد ، يه يادي از ما ميكنه
وقتي كه دل تو كوچة ، درد و غمت ، دربدره
فكر قشنگ تو مياد و غصه ها رو ميبره
توي سرم ، توي دلم ، فكر تو خونه ميكنه
عطر تنت مياد پيشم ، منو ديوونه ميكنه
براي عشق و عاشقي ، تو بهترين بهونه اي
تو اولين و آخرين ، سرود عاشقونه اي
مگه ميشه با كلمات از تو نوشت ، از تو سرود
تو بهتري از همه چي ، هر چي كه هست ، هر چي كه بود
به من نگو "غصه نخور ، دوباره باز پيشت ميام"
خيال تو برام بسه ، من ديگه هيچي نميخوام
مثل هميشه بازم ميگم :
درسته كه امروزم همش اسم تو رو بردم ، ولي منظورم از تو ، تو نيستي .
بعد از پرانتز :
و اما كمي درباره نظرات شما
اول يه نكته خيلي خيلي مهم شما رو به اون زگيلاي قشنگ روي صورت تون قسم ميدم كمي دقت كنيد . خواهشا آدرس اون وبلاگتون رو زير نظرتون بنويسين . وقتي چيزي نمي نويسي ، فكر اين زگيل بينوا رو نميكني كه چطوري پيداتون كنه ؟
بابا جون ، شمايين كه حس ششم و هفتم و ..... دارين . بنده زگيل از پنج تا حس معموليم ، دو تاش از كار افتاده ، يكيش اسقاطيه ، يكيش فقط هفته اي يه بار كار ميكنه ، آخريش رو هم در راه خدا بخشيدم . اونوقت من با اين اوضاع چطوري وبلاگ بدون آدرس شما رو پيدا كنم ؟
لطفا ، please ، التمنا ، يالواريرام و ...... ، آدرس تون رو همون قسمت نظرات بنويسين . الهي كه زگيلاي صورت تون مثل ماه بدرخشه .
دوم متاسفم كه در بخش نظرات زگيل خان في ...... ، بخش هنري نداشتم ، آخه بسكه اين هنرمنداي ما مثبت تشريف دارن و هيچ كار بدي نميكنن (بر عكس اون خارجي هاي .....) ، اينه نميشه هيچي درباره شون گفت .
سوم من توي پست قبلي اصلا قصد جسارت به جماعت عزيز وبلاگ نويس رو نداشته و ندارم . اصلا مگه ممكنه آدم درباره خودش و همكاراش بد بگه ؟
منظورم اينم بود كه واسه اون دسته از وبلاگ نويسايي كه گفتم ، يه راه حل پيدا كردم كه پست بعدي ميگم .
چهارم بخدا من هم وبلاگ همه دوستان و حتي خيلي وبلاگهاي ديگه كه اصلا اينجا نميان ميخونم (مخصوصا مطالبي كه خودشون مي نويسن و كپي نمي كنن) . حتي بعضي از سوژه هام ، بعد از خوندن وبلاگ بقيه به سرم ميزنه .
اينكه بعضي وقتا نظري نميدم يا از روي تنبليه ، يا صفحه نظرات باز نميشه و يا چيزي به ذخنم نميرسه كه بگم .
پنجم راستي جودي خانوم ، بهت مژده بدم من همزمان با شما ، يه جودي ديگه هم توي اينترنت پيدا كردم . اما چون آدرس ننوشتين ، نميدونم كدومتون اينارو نوشتين .
ششم دو تا سوگلي عزيزم ، بنده همين الانش هم توي اين كشور يه كاره اي هستم . بنده زگيل اينجا هستم .
هفتم دختر خانوم پاستوريزه ، مثل اينكه اين شعر من رو نخوندي كه مي فرمايم :
شور و جواني و عشق ، راهي نبرده در من
من مثل سنگ سردم ، احساس مرده در من
پس خودت حساسي .
ضمنا زگيلا همچين بي مخ بي مخ هم نيستن ، نمونه اش :
هفت ترمه دانشگاهو تموم كردم ، دو ترم شاگرد ممتاز (بين تمام هم دوره اي هام) شدم ، يه ترم شاگرد دوم ، دو ترم سوم شدم و يه ترم هم چهارم . در آخر هم به عنوان نفر دوم دانشگاهمون فارغ التحصيل شدم .
