تبليغاتX
زگیل خان
 زگيلانه دهم

سلام

 

امروز هم يه شعر ديگه دارم ، همين ديشب تمومش كردم و بازم تقديمش ميكنم به توي هميشگي شعرام .

 

نام شعر : خيال تو

سراينده : زگيل خان

 

باز اومدم سراغ تو ، تو كه هنوز به يادمي

تويي كه چون فرشته اي ، توي لباس آدمي

تو اين روزا كه هيچ كسي ، مارو نگاه نميكنه

فقط خيال تو مياد ، يه يادي از ما ميكنه

وقتي كه دل تو كوچة ، درد و غمت ، دربدره

فكر قشنگ تو مياد و غصه ها رو ميبره

توي سرم ، توي دلم ، فكر تو خونه ميكنه

عطر تنت مياد پيشم ، منو ديوونه ميكنه

براي عشق و عاشقي ، تو بهترين بهونه اي

تو اولين و آخرين ، سرود عاشقونه اي

مگه ميشه با كلمات از تو نوشت ، از تو سرود

تو بهتري از همه چي ، هر چي كه هست ، هر چي كه بود

به من نگو "غصه نخور ، دوباره باز پيشت ميام"

خيال تو برام بسه ، من ديگه هيچي نميخوام

 

مثل هميشه بازم ميگم :

درسته كه امروزم همش اسم تو رو بردم ، ولي منظورم از تو ، تو نيستي .

 

بعد از پرانتز :

و اما كمي درباره نظرات شما

اول يه نكته خيلي خيلي مهم  شما رو به اون زگيلاي قشنگ روي صورت تون قسم ميدم كمي دقت كنيد . خواهشا آدرس اون وبلاگتون رو زير نظرتون بنويسين . وقتي چيزي نمي نويسي ، فكر اين زگيل بينوا رو نميكني كه چطوري پيداتون كنه ؟

بابا جون ، شمايين كه حس ششم و هفتم و ..... دارين . بنده زگيل از پنج تا حس معموليم ، دو تاش از كار افتاده ، يكيش اسقاطيه ، يكيش فقط هفته اي يه بار كار ميكنه ، آخريش رو هم در راه خدا بخشيدم . اونوقت من با اين اوضاع چطوري وبلاگ بدون آدرس شما رو پيدا كنم ؟

لطفا ، please ، التمنا ، يالواريرام و ...... ، آدرس تون رو همون قسمت نظرات بنويسين . الهي كه زگيلاي صورت تون مثل ماه بدرخشه .

 

دوم متاسفم كه در بخش نظرات زگيل خان في ...... ، بخش هنري نداشتم ، آخه بسكه اين هنرمنداي ما مثبت تشريف دارن و هيچ كار بدي نميكنن (بر عكس اون خارجي هاي .....) ، اينه نميشه هيچي درباره شون گفت .

 

سوم من توي پست قبلي اصلا قصد جسارت به جماعت عزيز وبلاگ نويس رو نداشته و ندارم . اصلا مگه ممكنه آدم درباره خودش و همكاراش بد بگه ؟

منظورم اينم بود كه واسه اون دسته از وبلاگ نويسايي كه گفتم ، يه راه حل پيدا كردم كه پست بعدي ميگم .

 

چهارم بخدا من هم وبلاگ همه دوستان و حتي خيلي وبلاگهاي ديگه كه اصلا اينجا نميان ميخونم (مخصوصا مطالبي كه خودشون مي نويسن و كپي نمي كنن) . حتي بعضي از سوژه هام ، بعد از خوندن وبلاگ بقيه به سرم ميزنه .

اينكه بعضي وقتا نظري نميدم يا از روي تنبليه ، يا صفحه نظرات باز نميشه و يا چيزي به ذخنم نميرسه كه بگم .

 

پنجم راستي جودي خانوم ، بهت مژده بدم من همزمان با شما ، يه جودي ديگه هم توي اينترنت پيدا كردم . اما چون آدرس ننوشتين ، نميدونم كدومتون اينارو نوشتين .

 

ششم دو تا سوگلي عزيزم ، بنده همين الانش هم توي اين كشور يه كاره اي هستم . بنده زگيل اينجا هستم .

