تبليغاتX
زگیل خان
 دخترها و پسرها در دانشگاه

سلام

اين تيكه رو همزمان با باز شدن دانشگاه ها شروع كردم اما ناقص و نصفه نيمه ولش كردم . امروز تازه تكميلش كردم و هيچ مناسبتي هم براش پيدا نكردم جز اينكه ايام ثبت نام واسه كنكوره .

باز هم زگيل خان تصميم داره قسمتي از تجربيات عيني خودش رو درباره پسرها و دخترها در دانشگاه (كه حاصل بيش از 80 سال پلاسيدگي و زگيليت در دانشگاه ميباشد) به شما منتقل كنه .

 

دخترها تو دانشگاه :

دخترها بعد از ورود به محيط دانشگاه فكر ميكنن اولين وظيفه شون پيدا كردن يه دوست پسر دانشجوست و اصلا براشون مهم نيست كه طرف چكاره هست و چه جور جونوريه . واسه همين معمولا به اولين پيشنهادي كه بهشون ميشه جواب مثبت ميدن . اوايل كه هنوز گرم و بي تجربه هستن همش سعي ميكنن با پسره تو سالن ها و محوطه دانشگاه به چشم بقيه بيان .

بعد از يه مدت كه با پسره به هم ميزنن ، ساعت اول تو ملا عام ميشينن و كمي اشك (از نوع تمساحانه) ميريزن ، البته يواشكي حواس شون رو جمع ميكنن كه آيا تو اون لحظه ، كسي هست كه آمار وفاداري ، دلدادگي و دل نازكي شون رو بگيره يا نه ، اما چند روز بعد ، همه چيز رو فراموش ميكنن و اين اولين تجربه پوست اندازي يه دختر دانشجوست .

اولين پوست اندازي دخترها معمولا نصف ترم طول ميكشه ولي سختيش همون بار اوله ، چون بعد از اولين تجربه ، از ترم بعد ، تو انتخاب پسرها سليقه هم به خرج ميدن و به هر كسي همون بار اول راه نميدن و از اين به بعده كه با خيال راحت ، هر ماه، يه بار پوست اندازي ميكنن . و ميفهمن كه بهتره روابطشون مخفي بمونه تا پرونده شون سياه تر نشه .

بعضي وقتا هم دست دوست پسرهاشون رو ميگيرن و ميبرن جلوي دوست پسرهاي قبلي شون رژه ميرن كه طرف ببينه و احتمالا دلش بسوزه .

دخترا تازه ترم آخر يادشون ميفته كه ، اي داد بيداد ، دانشگاه تموم شد و هنوز شوهر گيرشون نيومده ، از طرف ديگه پرونده شون پيش تمام پسرهاي قديمي اوپنه (open) واسه همين يهو تغيير رويه ميدن و دائم جلوي پسرهاي ورودي جديد رژه ميرن  . و در عين حال سنگين ، نجيب و بعضا ، چادري ميشن تا يكي رو به عنوان شوهر تور كنن .

 

پسرها تو دانشگاه :

پسرها از اولين روز ورود به دانشگاه دائم چشمشون رو به اين دختر و اون دختر ميدوزن و سعي ميكنن سوزناك ترين و عاشقانه ترين نگاه هاشون رو نثار تمام دخترها كنن .

اولش از قشنگترين دختر شروع ميكنن و انقدر به همه آمار ميدن تا بالاخره يكي پيدا شه و اين آقا پسره بتونه واسه اون بنده خدا از عشق راستين تو قلبش (الله الله) و از نگاه هاي دلفريب دختره (كه مثل نگاه گرازه) براش قصه سرايي ها كنه . در ضمن پسرهاي ديگه رو به جرم هوسراني ، محكوم كنه و خودش رو تافته جدا بافته بدونه .

پسر دانشجو آخرهاي ترم اول كه با اولين زيدش ، به خوبي و خوشي به هم زد ، تازه بهش مزه ميده و همش سعي ميكنه به علاف شدن هاي خودش تو سالن دانشگاه اضافه كنه و بجاي اينكه تو كلاس وقتش رو تلف كنه ، تو سالن دانشگاه ، پلاس ميشه تا حداكثر استفاده رو از زمان بكنه .