رشته ام هم مديريت از نوع صنعتي بوده .
بعدشم ، خودت مواظب خودت باش .
ولنتاين شما هم مبارك . لابد كلي كادو مادو گرفتين ، نه ؟ البته ما كه اين روزا چيزي هديه نميگيريم ، خوشبختانه اهل هديه دادن هم نيستيم (اين به اون در) .
درباره تيغ زدن پسرا و دخترا هم ، بايد چند چيز رو حساب كرد :
اول قيمت تيغ .
دوم قيمت تيغ زننده .
سوم قيمت تيغ خورنده .
چهارم قيمت چيزي كه تيغ زده شده .
(گرفتي يا نه ؟)
اين مطلب عشقيت هم جالب بود (كلي خنديديم) . منهم در زمينه حرفاي عاشقانه استاد تشريف دارم ، يه سري به مطلب عاشقانه هاي من (آرشيو تيرماه) بزن ، تا خودت ببيني .
وقتي ديدم اينهمه نظر گذاشتي مي خواستم بگم :
تو چقدر خوبي ، تو چقدر ماهي ، فدات بشه "م.ر" الهي ..... ، حتي ميخواستم از جيبم مايه بزارم و يه هديه هم برات بگيرم (از نوع غير تهرووني) ، كه شما گفتي خودتي ، و در نتيجه از اين جيبم برداشتم و گذاشتم توي اون يكي (شكر خدا لااقل ضرر نكرديم) .
هشتم نميدونم چرا بعضي ها با ديدن اسم زگيل ، بدنشون مور مور ميشه . بابا اسم به اين قشنگي ، چطور دلتون مياد بگين عوض كنم ؟
منكه از بس متواضعم ، نمي تونم بگم كه فرشته ام (روم نميشه آخه) ، واسه همين افعال معكوس بكار بردم ، زگيل خان معكوسش ميشه يه تيكه جواهر كه لنگه نداره .
نهم نميدونم جناب سعادت خان يا سركار سعادت خانوم ، دست شما درد نكنه ، بچه با مزه ؟؟؟
با مزه عمه اون "م.ر" خبيثه (جرات نكردم به عمه شما چيزي بگم) .
دهم اي دختر بابا ، اي آخر هوش ، اي وارث خرگوش بزرگ ، اي مظهر هويج ، ميشه بگي آدرس وبلاگت كو ؟
يازدهم هانيه خانوم عزيزم ، بنده از اولش هم به وبلاگ شما مشكوك بودم ، چون شما از همون اولش اين فرقه ضاله (عاشقيت) رو تبليغ ميكردي . حالا اومدي ميگي عاشق شدي ؟
يعني كه چي ؟ آخه عاشق شدن كه هنر نيست ، اين عمه 99 ساله قراضه و از رده خارج "م.ر" هم عاشق شده . فكر ميكني شاخ فيل رو شكستي ؟
الان هم تنها كاري كه از دست من براي شما ، از دست رفته گرامي ، بر مياد اينه كه بگم :
براي شادي روح مرحوم هانيه خانوم ، بزن زنگو .
ضمنا هانيه خانوم ، شنبليله يه اسم عام براي خانومهاست ، همونطوري كه آقاي گراز اسم عام آقايونه و هر دوي اين اسمها از اختراعات زگيل خان هستن .
دوازدهم ستاره خانوم ، بهترين راه ها براي اينكه پيوندهاتو زياد كني اينه كه :
اولا لباسي بپوشي كه جيب هاي بيشتري داشته باشه .
ثانيا با عمل جراحي تعداد دست هاتو افزايش بدي .
ثالثا توي قسمت ويرايش قالب بري و تمام نوشته هارو (بصورت html) توي front page كپي كني . بعدش پيوندهاتو اضافه كني و دوباره قالب جديد رو توي قسمت ويرايش كپي كني .
متوجه شدي ؟ (منكه نشدم) .