 

هفتم دختر خانوم پاستوريزه ، مثل اينكه اين شعر من رو نخوندي كه مي فرمايم :

شور و جواني و عشق ، راهي نبرده در من

من مثل سنگ سردم ، احساس مرده در من

پس خودت حساسي .

ضمنا زگيلا همچين بي مخ بي مخ هم نيستن ، نمونه اش :

هفت ترمه دانشگاهو تموم كردم ، دو ترم شاگرد ممتاز (بين تمام هم دوره اي هام) شدم ، يه ترم شاگرد دوم ، دو ترم سوم شدم و يه ترم هم چهارم . در آخر هم به عنوان نفر دوم دانشگاهمون فارغ التحصيل شدم .

رشته ام هم مديريت از نوع صنعتي بوده .

بعدشم ، خودت مواظب خودت باش .

ولنتاين شما هم مبارك . لابد كلي كادو مادو گرفتين ، نه ؟ البته ما كه اين روزا چيزي هديه نميگيريم ، خوشبختانه اهل هديه دادن هم نيستيم (اين به اون در) .

درباره تيغ زدن پسرا و دخترا هم ، بايد چند چيز رو حساب كرد :

اول قيمت تيغ .

دوم قيمت تيغ زننده .

سوم قيمت تيغ خورنده .

چهارم قيمت چيزي كه تيغ زده شده .

(گرفتي يا نه ؟)

اين مطلب عشقيت هم جالب بود (كلي خنديديم) . منهم در زمينه حرفاي عاشقانه استاد تشريف دارم ، يه سري به مطلب عاشقانه هاي من (آرشيو تيرماه) بزن ، تا خودت ببيني .

وقتي ديدم اينهمه نظر گذاشتي مي خواستم بگم :

تو چقدر خوبي ، تو چقدر ماهي ، فدات بشه "م.ر" الهي ..... ، حتي ميخواستم از جيبم مايه بزارم و يه هديه هم برات بگيرم (از نوع غير تهرووني) ، كه شما گفتي خودتي ، و در نتيجه از اين جيبم برداشتم و گذاشتم توي اون يكي (شكر خدا لااقل ضرر نكرديم) .

 

هشتم نميدونم چرا بعضي ها با ديدن اسم زگيل ، بدنشون مور مور ميشه . بابا اسم به اين قشنگي ، چطور دلتون مياد بگين عوض كنم ؟

منكه از بس متواضعم ، نمي تونم بگم كه فرشته ام (روم نميشه آخه) ، واسه همين افعال معكوس بكار بردم ، زگيل خان معكوسش ميشه يه تيكه جواهر كه لنگه نداره .

 

نهم نميدونم جناب سعادت خان يا سركار سعادت خانوم ، دست شما درد نكنه ، بچه با مزه ؟؟؟

با مزه عمه اون "م.ر" خبيثه (جرات نكردم به عمه شما چيزي بگم) .

 

دهم اي دختر بابا ، اي آخر هوش ، اي وارث خرگوش بزرگ ، اي مظهر هويج ، ميشه بگي آدرس وبلاگت كو ؟

 

يازدهم هانيه خانوم عزيزم ، بنده از اولش هم به وبلاگ شما مشكوك بودم ، چون شما از همون اولش اين فرقه ضاله (عاشقيت) رو تبليغ ميكردي . حالا اومدي ميگي عاشق شدي ؟

يعني كه چي ؟ آخه عاشق شدن كه هنر نيست ، اين عمه 99 ساله قراضه و از رده خارج "م.ر" هم عاشق شده . فكر ميكني شاخ فيل رو شكستي ؟

الان هم تنها كاري كه از دست من براي شما ، از دست رفته گرامي ، بر مياد اينه كه بگم :

براي شادي روح مرحوم هانيه خانوم ، بزن زنگو .

ضمنا هانيه خانوم ، شنبليله يه اسم عام براي خانومهاست ، همونطوري كه آقاي گراز اسم عام آقايونه و هر دوي اين اسمها از اختراعات زگيل خان هستن .

 

دوازدهم ستاره خانوم ، بهترين راه ها براي اينكه پيوندهاتو زياد كني اينه كه :

اولا لباسي بپوشي كه جيب هاي بيشتري داشته باشه .

ثانيا با عمل جراحي تعداد دست هاتو افزايش بدي .