پسرا از ترم سه و چهار به بعد ، حسابي راه و چاه رو ياد ميگيرن ، سليقه شون عوض ميشه و به دخترهاي نه چندان زيبا و حتي ، كمي زشت ، پيله ميكنن .

پسرها هم ترم آخر تازه يادشون ميفته كه اي دل غافل ، هنوز واسه مامان شون عروس پيدا نكردن و چون به زير و بم دخترهاي قديمي آشنايي پيدا كردن ، و از طرفي دخترهاي قديمي ميدونن كه اين پسره چه تحفه ايه ، پس به سراغ دخترهاي ورودي جديد ميرن و سعي ميكنن ماهي رو تا خراب نشده ، شكار كنن .

 

توضيح غير ضروري : البته اينها فقط قسمتي از رفتار شناسي دخترا و پسرا در دانشگاهه ، شايد بعدا چيزهايي بهش اضافه كردم . چون فعلا براي نتيجه گيري اخلاقي وقت نداريم پس نتيجه گيري نميكنيم .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 | موضوع:
 پسر مثبت ، دختر مثبت

سلام

 

چه معني داره زگيل خان با هشتصد سال تجربه ، آروم سر جاش بشينه و بچه هاي 13-12 ساله بيان و دربارة تقسيم بندي پسرها و دختر ها صحبت كنن ؟

امروز ميخوام با استفاده از صدها سال تجربه خودم ، مشخصات دخترها و پسرهاي مثبت رو به شما بگه تا در انتخاب مثبت ها دچار مشكل نشين . طبق فرمايش جناب خودم ، يه سري از بارزترين و آشكارترين مشخصه هاي پسرها و دخترهاي مثبت عبارتند از :

 

پسر مثبت :

الان جلوي شما ، خيلي مودبانه نشسته (مثل هويج) .

خيلي عاشقونه (و البته شريرانه) به شما ذل زده .

لبخند زيبايي رو لبشه (صد رحمت به لبخند ژكوند) .

وقتي دهنش رو باز ميكنه قشنگتر ميشه (عين كروكوديل) .

موهاي مرتبي داره (گريس با كيفيتي بهشون زده) .

صداش گرم و گوش نوازه (خدا پدر انكر الاصوات رو بيامرزه) .

حرفاش همش از عشق و وفاست (از عشق فقط شب زفافش رو بلده و وفا رو از گربه ياد گرفته) .

صداقت از تمام وجودش بيرون ميزنه (مثل بوي مزخرف ادوكلنش) .

خيلي رو راسته (معمولا با ديدن دخترا اينجوري ميشه) .

شيرين زبونه (استاد چرت و پرت گفتنه) .

دست به جيبش حرف نداره (ميترسه اگه دستش رو از جيبش در بياره ، مردم زگيل هاي دستش رو ببينن) .

 

دختر مثبت :

خيلي متين و سنگينه (فقط حدود 97 كيلو) .

نمونه كامل يه خانوم محدب (عين بشكه) .

آخر خوشگل هاي عالمه (با مقياس ملخ ها) .

و خيلي محجوب و سر بزيره (چشمش به شلوار كوتاه و ساقهاي لخت خودشه) .

با حجاب و پوشيده است (صورتش رو با صد نوع كرم پوشونده) .

چشماي قشنگي داره (تو انتخاب لنز با سليقه است) .

دماغش 45 سانتيمتر بيشتر نيست (دست دكتر جراحش درد نكنه) .

معصوميت از صورتش ميباره (الله الله) .

لبهاش مثل گوجه سبزه (با تمام خرت و پرت هايي كه بهشون ميماله) .

ماشاالله قدش بلنده (قدش با احتساب پاشنه 47 سانتي متري كفشش ، ميشه 97 سانت) .

از راه رفتنش نگو كه مثل خراميدن كبكه (كبك سرخ شده اي كه وسط ديس دراز كشيده) .

 

خوب فكر كنم همينقدر كافي باشه و فعلا شما ميتونين با همين مشخصات ، موجود مثبت مورد علاقه تون رو پيدا كنيد .