اينكه اينجا جوابها رو نوشتم واسه اينه كه چند روزي نيستم و نميتونم بيام اين دور و برا .
سلام
بازم كتمون رو بستيم به كمرمون ، كمر شلوارمون رو تا زير گردنمون بالا كشيديم ، پاچه شلوارمون رو تا زانو تا كرديم و اومديم سراغ امور مختلف .
سياسي :
شل كن ، سفت كن ، برگرد ، الله اكبر
اين جمله نشان دهنده وضعيت فعلي ما و استعمارگران بي دين و صهيونيست هاي جنايتكاره .
با توجه به اين اخبار موثقي كه جرايد داخلي خودمون اعلام ميكنن (و معمولا هيچكس ازشون سر در نمياره) نه آدمكش هاي آمريكايي (و متحدان اروپاي شون) و نه صهيونيست هاي بي همه چيز ميدونن ، چه غلطي بكنند و نه مسئولين علامه دهر ما ، ميدونن چه خاكي به سرشون بريزن .
ملت هم كه اصلا داخل آدم به حساب نميان (نه اونور ، نه اينور) .
طبق توصيفات مقامات عظماي خودمون ، تنها فايده ملت اينه كه بيان و براي فرمايشات گهربار مسئولين ، هورا بكشند ، دست بزنند و صلوات از خودشون در كنند .
من ايمان دارم اگه يه روزي بياد كه تمام مسئولين و دولت مردان تمام كشورهاي عالم (هم اونوري ها و هم اينوري ها) رو بريزن دور ، ملتهاي دنيا بدون هيچ مشكلي با هم كنار ميان .
تمام بدبختي هاي دنيا ، زير سر سياست مدارها و بي سياست هاي نشسته به جاي سياستمدارهاست . خدا همشون رو لعنت كنه .
بگو آمين .
غير سياسي :
خاك بر سر هر چي بي سياسته . باور كن اين سياستمدار هايي كه ما داريم ، چيزي بيشتر از جناب دراز گوش ندارن . يكي نيست بهشون بگه :
آقا جون ، سياست علم زير آبي رفتنه ، هنر سر كار گذاشتنه ، قدرت دروغ گوييه . سياست علم فروختن يخچال به اسكيموهاست .
اگه مسئولين ما اندازه يه خرمگس ، فهم و شعور داشتن ، مي تونستن كلي كار (از نوع هسته ايش) انجام بدن ، بدون اينكه كسي بفهمه .
اينكه ميگن اين كشور (كشور خودمون) رو خدا نگهداشته ، واقعا راست ميگن . چون واقعا عجيبه كه كشوري با اين همه بي سياستي ، تا به حال پا بر جا مونده باشه . سياستمداران عزيز ما به جاي تاكتيك خنده از بالا ، فشار از پايين ، به تاكتيك فشار از بالا ، خنده با پايين ، عمل ميكنند .
انتقادي :
اول به لطيفه تكراري و بي نمك بگم (ببخشيد كه يه قاشق صحنه داره) :
به يه يارو ميگن : مرد ، كجايي كه توي جنگل ، يه غريبه داره ترتيب خانومت رو ميده ؟
مرده ميگه : ببينم ، از كي تا حالا به چهار تا درخت ميگن جنگل ؟
اين لطيفه خيلي شبيه وضعيت فعلي ملت آزاده زگيلستانه . از اينور و اونور انقده فشار به اين ملت اومده كه مرداش چهار قلو ميزان (حدس بزن وضعيت زنهاشو) و پدر كه چه عرض كنم ، تمام اجداد قشر اكثريت بينوا ، جلوي چشمشون مياد ، اونوقت مسئولين دلسوز (اين دلسوزش منو كشته) ما ميگن :
كدوم زن ؟
كدوم مرد ؟
كدوم جنگل ؟
اصلا كدوم درخت ؟؟؟
مذهبي :
اين روزا هر طرف كه نگاه كني (چه تلوزيون و چه بيرونش) همه درباره امام حسين حرف ميزنند و جالبه كه همشون هم به يه نكته تاكيد دارند :
هدف قيام امام حسين دفاع از اسلام و عدالت بود و در راه اين هدف كشته شد .