ثالثا توي قسمت ويرايش قالب بري و تمام نوشته هارو (بصورت html) توي front page كپي كني . بعدش پيوندهاتو اضافه كني و دوباره قالب جديد رو توي قسمت ويرايش كپي كني .

متوجه شدي ؟ (منكه نشدم) .

 

اينكه اينجا جوابها رو نوشتم واسه اينه كه چند روزي نيستم و نميتونم بيام اين دور و برا .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 | موضوع:
 نظرات زگيل خان في امور مختلفه 3

سلام

بازم كتمون رو بستيم به كمرمون ، كمر شلوارمون رو تا زير گردنمون بالا كشيديم ، پاچه شلوارمون رو تا زانو تا كرديم و اومديم سراغ امور مختلف .

 

سياسي :

شل كن ، سفت كن ، برگرد ، الله اكبر

اين جمله نشان دهنده وضعيت فعلي ما و استعمارگران بي دين و صهيونيست هاي جنايتكاره .

با توجه به اين اخبار موثقي كه جرايد داخلي خودمون اعلام ميكنن (و معمولا هيچكس ازشون سر در نمياره) نه آدمكش هاي آمريكايي (و متحدان اروپاي شون) و نه صهيونيست هاي بي همه چيز ميدونن ، چه غلطي بكنند و نه مسئولين علامه دهر ما ، ميدونن چه خاكي به سرشون بريزن .

ملت هم كه اصلا داخل آدم به حساب نميان (نه اونور ، نه اينور) .

طبق توصيفات مقامات عظماي خودمون ، تنها فايده ملت اينه كه بيان و براي فرمايشات گهربار مسئولين ، هورا بكشند ، دست بزنند و صلوات از خودشون در كنند .

من ايمان دارم اگه يه روزي بياد كه تمام مسئولين و دولت مردان تمام كشورهاي عالم (هم اونوري ها و هم اينوري ها) رو بريزن دور ، ملتهاي دنيا بدون هيچ مشكلي با هم كنار ميان .

تمام بدبختي هاي دنيا ، زير سر سياست مدارها و بي سياست هاي نشسته به جاي سياستمدارهاست . خدا همشون رو لعنت كنه .

بگو آمين .

 

غير سياسي :

خاك بر سر هر چي بي سياسته . باور كن اين سياستمدار هايي كه ما داريم ، چيزي بيشتر از جناب دراز گوش ندارن . يكي نيست بهشون بگه :

آقا جون ، سياست علم زير آبي رفتنه ، هنر سر كار گذاشتنه ،  قدرت دروغ گوييه . سياست علم فروختن يخچال به اسكيموهاست .

اگه مسئولين ما اندازه يه خرمگس ، فهم و شعور داشتن ، مي تونستن كلي كار (از نوع هسته ايش) انجام بدن ، بدون اينكه كسي بفهمه .

اينكه ميگن اين كشور (كشور خودمون) رو خدا نگهداشته ، واقعا راست ميگن . چون واقعا عجيبه كه كشوري با اين همه بي سياستي ، تا به حال پا بر جا مونده باشه . سياستمداران عزيز ما به جاي تاكتيك خنده از بالا ، فشار از پايين ، به تاكتيك فشار از بالا ، خنده با پايين ، عمل ميكنند .

 

انتقادي :

اول به لطيفه تكراري و بي نمك بگم (ببخشيد كه يه قاشق صحنه داره) :

به يه يارو ميگن : مرد ، كجايي كه توي جنگل ، يه غريبه داره ترتيب خانومت رو ميده ؟

مرده ميگه : ببينم ، از كي تا حالا به چهار تا درخت ميگن جنگل ؟

اين لطيفه خيلي شبيه وضعيت فعلي ملت آزاده زگيلستانه . از اينور و اونور انقده فشار به اين ملت اومده كه مرداش چهار قلو ميزان (حدس بزن وضعيت زنهاشو) و پدر كه چه عرض كنم ، تمام  اجداد قشر اكثريت بينوا ، جلوي چشمشون مياد ، اونوقت مسئولين دلسوز (اين دلسوزش منو كشته) ما ميگن :

كدوم زن ؟

كدوم مرد ؟

كدوم جنگل ؟

اصلا كدوم درخت ؟؟؟

 

مذهبي :

اين روزا هر طرف كه نگاه كني (چه تلوزيون و چه بيرونش) همه درباره امام حسين حرف ميزنند و جالبه كه همشون هم به يه نكته تاكيد دارند :

هدف قيام امام حسين دفاع از اسلام و عدالت بود و در راه اين هدف كشته شد .

ظاهرا بعضي ها به زبون بي زبوني ميخوان بگن هر كسي كه دنبال اين دو مورد باشه حتما بايد كشته بشه .

 

اجتماعي :

اين ايام محرم كه از كلاس بر ميگردم (از شدت كمبود وقت ، ساعت 8 تا 10 شب ميرم كلاس زبان) ، ميبينم كه به بركت محرم ، كوچه و خيابون پر شده از آقا پسرا و دختر خانوماي عزادار (جون عمه شون) .

چهار نفر (پيرمرد و پير زن) جمع ميشن تو مسجد و هيات ، و چهار صد نفر (200 تا مذكر و 200 تا مونث) جمع ميشن توي كوچه پس كوچه هاي خلوت .

بنازم به اين عزاداري .

حالا واقعا ايمان آوردم كه محرم و امام حسين باعث نزديك تر شدن آدما ميشه .

 

اقتصادي :

يكي از مسئولاي قوه قضائيه ميگه تو قرارداد نفتي ايران و فلان (كه تازگي بسته شده) ، حدود 21 ميليارد دلار ضرر ميكنيم .

نماينده هاي مجلس ميگن كه سيستم موشكي كه تازگي ها وزارت دفاع خريده ، مال عهد سالطان گراز بل بله گوشه ، و با خريد اين سيستم از رده خارج ، ميلياردها دلار ضرر كرديم .

يكي ديگه از سازمان بازرسي ، درباره ميلياردها پولي كه سازمان فلان بالا كشيده حرف ميزنه .

بازم يه نماينده از كلي سرمايه گذاري اشتباه توي يه طرح غير منطقي و نيمه كاره ميگه .

اون يكي .... .

واقعا دست اين حضرات اقتصاددان مون درد نكنه ، با اين هوش سرشارشون . الهي كه قربون اين همه مغز اقتصادي بره جناب درازگوش .

 

قضايي :

تو همين كشور ناز خودمون ، يه آقاي محترم دندون پزشكي كه بيشتر از 60 تا خانوم رو بيهوش كرده ، و در حالت بيهوشي به اونها تعرض كرده و ازشون فيلم گرفته ، فقط پروانه پزشكيش باطل ميشه .

اي خاك بر سر اون قاضي و اون دادگاه و اون سيستم قضايي . ميگم بد نبود اين آقاي قاضي عادل ، يه جايزه اي هم به اون مردك ميداد .

يكي به من بگه مگه مفسد في الارض ، شاخ و دم لازم داره ؟

 

ورزشي :

سلطان يا سرطان ؟

ما توي كشورمون يه رسمي داريم كه طبق اون افراد وقتي كاري براي يه جايي (كسي يا چيزي) انجام ميدن ، صاحب اون هم ميشن . طبق همين اصل وقتي يه بازيكني چند سال براي تيمي بازي ميكنه ، بعدش ميتونه مربي همون تيم بشه (البته با كمي زور زدن و زير آب زني) ، و بعد از يه مدتي ميتونه همه علاف ها و بيكارهاي فاميلش رو بريزه توي اون تيم بدبخت .

توي زگيلستان ما همه مسئولين (هر كسي به جاي خودش) ، خودشون رو سلطان ميدونن ، در حاليكه مثل سرطان ريشه ميزنند . امروز هم ميگن كه سلطان پرسپوليس رفت ، البته ما مطمئنيم ريشه هاي سرطانيش ، هنوز سر جاشه .

 

بعد از پرانتز :

اول يكي از دوستان عزيز اسم ده گروه وبلاگ نويسها رو گفتن و سوال كردن كه بنده جزو كدوم گروه هستم ؟

حضور محترم تون عرضه كنم فكر ميكنم بهتره يه گروه يازدهم هم به عنوان زگيل ها به جماعت وبلاگ نويس اضافه كنين ، تا گروه بندي تون كامل بشه . ضمنا بنده خودم استاد طبقه بندي هستم ، اگه باور نداري ، پست طبقه بندي آدمها رو بخون .

 

دوم ببخشيد چون ميخوام كمي صدامو بلند كنم . يه آقاي نابغه اي حدس زدند كه زگيل خان مذكره . آخه نابغه ، اگه خوب نگاه كني ميبيني به ته اين زگيل ، يه خان چسبيده ، اونوقت ميگي حدس ميزني ؟

واقعا كه !!! .

الهي كه لنگه دمپايي ارشميدس (وقتي كه لخت از حموم زد بيرون و گفت : يافتم) بخوره نوك اون دماغت . بين خودمون باشه ، خودت فكر ميكني آي كيوي جنابعالي بيشتره يا آي كيوي جلبك ؟

 

سوم واقعا كه دنياي وبلاگها خيلي جالبن .

يكي با زيدش به هم ميزنه ، مياد و اشك تمساح ميريزه ، به زمين و زمان فحش ميده و يه آگهي براي پيدا كردن دوست (دختر يا پسر) جديد ميده . دو روز بعد كه آشتي كرد (يا يه دونه جديدش رو پيدا كرد) مياد و شروع ميكنه از شيريني و قشنگي زندگي تعريف كردن .

اون يكي مياد و چپ و راست آگهي ميده كه يه همكار از جنس مخالف ميخواد ، واسه همكاري در نوشتن وبلاگش (آره جون عمه ات) .

سومي هم كه تمام وبلاگش رو پر كرده از جملات احساسي : دوستت دارم شنبليله ، عشق من شنبليله ، نفس نفس به ياد شنبليله .

و .... .

مثل اينكه كه بعضي ها ..... .

منتظر راهنمايي هاي زگيل خان در اين مورد باشيد .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 | موضوع:
 سوال از شما ، پاسخ از زگيل خان

سلام

 

ببخشيد كمي دير شد . چند تا از همون دوستان بدتر از هزار تا دشمن ، ما رو اغفال كردن كه بريم شمال (آخه يكي بگه كي اين موقع ميره شمال) . جاتون خالي ، خوش گذشت ، ولي حيف كه اين دوستان خبيث نرفتن شنا كنن . هر چي توي گوششون خوندم كه بابا هر كي تو اين هوا بره شنا كنه ، جاش ته ته بهشته ، حاليشون نشد كه نشد . و در نهايت تاسف همشون زنده (متاسفانه) برگشتن . انشالله سفر بعدي همشون رو غرق ميكنم .

(هر كي بگه آمين ، الهي كه لال از دنيا نره) .

 

و اما بعد :

بعد از اينكه اعلام كردم ، زگيل خان مشكلات دوستان رو بطور مجاني حل ميكنه ، دوستان بي درد ، كلي سوال (بعضي در قسمت نظرات ، بعضي هم با ايميل) مطرح كردند كه امروز به چند تاشون جواب ميدم :

 

لوازم مورد نياز خواننده شدن :

اولا صداتون بايد يه چيزي بين صداي جيرجيرك و نهنگ قاتل باشه .

دوما بايد قيافه تون يه چيزي بين خفاش ، زرافه و ماهي اوزون برون باشه .

سوما چند تا دختر بي ريخت از خانواده وزغ سانان بزارين پشت سرتون ، تا حركات موزون انجام بدن .

 

نحوه شناسايي بچه مثبت ها :

در اين باره هم قبلا يه چيزايي گفتم (به آرشيو يه سركي بزنيد) . الان فقط ميتونم بگم :

متاسفانه ديگه بچه مثبتي وجود نداره ، چون خودم ديدم آخرين بچه مثبت ، افتاد توي تور يه سگ ماهي (رمزي گفتم كه لو نره) .

 

چگونه يك وبلاگ جالب بنويسيم :

بعد از خوندن اين سوال يه مطلب جالب به سرم زد ، اما چون نميشد بطور مختصر توضيح داد ، گذاشتمش واسه بعد ، تا بطور مفصل توضيح بدم .

 

علاج دل گرفته :

اگه به در و ديوار تميز شهر نگاه كنين ، مي بينين پر از آگهي رفع لوله گرفتگي و تشخيص تركيدگي (و پارگي) هستش . وقتي دچار دل گرفتگي و يا زبونم لال پاره گي (از هر نوعش) شدين يه زنگ بزنين ، بلافاصله (حداكثر 24 ساعته) ميان و رفع دل گرفتگي ميكنن .

 

نحوه انداختن دخترهاي گنده تو بشكه (قابل توجه ورزشكاران) :

شما دو تا كار ميتوني انجام بدي :

اول اينكه اون دختر گنده رو ولش كني و يكي با سايز كوچكتر پيدا كني كه تو بشكه مورد نظرتون جا بشه .

دوم اينكه بجاي بشكه از تانكر استفاده كني . بنده فكر ميكنم اينجوري بهتره ، چون ميتوني مطمئن باشي هيچ نامحرمي نميبيندش .

 

نحوه عاشق شدن :

قبلا بطور مفصل در اين باره توضيح دادم . يه جيزايي هم بعدا ميگم .

 

نحوه سفر به زگيلستان :

ميرين همون ترمينال و سوار درشكه هاي خط ترمينال – زگيلستان ميشين . بعد از حدود سه هفته موفق به زيارت زگيلستان ميشين . زيارت قبول .

 

روش مقابله با استاد فاطمه خانوم :

اگه نظرات دو پست قبل رو خونده باشيد حتما متوجه شدين كه استاد بزرگوار ايشون چه كارا ميكنند ، از جمله :

تو 10 ثانيه 20 تا زن رو يه جا ضربه فني ميكنه .

تو 100 ثانيه 200 تا زگيل رو ايپون ميكنه .

تو 1000 ثانيه 2000 تا پسر رو روانه بيمارستان ميكنه .

خوب حالا كه اين استاد محترم نه به زن و نه به مرد رحم نميكنه بايد باهاش مقابله كرد . يا ايهالمسلمون دو تا موش و چهار فقره سوسك (البته كادو پيچ شده) به ايشون تقديم كنين ، بقيه اش رو بسپاريد به دست با كفايت موشها و سوسكها . بنده چون شديدا از سوسك و موش وحشت دارم ، جلو نميام و از همينجا براي شما دعا ميكنم .

 

چگونگي خلاص شدن از دست زگيل خان :

بهترين راه راحت شدن از دست زگيل خان اينه كه مقاديري نفتالين ، داروي نظافت يا سرنگ دست دوم (بسته به سليقه خودتون) ميل كنيد (ببلعيد) ، انشالله وقتي كه از اين دنيا تشريف بردين ، كاملا از دست زگيل خان خلاص ميشين .

 

چگونگي پيدا كردن زوج مناسب :

اگه پسر تشريف داريد ، بايد يه دختر از جون گذشته پيدا كنيد كه تمام راه هاي خودكشي رو امتحان كرده ، اما از شانس بدش ، موفق به كشتن خودش نشده باشه . حالا ميتونيد با دادن مقاديري باج ، اون بينوا رو مجبور به ازدواج با خودتون بكنيد .

اگه دختر هستيد ، بايد يكي از نواده هاي دهقان فداكار رو پيدا كنيد ، كه حاضر باشه به خودش ديناميت ببنده و زير قطار بخوابه . حالا با كمي شيرين زبوني ميتونيد مخش رو تريت كنيد و خودتون رو بهش بندازيد و بدبختش كنيد .

توصيه : چه پسر باشيد و چه دختر ، توصيه ميكنم طرف مقابل تون رو از بين كم عقل ها انتخاب كنيد ، چون اگه عاقل باشه كه با شما ازدواج نميكنه .

 

چاره دل شكسته :

فيلسوفي ميگفت چاره دل شكسته چسب دو قلوي رازيه ، اما زگيل خان اين حرف رو تائيد نميكنه . بهترين روش معالجه دل شكسته ، تهيه يك فقره دل جديد ميباشد .

فرقي نداره دل گاو باشه يا گوسفند و يا حتي شتر ، البته زگيل خان سفارش ميكنه دل سگ رو هم امتحان كنيد ، خيلي كارش درسته .

 

علاج بي پولي :

براي پولدار شدن ميتونيد يه زنگ بزنيد به رئيس جمهور محبوب زگيلستان و بهش بگيد :

يه قسمت از درآمدهاي نفتي رو (كه امسال دو برابر شده) از حسابهاي بانكي از ما بهتران به حساب بانكي شما واريز كنن . جناب رئيس جمهور هم حتما ترتيب اثر ميدن و شما پولدار ميشين .

 

روش مقابله با گروني :

اين جواب تكراريه اما چون تنها جواب معقوله ، دوباره ميگم .

يكي از استاداي دانشگاه يه بار بهمون گفت :

اگه يه جاي خلوت گير افتادين و چند نفر ميخواستن ترتيب شما رو بدن (به هر شكل) . هيچ كمك ، فرياد رس و راه فراري هم نبود ، چشماتونو ببنديد و سعي كنيد لااقل لذت ببريد .

امروز هم تنها راه براي مقابله با گروني اينه كه چشماتونو ببنديد و لذت ببريد .

 

زگيل خان كيه و چند سالشه :

اينكه زگيل خان كيه ، توي سه تا پست اول زگيل خان كاملا توضيح دادم .

ضمنا ما تو زگيلستان يه رسمي داريم كه كسي حق نداره سن خانوم ها و زگيل ها رو بپرسه . اما من براي اينكه خيالتون رو راحت كنم ميگم كه درباره سن زگيل خان روايات مختلفه . ولي بنظر بنده زگيل خان در تاريخ دهم دي ماه سال فلان بدنيا اومده .

 

بعد از پرانتز :

باز هم محرم ،

باز هم حسين ،

و باز هم مظلوميت .

حرف زدن درباره امام حسين از عهده زگيل خان بر نمياد .

اين ايام رو به دوست داران اهل بيت تسليت ميگم .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 | موضوع:
 توضيح مهم :

سلام

 

متاسفانه در بخشنامه اي كه درباره ورزش بانوان صادر شده بود چند نكته جا افتاده بود كه بدينوسيله به عنوان تبصره به بخشنامه مذكور افزوده ميشود .

 

اسب سواري :

اولا آقايون حق سوار شدن به اسب ماده رو ندارند و بالعكس . منظورم از بالعكس اين نبود كه اسب هاي ماده هم نبايد سوار آقايون بشن ، منظورم اينه كه خانوم ها هم حق ندارند سوار اسب هاي نر بشن .

بعدشم از اونجايي كه سوار شدن آقايون به اسب نر و خانوم ها به اسب ماده ، ممكنه شبهه ايجاد كنه (شبهه به لحاظ همجنسيت) آقايون و خانوما بايد يه چهار پايه بزارن رو پشت اسب و روي چهار پايه بشينند .

البته اگه به جاي اسب يه جونوري پيدا كنين كه نه نر باشه و نه ماده ، هيچ اشكال شرعي وجود نداره .

ضمنا خانومها بعد از پوشيدن لباس كامل ، بايد يك دست زره چهار لايه پوشيده ، سپس درون گوني رفته و بعد بالاي چهار پايه سوار شوند .

 

ورزش هاي رزمي :

بنده كلا با خشونت مخالفم و به همين خاطر درباره ورزشهاي خشن و رزمي نظر ندادم .

چه اشكالي داره به جاي اينكه به هم مشت و لگد (يا لقد) پرتاب كنين ، بياييد و با هم دوستي كنين و در عالم رفاقت ، مرگ موش يا نفتالين تو چاي هم بريزيد . اين كار چند تا حسن داره :

اولا به ارزش رفاقت (به جاي جنگ و جدل) پي ميبرين .

دوما طرف مقابل هيچ دردي نميكشه .

سوما شما هم هيچ صدمه اي نميبينين .

و در نتيجه با كمترين هزينه ، طرف مقابل رو ناك اوت ميكنين . امتحان كنين .

 

گلف :

از آنجا كه ممكن است مفهوم انداختن توپ درون سوراخ سبب ايجاد شبهه شود ، در گلف بانوان بايد توپ را به بالاي يك برآمدگي هدايت نمايند .

لباس مخصوص بانوان گلف باز نيز شامل :

شلوار (محض احتياط 3چهار دست شلوار روي هم بپوشند) ، مانتو (تا زير كف پا) جوراب (سه جفت) ، پوتين ، مقنعه ، چادر ، عينك جوشكاري ، دستكش و گوني (از جنس برزنت) .

 

تير اندازي و انواع پرتاب ها :

بانوان محترمه بعد از پوشيدن كليه پوشاك (گفته شده در مورد گلف) درون قفس سرپوشيده رفته و اقدام به ورزش نمايند .

 

باز شدن بيش از حد پا :

اما درباره بيش از حد باز شدن پاي خانومها فتواها مختلفند .و از جمله :

ملا مثباه يظدي (با مصباح يزدي اشتباه نشه يه وقت) گفته كه بايد پايي كه بيشتر از حد باز ميشه بلافاصله با شمشير يك مسلمان قطع گردد .

جناب ابو الفضول زبان دراز فتوا داده كه بريدن يك انگشت از پاي شخص مجرم كفايت ميكند .

شيخ پشم الدين گلاب به روتون هم فرموده خانومي كه مرتكب اين عمل شنيع شده بايد به تنهايي و شبانه خدمت شيخ برسه تا ارشاد بشه .

البته باز شددن بيش از حد پا فقط در مورد خانومها مهمه ، آقايون با خيال راحت ميتونن 180 كه هيچ ، حتي 270 يا 360  و بيشتر هم بزنند .

موفق و مويد باشيد .

 

به اميد خدا آپديت بعدي 14 بهمن .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در جمعه هفتم بهمن 1384 | موضوع:
 ورزش بانوان

سلام

 

از آنجايي كه در بلاد زگيلستان ، هميشه بر ، برابري حقوق زن و مرد تاكيد داشته ايم ، لذا بدينوسيله مقام محترم زگيل خاني ، شرايط حضور بانوان را در مسابقات ورزشي مشخص مي نمايند :

 

رشته هاي فوتبال ، بسكتبال و واليبال :

لوازم مورد نياز : عينك جوشكاري ، پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر ، جوراب ، پوتين ، دستكش ، گوني .

طرز مصرف : خانم هاي ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام موارد ذكر شده ، وارد گوني شده و پس از بستن درب گوني با طناب تاييد شده (توسط مقام عظماي ولايت) ، گوني ها توسط برادران محترم روحاني ، وارد زمين بازي ميشوند .

 

رشته دوچرخه سواري :

لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر ، جوراب ، پوتين ، كانتينر كاملا پوشيده .

طرز مصرف : بانوان ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام وسايل نامبرده شده ، به همراه دوچرخه وارد كانتينر كاملا محصور و سرپوشيده شده و درون آن ، اقدام به ورزش نمايند .

 

رشته هاي شنا ، واترپلو و ساير ورزش هاي آبي :

لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، چادر مشكي ، گوني ، عينك جوشكاري ، بشكه .

طرز مصرف : خانوم هاي ورزشكار ، بعد از پوشيدن تمام لباس هاي ذكر شده ، وارد بشكه شده و درب بشكه ها ، توسط برادران امين و مورد اعتماد ، جوش داده ميشود . سپس بشكه ها را به داخل يك استخر سرپوشيده انداخته ميشوند . پس از آن بانوان گرامي مي توانند در نهايت آزادي به ورزش دلخواه خود بپردازند .

 

رشته هاي پينگ پونگ ، تنيس و ورزش هاي مشابه :

لوازم مورد نياز : پيراهن ، شلوار ، مانتو ، روسري ، چادر مشكي ، دستكش كوهنوردي ، عينك جوشكاري ، گوني .

طرز مصرف : بانوان ورزشكار ، بايد بعد از پوشيدن تمام وسايل گفته شده ، وارد گوني شوند . سپس با نظارت نماينده ويژه ولي فقيه ، درب گوني با طناب محكم بسته شده و پلمب ميشود .بعد از آن گوني ها به زمين سرپوشيده تنيس برده شده و خواهران گرامي مي توانند به ورزش بپردازد .

 

رشته دو ميداني :

لوازم مورد نياز : مانتو ، شلوار ، چادر مشكي ، پوتين ، دستكش ، ماسك ، كلاه خود ، گوني .

طرز مصرف : بانوان دونده بعد از پوشيدن البسه ذكر شده ، ماسك و كلاه خود را به صورت و سر خود نصب كرده و وارد گوني ميشوند . گوني ها به پشت يك تراكتور سرپوشيده بسته شده و دور زمين روي زمين كشيده خواهند شد .

 

نكته بسيار مهم :

اولا بانوان گرامي ، در هيچ يك از ورزش ها ، نبايد پاي خود را بيش از 5/7 سانت باز نمايند (چون ممكن است باعث اغواي تماشاگران شوند) .