 

بعد از پرانتز (توضيح خيلي خيلي ضروري و جدي) :

معمولا زگيل خان با هر تعريفي كه ازش ميشه ، نيم متر به قدش اضافه ميشه (واسه همينه كه الان كل قدش 1.68 سانتيمتره) و اصلا درباره بدگويي ها فكر نميكنه ، اما يه چيزي رو بايد همينجا روشن كنم (اگه تا حالا روشن نشده باشه) .

تعاريف ، صفات و توضيحاتي كه من اينجا درباره شون حرف ميزنم فقط درباره ولايت زگيلستان و مردم اونجاست و اصلا شامل شمايي كه از مريخ ، ايكس دبليو 9002 ، و يا بعد ششم (ب ضمه داره ها)  اومدين نميشه . پس به خودتون نگيريد .

بعدشم اينقدر نگيد زگيل خان به همه چي نگاه منفي داره ، شايد بشه در بعضي موارد نيمه پر ليوان رو در نظر گرفت ، مثلا درباره محبت ، انتظار از ديگران ، رفاقت . اما درباره موارد اجتماعي نميشه نيمه پر ليوان رو در نظر گرفت .

مثل اينه كه يه آقايي با كت و كراوات و كلاه شاپو بياد وسط خيابون ، اما شلوار و شورت تنش نباشه . حالا شما بيا و هي بگو :

نيمه پر ليوان (فقط كت و شلوارش) رو نگاه كن .

آي جماعت كرات ديگه (مريخي ها ، ساكنان سحابي خرچنگي و كشكشانهاي حلقوي) ، اينجا ديگه حرف زدن از نيمه پر ليوان معني نداره .

پس زگيل خان ، هم نيمه خالي ليوان رو مي بينه و هم نيمه پرش رو (البته اگه نيمه پري وجود داشته باشه) ، اما براي بهتر شدن بايد نيمه خالي رو در نظر گرفت و درباره اش حرف زد .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 | موضوع:
 زگيليكا

سلام

 

دوستان پرريخته (بر وزن فرهيخته) زگيل خان ، مژده كه جلد اول از دايرة المعارف زگيليكا تكميل شده و بنده الساعه براي چاپ حواله صفحات نت نمودم . كپي رايت زگيليكا ، ذكر نام زگيل خان ميباشد .

اين اثر وزين و پر محتوا را تقديم ميكنم به نسل منقرض شده مرحوم آدميزاده .

 

آدم :

شوهر حوا و نيز جانوري منقرض شده با دو دست و دو پا (سه پايه و يه پايه هم رويت شده) با يك كله حاوي يك مشت مغز (خاك اره نيز ديده شده است) .

 

آرزو :

يعني تمام چيزهاي خوب را براي خود و بقية چيزها را براي ديگران طلبيدن . از اقوام نزديك نفرين بوده و بيشتر اوقات با هم بكار ميروند .

 

ارزش :

دارايي ، پول و ثروت . هر چه انسان دارايي بيشتري داشته باشد مسلما ارزش بيشتري خواهد داشت .

 

انسانيت :

عملي شرم آور ، شنيع ، بيشرمانه و ابلهانه كه انجامش مستوجب عذاب دنيوي و اخروي ميباشد . خوشبختانه امروزه منسوخ گرديده است .

 

خجالت :

عملي كه خاص بچه گربه هاي ماده (البته قبل از شوهر كردن) است و بس . اين فعل هيچ ارتباطي به دنياي آدميزاده ندارد .

 

دوست :

كسي كه در موقع نياز بتواند پشت آدم را خالي كرده و در هچل تنهايش بگذارد . همچنين قدرت خالي كردن زير پاي دوستانش را داشته باشد و ضمنا در زمان لازم ، با پرت كردن حواس ، آدمي را به اعماق چاه هدايت نمايد .

 

دين :

وسيله اي تجملي كه براي خودنمايي در مقابل ديگران بكار ميرود . هر چه تعداد مقدسين ديني بيشتر

باشد آن دين بهتر است ، زيرا ايمان آورندگان به آن مذهب به راحتي ميتوانند انتخاب كنند كه به كدام

يك از مقدسين به دروغ قسم بخورند .