ظاهرا بعضي ها به زبون بي زبوني ميخوان بگن هر كسي كه دنبال اين دو مورد باشه حتما بايد كشته بشه .
اجتماعي :
اين ايام محرم كه از كلاس بر ميگردم (از شدت كمبود وقت ، ساعت 8 تا 10 شب ميرم كلاس زبان) ، ميبينم كه به بركت محرم ، كوچه و خيابون پر شده از آقا پسرا و دختر خانوماي عزادار (جون عمه شون) .
چهار نفر (پيرمرد و پير زن) جمع ميشن تو مسجد و هيات ، و چهار صد نفر (200 تا مذكر و 200 تا مونث) جمع ميشن توي كوچه پس كوچه هاي خلوت .
بنازم به اين عزاداري .
حالا واقعا ايمان آوردم كه محرم و امام حسين باعث نزديك تر شدن آدما ميشه .
اقتصادي :
يكي از مسئولاي قوه قضائيه ميگه تو قرارداد نفتي ايران و فلان (كه تازگي بسته شده) ، حدود 21 ميليارد دلار ضرر ميكنيم .
نماينده هاي مجلس ميگن كه سيستم موشكي كه تازگي ها وزارت دفاع خريده ، مال عهد سالطان گراز بل بله گوشه ، و با خريد اين سيستم از رده خارج ، ميلياردها دلار ضرر كرديم .
يكي ديگه از سازمان بازرسي ، درباره ميلياردها پولي كه سازمان فلان بالا كشيده حرف ميزنه .
بازم يه نماينده از كلي سرمايه گذاري اشتباه توي يه طرح غير منطقي و نيمه كاره ميگه .
اون يكي .... .
واقعا دست اين حضرات اقتصاددان مون درد نكنه ، با اين هوش سرشارشون . الهي كه قربون اين همه مغز اقتصادي بره جناب درازگوش .
قضايي :
تو همين كشور ناز خودمون ، يه آقاي محترم دندون پزشكي كه بيشتر از 60 تا خانوم رو بيهوش كرده ، و در حالت بيهوشي به اونها تعرض كرده و ازشون فيلم گرفته ، فقط پروانه پزشكيش باطل ميشه .
اي خاك بر سر اون قاضي و اون دادگاه و اون سيستم قضايي . ميگم بد نبود اين آقاي قاضي عادل ، يه جايزه اي هم به اون مردك ميداد .
يكي به من بگه مگه مفسد في الارض ، شاخ و دم لازم داره ؟
ورزشي :
سلطان يا سرطان ؟
ما توي كشورمون يه رسمي داريم كه طبق اون افراد وقتي كاري براي يه جايي (كسي يا چيزي) انجام ميدن ، صاحب اون هم ميشن . طبق همين اصل وقتي يه بازيكني چند سال براي تيمي بازي ميكنه ، بعدش ميتونه مربي همون تيم بشه (البته با كمي زور زدن و زير آب زني) ، و بعد از يه مدتي ميتونه همه علاف ها و بيكارهاي فاميلش رو بريزه توي اون تيم بدبخت .
توي زگيلستان ما همه مسئولين (هر كسي به جاي خودش) ، خودشون رو سلطان ميدونن ، در حاليكه مثل سرطان ريشه ميزنند . امروز هم ميگن كه سلطان پرسپوليس رفت ، البته ما مطمئنيم ريشه هاي سرطانيش ، هنوز سر جاشه .
بعد از پرانتز :
اول يكي از دوستان عزيز اسم ده گروه وبلاگ نويسها رو گفتن و سوال كردن كه بنده جزو كدوم گروه هستم ؟
حضور محترم تون عرضه كنم فكر ميكنم بهتره يه گروه يازدهم هم به عنوان زگيل ها به جماعت وبلاگ نويس اضافه كنين ، تا گروه بندي تون كامل بشه . ضمنا بنده خودم استاد طبقه بندي هستم ، اگه باور نداري ، پست طبقه بندي آدمها رو بخون .
دوم ببخشيد چون ميخوام كمي صدامو بلند كنم . يه آقاي نابغه اي حدس زدند كه زگيل خان مذكره . آخه نابغه ، اگه خوب نگاه كني ميبيني به ته اين زگيل ، يه خان چسبيده ، اونوقت ميگي حدس ميزني ؟
واقعا كه !!! .
الهي كه لنگه دمپايي ارشميدس (وقتي كه لخت از حموم زد بيرون و گفت : يافتم) بخوره نوك اون دماغت . بين خودمون باشه ، خودت فكر ميكني آي كيوي جنابعالي بيشتره يا آي كيوي جلبك ؟
سوم واقعا كه دنياي وبلاگها خيلي جالبن .
يكي با زيدش به هم ميزنه ، مياد و اشك تمساح ميريزه ، به زمين و زمان فحش ميده و يه آگهي براي پيدا كردن دوست (دختر يا پسر) جديد ميده . دو روز بعد كه آشتي كرد (يا يه دونه جديدش رو پيدا كرد) مياد و شروع ميكنه از شيريني و قشنگي زندگي تعريف كردن .
اون يكي مياد و چپ و راست آگهي ميده كه يه همكار از جنس مخالف ميخواد ، واسه همكاري در نوشتن وبلاگش (آره جون عمه ات) .
سومي هم كه تمام وبلاگش رو پر كرده از جملات احساسي : دوستت دارم شنبليله ، عشق من شنبليله ، نفس نفس به ياد شنبليله .
و .... .
مثل اينكه كه بعضي ها ..... .
منتظر راهنمايي هاي زگيل خان در اين مورد باشيد .
سلام
ببخشيد كمي دير شد . چند تا از همون دوستان بدتر از هزار تا دشمن ، ما رو اغفال كردن كه بريم شمال (آخه يكي بگه كي اين موقع ميره شمال) . جاتون خالي ، خوش گذشت ، ولي حيف كه اين دوستان خبيث نرفتن شنا كنن . هر چي توي گوششون خوندم كه بابا هر كي تو اين هوا بره شنا كنه ، جاش ته ته بهشته ، حاليشون نشد كه نشد . و در نهايت تاسف همشون زنده (متاسفانه) برگشتن . انشالله سفر بعدي همشون رو غرق ميكنم .
(هر كي بگه آمين ، الهي كه لال از دنيا نره) .
و اما بعد :
بعد از اينكه اعلام كردم ، زگيل خان مشكلات دوستان رو بطور مجاني حل ميكنه ، دوستان بي درد ، كلي سوال (بعضي در قسمت نظرات ، بعضي هم با ايميل) مطرح كردند كه امروز به چند تاشون جواب ميدم :
لوازم مورد نياز خواننده شدن :
اولا صداتون بايد يه چيزي بين صداي جيرجيرك و نهنگ قاتل باشه .
دوما بايد قيافه تون يه چيزي بين خفاش ، زرافه و ماهي اوزون برون باشه .
سوما چند تا دختر بي ريخت از خانواده وزغ سانان بزارين پشت سرتون ، تا حركات موزون انجام بدن .
نحوه شناسايي بچه مثبت ها :
در اين باره هم قبلا يه چيزايي گفتم (به آرشيو يه سركي بزنيد) . الان فقط ميتونم بگم :
متاسفانه ديگه بچه مثبتي وجود نداره ، چون خودم ديدم آخرين بچه مثبت ، افتاد توي تور يه سگ ماهي (رمزي گفتم كه لو نره) .
چگونه يك وبلاگ جالب بنويسيم :
بعد از خوندن اين سوال يه مطلب جالب به سرم زد ، اما چون نميشد بطور مختصر توضيح داد ، گذاشتمش واسه بعد ، تا بطور مفصل توضيح بدم .
علاج دل گرفته :
اگه به در و ديوار تميز شهر نگاه كنين ، مي بينين پر از آگهي رفع لوله گرفتگي و تشخيص تركيدگي (و پارگي) هستش . وقتي دچار دل گرفتگي و يا زبونم لال پاره گي (از هر نوعش) شدين يه زنگ بزنين ، بلافاصله (حداكثر 24 ساعته) ميان و رفع دل گرفتگي ميكنن .
نحوه انداختن دخترهاي گنده تو بشكه (قابل توجه ورزشكاران) :
شما دو تا كار ميتوني انجام بدي :
اول اينكه اون دختر گنده رو ولش كني و يكي با سايز كوچكتر پيدا كني كه تو بشكه مورد نظرتون جا بشه .
دوم اينكه بجاي بشكه از تانكر استفاده كني . بنده فكر ميكنم اينجوري بهتره ، چون ميتوني مطمئن باشي هيچ نامحرمي نميبيندش .
نحوه عاشق شدن :
قبلا بطور مفصل در اين باره توضيح دادم . يه جيزايي هم بعدا ميگم .
نحوه سفر به زگيلستان :
ميرين همون ترمينال و سوار درشكه هاي خط ترمينال – زگيلستان ميشين . بعد از حدود سه هفته موفق به زيارت زگيلستان ميشين . زيارت قبول .
روش مقابله با استاد فاطمه خانوم :
اگه نظرات دو پست قبل رو خونده باشيد حتما متوجه شدين كه استاد بزرگوار ايشون چه كارا ميكنند ، از جمله :
تو 10 ثانيه 20 تا زن رو يه جا ضربه فني ميكنه .
تو 100 ثانيه 200 تا زگيل رو ايپون ميكنه .
تو 1000 ثانيه 2000 تا پسر رو روانه بيمارستان ميكنه .
خوب حالا كه اين استاد محترم نه به زن و نه به مرد رحم نميكنه بايد باهاش مقابله كرد . يا ايهالمسلمون دو تا موش و چهار فقره سوسك (البته كادو پيچ شده) به ايشون تقديم كنين ، بقيه اش رو بسپاريد به دست با كفايت موشها و سوسكها . بنده چون شديدا از سوسك و موش وحشت دارم ، جلو نميام و از همينجا براي شما دعا ميكنم .
چگونگي خلاص شدن از دست زگيل خان :
بهترين راه راحت شدن از دست زگيل خان اينه كه مقاديري نفتالين ، داروي نظافت يا سرنگ دست دوم (بسته به سليقه خودتون) ميل كنيد (ببلعيد) ، انشالله وقتي كه از اين دنيا تشريف بردين ، كاملا از دست زگيل خان خلاص ميشين .
چگونگي پيدا كردن زوج مناسب :
اگه پسر تشريف داريد ، بايد يه دختر از جون گذشته پيدا كنيد كه تمام راه هاي خودكشي رو امتحان كرده ، اما از شانس بدش ، موفق به كشتن خودش نشده باشه . حالا ميتونيد با دادن مقاديري باج ، اون بينوا رو مجبور به ازدواج با خودتون بكنيد .
اگه دختر هستيد ، بايد يكي از نواده هاي دهقان فداكار رو پيدا كنيد ، كه حاضر باشه به خودش ديناميت ببنده و زير قطار بخوابه . حالا با كمي شيرين زبوني ميتونيد مخش رو تريت كنيد و خودتون رو بهش بندازيد و بدبختش كنيد .
توصيه : چه پسر باشيد و چه دختر ، توصيه ميكنم طرف مقابل تون رو از بين كم عقل ها انتخاب كنيد ، چون اگه عاقل باشه كه با شما ازدواج نميكنه .
چاره دل شكسته :
فيلسوفي ميگفت چاره دل شكسته چسب دو قلوي رازيه ، اما زگيل خان اين حرف رو تائيد نميكنه . بهترين روش معالجه دل شكسته ، تهيه يك فقره دل جديد ميباشد .
فرقي نداره دل گاو باشه يا گوسفند و يا حتي شتر ، البته زگيل خان سفارش ميكنه دل سگ رو هم امتحان كنيد ، خيلي كارش درسته .
علاج بي پولي :
براي پولدار شدن ميتونيد يه زنگ بزنيد به رئيس جمهور محبوب زگيلستان و بهش بگيد :
يه قسمت از درآمدهاي نفتي رو (كه امسال دو برابر شده) از حسابهاي بانكي از ما بهتران به حساب بانكي شما واريز كنن . جناب رئيس جمهور هم حتما ترتيب اثر ميدن و شما پولدار ميشين .
روش مقابله با گروني :
اين جواب تكراريه اما چون تنها جواب معقوله ، دوباره ميگم .
يكي از استاداي دانشگاه يه بار بهمون گفت :
اگه يه جاي خلوت گير افتادين و چند نفر ميخواستن ترتيب شما رو بدن (به هر شكل) . هيچ كمك ، فرياد رس و راه فراري هم نبود ، چشماتونو ببنديد و سعي كنيد لااقل لذت ببريد .
امروز هم تنها راه براي مقابله با گروني اينه كه چشماتونو ببنديد و لذت ببريد .
زگيل خان كيه و چند سالشه :
اينكه زگيل خان كيه ، توي سه تا پست اول زگيل خان كاملا توضيح دادم .
ضمنا ما تو زگيلستان يه رسمي داريم كه كسي حق نداره سن خانوم ها و زگيل ها رو بپرسه . اما من براي اينكه خيالتون رو راحت كنم ميگم كه درباره سن زگيل خان روايات مختلفه . ولي بنظر بنده زگيل خان در تاريخ دهم دي ماه سال فلان بدنيا اومده .
بعد از پرانتز :
باز هم محرم ،
باز هم حسين ،
و باز هم مظلوميت .
حرف زدن درباره امام حسين از عهده زگيل خان بر نمياد .
اين ايام رو به دوست داران اهل بيت تسليت ميگم .
سلام
متاسفانه در بخشنامه اي كه درباره ورزش بانوان صادر شده بود چند نكته جا افتاده بود كه بدينوسيله به عنوان تبصره به بخشنامه مذكور افزوده ميشود .
اسب سواري :
اولا آقايون حق سوار شدن به اسب ماده رو ندارند و بالعكس . منظورم از بالعكس اين نبود كه اسب هاي ماده هم نبايد سوار آقايون بشن ، منظورم اينه كه خانوم ها هم حق ندارند سوار اسب هاي نر بشن .
بعدشم از اونجايي كه سوار شدن آقايون به اسب نر و خانوم ها به اسب ماده ، ممكنه شبهه ايجاد كنه (شبهه به لحاظ همجنسيت) آقايون و خانوما بايد يه چهار پايه بزارن رو پشت اسب و روي چهار پايه بشينند .
البته اگه به جاي اسب يه جونوري پيدا كنين كه نه نر باشه و نه ماده ، هيچ اشكال شرعي وجود نداره .
ضمنا خانومها بعد از پوشيدن لباس كامل ، بايد يك دست زره چهار لايه پوشيده ، سپس درون گوني رفته و بعد بالاي چهار پايه سوار شوند .
ورزش هاي رزمي :
بنده كلا با خشونت مخالفم و به همين خاطر درباره ورزشهاي خشن و رزمي نظر ندادم .
چه اشكالي داره به جاي اينكه به هم مشت و لگد (يا لقد) پرتاب كنين ، بياييد و با هم دوستي كنين و در عالم رفاقت ، مرگ موش يا نفتالين تو چاي هم بريزيد . اين كار چند تا حسن داره :
اولا به ارزش رفاقت (به جاي جنگ و جدل) پي ميبرين .
دوما طرف مقابل هيچ دردي نميكشه .
سوما شما هم هيچ صدمه اي نميبينين .
و در نتيجه با كمترين هزينه ، طرف مقابل رو ناك اوت ميكنين . امتحان كنين .
گلف :
از آنجا كه ممكن است مفهوم انداختن توپ درون سوراخ سبب ايجاد شبهه شود ، در گلف بانوان بايد توپ را به بالاي يك برآمدگي هدايت نمايند .
لباس مخصوص بانوان گلف باز نيز شامل :
شلوار (محض احتياط 3چهار دست شلوار روي هم بپوشند) ، مانتو (تا زير كف پا) جوراب (سه جفت) ، پوتين ، مقنعه ، چادر ، عينك جوشكاري ، دستكش و گوني (از جنس برزنت) .
تير اندازي و انواع پرتاب ها :
بانوان محترمه بعد از پوشيدن كليه پوشاك (گفته شده در مورد گلف) درون قفس سرپوشيده رفته و اقدام به ورزش نمايند .
باز شدن بيش از حد پا :
اما درباره بيش از حد باز شدن پاي خانومها فتواها مختلفند .و از جمله :
ملا مثباه يظدي (با مصباح يزدي اشتباه نشه يه وقت) گفته كه بايد پايي كه بيشتر از حد باز ميشه بلافاصله با شمشير يك مسلمان قطع گردد .
جناب ابو الفضول زبان دراز فتوا داده كه بريدن يك انگشت از پاي شخص مجرم كفايت ميكند .
شيخ پشم الدين گلاب به روتون هم فرموده خانومي كه مرتكب اين عمل شنيع شده بايد به تنهايي و شبانه خدمت شيخ برسه تا ارشاد بشه .
البته باز شددن بيش از حد پا فقط در مورد خانومها مهمه ، آقايون با خيال راحت ميتونن 180 كه هيچ ، حتي 270 يا 360 و بيشتر هم بزنند .
موفق و مويد باشيد .
به اميد خدا آپديت بعدي 14 بهمن .
سلام
از آنجايي كه در بلاد زگيلستان ، هميشه بر ، برابري حقوق زن و مرد تاكيد داشته ايم ، لذا بدينوسيله مقام محترم زگيل خاني ، شرايط حضور بانوان را در مسابقات ورزشي مشخص مي نمايند :
رشته هاي فوتبال ، بسكتبال و واليبال :
لوازم مورد نياز : عينك جوشكاري ، پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر ، جوراب ، پوتين ، دستكش ، گوني .
طرز مصرف : خانم هاي ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام موارد ذكر شده ، وارد گوني شده و پس از بستن درب گوني با طناب تاييد شده (توسط مقام عظماي ولايت) ، گوني ها توسط برادران محترم روحاني ، وارد زمين بازي ميشوند .
رشته دوچرخه سواري :
لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر ، جوراب ، پوتين ، كانتينر كاملا پوشيده .
طرز مصرف : بانوان ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام وسايل نامبرده شده ، به همراه دوچرخه وارد كانتينر كاملا محصور و سرپوشيده شده و درون آن ، اقدام به ورزش نمايند .
رشته هاي شنا ، واترپلو و ساير ورزش هاي آبي :
لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر مشكي ، گوني ، عينك جوشكاري ، بشكه .
طرز مصرف : خانوم هاي ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام لباس هاي ذكر شده ، وارد بشكه شده و درب بشكه ها ، توسط برادران امين و مورد اعتماد ، جوش داده ميشود . سپس بشكه ها را به داخل يك استخر سرپوشيده انداخته ميشوند . پس از آن بانوان گرامي مي توانند در نهايت آزادي به ورزش دلخواه خود بپردازند .
رشته هاي پينگ پونگ ، تنيس و ورزش هاي مشابه :
لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، روسري ، چادر مشكي ، دستكش كوهنوردي ، عينك جوشكاري ، گوني .
طرز مصرف : بانوان ورزشكار ، بايد بعد از پوشيدن تمام وسايل گفته شده ، وارد گوني شوند . سپس با نظارت نماينده ويژه ولي فقيه ، درب گوني با طناب محكم بسته شده و پلمب ميشود .بعد از آن گوني ها به زمين سرپوشيده تنيس برده شده و خواهران گرامي مي توانند به ورزش بپردازد .
رشته دو ميداني :
لوازم مورد نياز : مانتو ، شلوار ، چادر مشكي ، پوتين ، دستكش ، ماسك ، كلاه خود ، گوني .
طرز مصرف : بانوان دونده بعد از پوشيدن البسه ذكر شده ، ماسك و كلاه خود را به صورت و سر خود نصب كرده و وارد گوني ميشوند . گوني ها به پشت يك تراكتور سرپوشيده بسته شده و دور زمين روي زمين كشيده خواهند شد .
نكته بسيار مهم :
اولا بانوان گرامي ، در هيچ يك از ورزش ها ، نبايد پاي خود را بيش از 5/7 سانت باز نمايند (چون ممكن است باعث اغواي تماشاگران شوند) .