 

زگيل خان :

موجودي لطيف و دوست داشتني كه در اينترنت پلاس شده است . صفات شايسته ايشان عبارتند از سوهان روح ، مته اعصاب ، چكش احساسات ، خروس بي محل ، نويسنده بيكار ، عاشق (عمرا ، اين يكي رو كور خوندين) . و نيز نويسنده وبلاگ جديد التاسيس جهنم ( با نام مستعار جهنمي) و نيز نويسنده وبلاگ من و شعرم .

(آدرس وبلاگ جهنم رو نميدم تا دلتون بسوزه) .

 

زن :

در جهان سوم اسباب پس انداختن بچه ، در جوامع در حال رشد وسيله اي بي هويت جهت تخليه مردها ، در جوامع پيشرفته اسباب بازي و آلت سرگرمي . به زن جنس ظريف هم ميگويند  ، البته اگر مقياس ظرافت كرگدن باشد .

 

شرافت :

عملي مبتذل و پيش پا افتاده كه در نزد انسان هاي نئاندرتال مرسوم بوده و امروزه منسوخ گرديده است .

 

صداقت :

عملي تعريف نشده (مثل عدد صفر) و خوشبختانه از مد افتاده كه باعث بي آبرويي و تحقير انجام دهنده اش ميشود .

 

عشق :

نوعي بده بستان بين نر و ماده ، به مصداق هر چقدر پول بدي همونقدر آش ميخوري . امروزه اين عمل تبديل به روابط خياباني شده . شاعر بزرگ زگيل خان در اين باره ميفرمايند :

ميگن كه اون عشق قديم سرابه

عشق حقيقي روي تخت خوابه

عجب زموني شده دوران ما

عشقو كشيدن به لجن آدما

 

علم (دانش) :

دارايي ها و اموال بي ارزش و بي اعتبار ، دارندگان علم و دانش افرادي هستند كه عمر خود را تلف كرده و به جاي جمع كردن ارزش و اعتبار (رجوع شود به معني ارزش) ، وقت خود را در كلاس درس بر باد داده اند .

 

لبخند :

عملي كه جهت مسخره كردن و گاهي هم سرزنش كردن ديگران بكار ميرود . هرچه زهر لبخند زيادتر باشد ، انجامش ثواب بيشتري دارد .

 

مرد :

در جهان سوم ارباب و مالك مطلق ، در جوامع در حال رشد ، رئيس و فرمانده ، در جوامع پيشرفته كارگردان . موجودي كه خود را ارباب همه دانسته و علاقه فراواني به كشيدن انواع نعره ها داشته و از عالم و آدم طلبكار است .

 

نعمت :

چيزي كه داشتنش باعث افتخار مي باشد و ارزش دارنده را بالاتر ميبرد . مثلا حماقت و نفهمي بزرگترين نعمت عالم بوده كه خوشبختانه اكثريت آدمها از اين نعمت برخوردارند .

بيچاره آنكه گرفتار عقل شد

خوشبخت آنكه خر آمد ، الاغ رفت

 

نوع دوستي :

يعني هرچه براي خودت دوست نداري ، براي ديگران دوست داشته باش . مثلا بدبختي ، بلا ، درد ، عذاب ، مرگ و ...... را براي ديگران بخواه .

 

نيكي :

عملي كه يا نبايد انجام داد و يا در صورت انجام ، در ملا عام و مقابل چشم همه صورت گيرد و مخفيانه انجام دادنش شرعا حرام است . بعضي محققان گفته اند كريمي هم دارد .

 

هديه :

چيزي كه به نشانه محبت به دوستان داده ميشود و هدف از دادنش تلافي و جبران محبت ديگران ميباشد . هديه ميتواند يك شيشه شربت افعي و يا يك بسته عقرب جراره باشد . البته چند سالي است كه تهرانيش هم رويت شده است .

 

هنر :

قدرت و توانايي برداشتن كلاه 4 نفر و گذاشتن كلاه ديگران رو سر همان 4 نفر ، و نيز زدن مخ 3 نفر آنهم بصورت همزمان .

 

پايان جلد اول از دايرة المعارف عظيم زگيليكا اثر اديب گرانقدر : زگيل خان .

جلدهاي بعدي به محض تكميل در اختيار همگان قرار خواهد گرفت .

 

نوشته شده توسط زگیل خان در چهارشنبه دوم آذر 1384 | موضوع: