بازم دوباره وقت انتخابه
دوره آزادی بی حسابه
باز دوباره کاندیداهای اصلح
سراغ مردم اومدن با به به
تا تبلیغ کاندیداها شد آغاز
مردم جامعه فهیم شدن باز
کاندیداها با ژست آنچنانی
وعده میدن از نوع آب و نانی
رو آب میریزن پته ی مفسدو
سیب زمینی پیاز میدن ، آی بدو
به آبرو ، ناموس هم میپرن
به عشق خدمت ، از شرف میگذرن
میگن خدا به ما اشاره کرده
عشق به خدمت مارو پاره کرده
مردم خوب و مهربون و فهیم
رای به ما بدین که از شماییم
دوره احترام به حق شماست
بزن و برقصه پسر و دختراست
جامعه مون به گشتی بی نیازه
مانتو کوتاه ، بالای رون* مجازه
مفسد کهنه رو کنار میزاریم
جای اونا مفسد نو میاریم
نفت شمارو قبلی ها دزدیدن
حق و حساب مارو هم نمیدن
خوردن پول نفت کشور رواست
نوبتی هم باشه حالا حق ماست
*** *** *** *** *** *** *** ***
زگیل میگه کاندیداهای سیاس*
آهای ریاکارای ، مردم شناس
دهن که کنتور نداره پس برید
هر چی دروغ و چرت و پرته بگید
اینجا نمیپرسه کس از پول نفت
خزر ، خلیج فارس مون کجا رفت ؟
اینجا نمیگن که چی بود و چی شد
کسی نمیگه وعده هاتون چی شد ؟
اینجا همیشه صادقا پلشتن
دروغ گو ها همیشه در بهشتن
توضیح واضحات :
*رون همون ران بوده و به بخش زیر کمر گفته میشود و از زانویی که در ایام غیر انتخابات پوشیدن مانتوی بالای زانو جرم محسوب میشود ، مقادیری بالاتر است .
*سیاس که ی آن تشدید داره در اینجا به معنی اهل سیاست بکار رفته .
در راستای گرمی بخشیدن به تنور انتخابات ، زگیل پرس هم تصمیم گرفت با کاندیداها مصاحبه هایی انجام بده تا نظرات شون رو برای شما بازگو کنند . البته از اونجایی که دستور اکید داده شده تمام اخبار مربوط به کاندیداها طبق حروف الفبا باشه ، ما هم طبق همون حروف الفبا حضور کاندیداها میرسیم و سوالات مون رو درباره برنامه های آقایون رجل سیاسی مطرح میکنیم .
پس ابتدا به حضور برادر گرام ، آن بزرگوار خاکی ، پرزیدنتی که غذاش معنویه و تنها چیز مادی که میخوره ، ماست و چای جوشیده است ، برادر دکتر م.ا.ن میرسیم و سوالات مون رو ازشون میپرسیم .
زگیل پرس : طرح شما برای اداره امور اقتصاد کشور چیه ؟
آقای دکتر : چه کسی گفته که برای اداره کشور حتما لازمه طرحی داشته باشیم ؟
شما به چهار سال اخیر نگاه کنین که ما بدون هیچ طرحی کشور رو اداره کردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد . پس مسلما میتونیم چهار سال (و حتی چهار سال های) بعدی هم همینطور کشور رو اداره کنیم .
زگیل پرس : سیاست خارجی شما بر چه مبنایی استواره ؟
آقای دکتر : بنده مثل چهار سال قبل به تمامی دویست و اندی کشور به اصطلاح مستقل و در اصل مستکبر و وابسته جهان هشدار میدم که اگه رفتار خودشون رو اصلاح نکنن ما تمامی اونهارو تحریم میکنیم .
در همین راستا گروهی از کارشناسان خبره ما در وزارت امور خارجه ذره بین بدست دارن نقشه دنیا رو با دقت کالبد شکافی میکنن تا کشورهای جدیدی کشف کنن که واقعا مستقل و دارای حکومت های مردمی باشن و رابطه مون رو با اونها به سطوح بالا برسونیم .
زگیل پرس : عقیده شما درباره خلیج فارس
آقای دکتر : لازم نیست ما بگیم خلیج فارس تا تمام دنیا بدونن که فارسیه .
همین اسم خلیج یه کلمه کاملا فارسیه و به تنهایی برای نشان دادن حقانیت ما کافیه . تازه اگه الخلیج باشه هم بهتره چون ال اول کلمه مقدس الله هستش و معنی خلیج فارس الله رو میده .
زگیل پرس : طبق طرح شما دریای خزر چطور باید تقسیم بندی بشه ؟
آقای دکتر : متاسفانه در عهدنامه های ننگین ترکمانچای و گلستان در حق ما اجحاف شده و بیش از 100 سال پیش فقط 50 درصد این دریا به به ما داده شده که کاملا نا عادلانه است . کارشناسای ما بدنبال طرحی هستن که حق امروز ما از این دریارو به 15 درصد برسونن و مسلما شما میدونین که 50 درصد اون موقع در برابر 15 درصد الان هیچی نیست .
زگیل پرس : در زمینه ورزش چه برنامه هایی دارین ؟
آقای دکتر : در حالیکه تمام دنیا فکر میکنن ورزش فقط قهرمانی و مدال آوریه ، ما میخواهیم ثابت کنیم که بدون مدال هم میشه زندگی کرد و ملت فهیم ما نیازی به این سوسول بازی ها نداره . ما پوریای ولی وار عمدا میبازیم تا ندید بدیدها مدال هارو ببرن .
زگیل پرس : نظرتون درباره آزادی های فردی چیه ؟
آقای دکتر : آزادی فردی یعنی اینکه بنده آزاد هستم تا اعلام کنم کلیه منتقدین بنده وابسته به صهیونیسم جهانی هستن و چون بعد از انتخاب بنده ، درآمدهای نامشروع شون رو از دست دادن ، دارن چوب لای چرخ پیشرفت کشور با هدایت منجی جدیدش که بنده باشم ، میزارن .
زگیل پرس : جناب آقای دکتر (که مسلما هیچ شکی در مدرک دکتراتون نیست) ما باید با بقیه کاندیداها هم مصاحبه کنیم . آیا شما صحبت دیگه ای هم دارین ؟
آقای دکتر : فکر نمیکنم نیازی به مصاحبه با بقیه نامزذها باشه . همین حرف های بنده کافیه .
زگیل پرس : اما آقای دکتر ما به خوانندهامون قول دادیم که بدون فرق گذاشتن بین نامزدها ، با همه شون مصاحبه کنیم .
آقای دکتر : ببین آقای محترم ، خواننده های شما یا طرف ما هستن که در اینصورن نیازی به شنیدن مطالب بقیه ندارن و یا طرف ما نیستن که در اون صورت میشن مزدور استکبار و وابسته صهیونیسم و دشمن انقلاب ، و ما اصلا لازم نیست به این قبیل افراد توجهی کنیم . مگر اینکه خود شما یکی از قلم بدست های وابسته باشی که از کمک های میلیون دلاری اون ور آب حقوق میگیری ؟
واقعا که گیر عجب زگیل موقعیت نشناسی افتادیم ما .
تمام وقت در حال غر زدن و نق نق کردن غیر قانونیه ولی حالا که به برکت ایام انتخابات کشور گل و بلبل شده مهد آزادی بیان ، لال مونی گرفته .
یکی نیست بگه آخه زگیل بی ریخت وقتی که از بچه غیر ممیز 12 ساله تا پیرمرد 80 و اندی ساله واسه کاندیداتوری ثبت نام میکنن و مردم در نهایت آزادی ابراز عقیده/وجود کرده و نظرات خودشون رو بیان میکنن ، چرا زگیل جماعت که مظهر وراجی هستن خفه خون گرفتن ؟
مگه اون چشمای زگیلیت نمیبینه که 6 میلیارد و اندی جمعیت کره خاکی (که اکثریت قریب به اتفاق شون اسم بچه هاشون – چه دختر و چه پسر – رو گذاشتن محمود احمدی نژآد) تمام کار و زندگی شون رو ول کردن و چهار چشمی ذل زدن به کشور گل و بلبل ما که قراره با انتخاب کاندیدای اصلح تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان سرنوشت بشریت رو رقم بزنیم ؟
زگیل وطن فروش با این سکوت بی موقع میخوای آب به آسیاب دشمن بریزی که مثلا در اینجا الاغ دموکراسی پاش میلنگه و نمیتونه جیک جیک کنه ؟
پاشو زگیل جان . اگر هم حرف درست و حسابی پیدا نکردی که بگی ، فقط اون آرواره های صاحاب مرده ات رو تکون بده . ما خودمون هر طور که لازم بدونیم روش صدا گذاری میکنیم .
فلذا زگیل خان همون کت مشهورش رو (که در هنگام تولد تنش بوده) میتپونه توی شلوارکش (مسلما در جریان هستین که بعلت آزادی دوران انتخابات ، پوشیدن شلوارک برای آقایون و مانتوی بالای باسن برای نسوان آزاد شده) و میره سراغ کاندیداهای عزیز تایید صلاحیت شده .
امروز زگیل خان خبری فوق العاده بهشون رسید و از شنیدنش از خوشحالی بال درآوردن . از اونجا که این خبر شمارو هم مثل ایشون خوشحال میکنه ، متن خبر و منبعش رو براتون میگیم .
فدراسیون جهانی فوتبال فیفا اعلام کرد که بازی ایران و عربستان که 2 – 1 به نفع عربستان تموم شده بود بخاطر تخلف تیم عربستان 0 – 3 به نفع ایران برگشت .
تیم عربستان در دقیقه 63 یک بازیکن اضافه وارد زمین کرده که این مسئله توسط دوربین ها متعدد اثبات شده و در نتیجه این تیم نزدیک به 30 دقیقه 12 نفره بازی میکرده .
در نتیجه این تخلف ، نتیجه بازی 3 - 0 به نفع ایران برگردونده شد .
فقط در عجبم که چرا هیچ کدوم از خبرنگارها و مسئولین فدراسیون خودمون متوجه 12 نفره بودن تیم عربستان نشدن .
در هر حال ، این خبر خوش و این پیروزی رو از طرف زگیل خان و خودم به همه شما تبریک میگم .
سلام
از طرف زگیل خان و اهالی زگیلستان عید نوروز و شروع سال جدید رو به تمام هموطنان و ساکنین دنیای مجازی تبریک گفته و آرزومند سالی خوش براتون هستیم . و به همین مناسبت چند تایی هم براتون ماچ گنده آوردیم که بین تون تقسیم میکنیم (فقط خواهشا هر کدوم یه بوس بیشتر نگیرین که به همه برسه) .
همچنین امیدواریم که در سال جدید اون زگیل های خوشگل صورت تون ، بزرگتر (به اندازه نصف دماغ های قبل از عمل تون) بشه ، و در نهایت انشالله که امسال برای شما سال وصال باشه و کمتر دسته بیل بره داخل قلب تون و دچار شکسن عاطفی بشین .
آمین .
ضمنا امروز وبلاگ زگیل خان هم وارد پنجمین سالش شد . البته گرچه طبق شناسنامه وبلاگ زگیل خان 4 ساله شده ولی این یه سال اخیر اصلا به دلمون نچسبید . چون یا زگیل خان نبود و یا اگر هم بود ، همچین آش دهن سوزی نبود (یعنی اینکه قبلاها آش دهن سوزی بوده) و بقول فرمایش اون حکیم قبائل آدمخوار جنگل های آمازون :
این اومدن و بودن به درد عمه جانشون میخورده .
خدا کنه که در سال جدید این زگیل خان تنبل ، کمی بیشتر بخودش تحرک بده و بیشتر به این دنیای مجازی بینوا کنه وار بچسبه .
خوش باشین .
جهت همکاری در امور داخلی زگیلستان (و وبلاگ زگیل خان) یک خانم منشی
- مجرد
- با ظاهر متناسب !!!
- تحصیل کرده
- روابط عمومی بالا
- متین و با وقار
- آشنا به امور منشیگری !!!
دعوت به همکاری میشود .
متقاضیان با شماره زگیل خان تماس بگیرند .
پ.ن :
چیه ؟
مگه چی شده که چشماتون رو عین نهنگ قاتل به زگیل خان دوختین ؟
وقتی که بنگاهی و بقالی و آهنگری و نون خشک جمع کن و وبلاگی و ... آگهی استخدام منشی مونث میدن ، چرا نباید زگیل خان همچین کاری کنه ؟
مگه نه اینکه یه سری از وبلاگ نویس های عزیز که دیروز وبشون رو افتتاح کردن و هنوز دو تا و نصفی پست ثبت شده ندارن ، بلافاصله آگهی میدن که به همکار (فقط هم از نوع مونثش) نیاز دارن .
خوب ، مگه زگیل خان چی کمتر از اونها داره ؟
(تازه کلی هم زگیل نازنین داره که بقیه از داشتنش محرومن) .
از همه اینها گذشته خودتون که بهتر میدونین زگیل خان نه طرفدار برابری مذکر و مونث ، بلکه طرفدار برتری مونث هستش .
پس حالا که همه چی روشن شد لطفا چشم های از حدقه بیرون افتاده تون رو اهدا کنین به خواهران محاصره شده غزه ای و اون علامت های سوال رو که بشکل خیار روی کله مبارک تون سبز شده ، بکوبین به سر صهیونیست های مذکر ، و اگه خانم منشی با این مشخصات سراغ دارین ، سریعا بفرستینش به دفتر زگیل خان .
سلام
مسلما عزیزانی که طی این مدت بعد از آغاز سال تحصیلی به همه کاری پرداختن غیر از عمل مذموم درس خوندن ، الان که موقع امتحانات شده ، کاسه که چه عرض کنم ، دیگ چکنم چکنم دست شون گرفتن و دم در بارگاه ملکوتی زگیل خان ایستادن تا علامه زگیل خان براشون راهکار خدا پسندانه ارائه بدن .
زگیل خان هم که دریای علم و دانش و راهکار و راه حل تشریف دارن و همیشه تنها فکرشون کمک به دیگرانه ، در نهایت سخاوت ، دانسته هاشون رو در طبق اخلاص می نهندباشد که مقبول افتد .
(وای که چقدر چندشم میاد وقتی فرمایشات زگیل خان هم مثل این فیلم ها و سریال های درپیتی رسانه ملی ، به اصطلاح ادبی میشه) .
و اما راهکارها :
_ اگه بطرز معجزه آسایی به برگه امتحانات که در کیف معلم قرار داره دسترسی پیدا کردین ، کارتون حله و لازم نیست سراغ بقیه روش ها برین . فقط یادتون باشه که این برگه هارو بین کل کلاس پخش نکنین چون معمولا 99 درصد از نزدیک ترین دوستان تون ، زیر آب نازنین تون رو کنفیکون میکنند .
_ اگه هنوز چند روزی تا امتحانات مونده میتونین تشریف ببرین به سواحل زیبای جنوب و یه چند تایی از نهنگ هایی که خودشون رو به ساحل انداختن بخورین تا شاید (البته شاید) یه نموره به فسفر داخل جمجمه تون اضافه بشه و بتونین دست و پا شکسته یه نمره قبولی بگیرین .
_ اگه شاگرد ...خون کلاس کنارتون میشینه که عالیه . فقط کافیه شب قبل از امتحان یه بشکه آب هویج بخورین تا چشم های شهلاتون بتونن برگه اون عزیز ...خون رو بخوبی ببینن .
_ اگه قوم و خویش و آشنای تردست دارین ، میتونین یه دوره فشرده مخفی کاری پیشش بگذرونین تا بتونین 840 صفحه برگه تقلب رو در جاهای قابل دسترسی بدنتون جاسازی کنین . اگه هنوز امتحاناتون شروع نشده برای طی دوره ها ، یه سری به آموزشگاه های تردستی بزنین .
_ اگه یکی از نوابغ شباهت فوق العاده به شما داره ، میتونین با پرداخت مبلغی ، ایشون رو اجاره کنین تا بجای شما سر جلسه امتحان تشریف ببره .
_ اون قدیم ندیمها که دانشگاه میرفتیم ، عزیزان مونثی هم بودن که نه سر کلاس میرفتن و نه برگه امتحانی شون چیز بدرد بخوری داشت ، اما با یه معجزه و یه ملاقات کوتاه مدت با استاد گرام ، نمره عالی میگرفتن که صد البته واسه اینکه محکوم به اشاعه فساد نشیم ، این روش رو اصلا پیشنهاد نمیکنیم .
_ اما در آخر اگه هیچ کدوم از این روش ها بهتون کمک نکرد ، بهترین وسیله ، همون تاکتیک قدیمی التماس دعاست .
با دستخط قشنگ تون ، پایین برگه امتحانی سفید و تمیزتون یه نامه مفصل برای دبیر مربوطه مینویسین و اونقدر از مشکلات جانکاه تون میگین و التماس های سوزناک مینویسین که میز و صندلی تون به حال تون زار بزنن .
بقیه اش با خداست و میزان سختی و نرمی دل معلم گرامی .
فعلا تا اطلاع ثانوی خوش باشین و زگیل خان رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارین .
بالاخره مرگ حقه .
این شتریه که در خونه همه شماها خواهد خوابید .
ولی وقتی قرار به مردن باشه ، باید مشخص بشه که خواست شما برای بعد از مرگ تون چی بوده .
فلذا زگیل خان یه وصیت نامه نمادین مینویسه تا شماها یاد بگیرین و هر سریع تر دست بکار بشین که مبادا زبونم لال وصیت نکرده ، این جناب شتر بیاد سراغ تون .
متن وصیت نامه :
اینجانب حکیم فرزانه ، دانشمند گرانمایه ، فیلسوف اعظم زگیلستان ، جناب زگیل خان در کمال صحت عقل وصیت نامه زیر را با دستان مبارک خودم به نگارش در می آورم .
اول
اگر علم پزشکی آنقدر پیشرفت کرده بود که امکان باز گرداندن زگیل خان به زندگی بشرط کشتن کلیه اقوام و آشنایان وجود داشت ، بدون لحظه ای صبر و تامل ، اقدام به کشتار آنان کنید .
دوم
همیشه به چشمان قشنگ و دارندگان چشم های قشنگ (از جمله روباه ، گربه ، الاغ) علاقمند بودم ، پس وصیت میکنم جنازه ام رو گربه های چشم قشنگ بخورن .
تبصره 1 : البته بشرطی که موارد ایمنی رعایت بشه تا مبادا زبون بسته ها مسموم بشن .
تبصره 2 : اگه سگه ها هم جهت تناول بخشی از پیکر مطهرم ابراز تمایل کردن ، از نظر بنده ایرادی نداره ، نوش جون شون .
سوم
وصیت میکنم کلیه اموالم رو جهت پرورش خیار در بیابان های افریقای مرکزی مصرف کنن .
تبصره 1 : اگه چیزی نداشتم ، هزینه این مورد رو از ورثه ام بگیرین .
تبصره 2 : دوستان هم چشمشون کور ، وظیفه شونه که کمک کنن .
چهارم
بعد از مرگ من گریه نکنید ، البته میتوانید از شدت علاقه به زگیل خان ، خودتون رو دار بزنین ، خودسوزی کنین ، کلنگ به فرق کله تون بزنین و ... ، چرا که عمل شما بیانگر عشق و ارادت خالصانه شما نسبت به زگیل خان بوده و برای بنده قبل درک هستش .
پنجم
وصیت میکنم در جایی که پای هیچ موجود دو پایی بهش نرسه یه مقبره نمادین برام بسازن و روی سنگش بنویسن :
بنده دلم نمیخواست برم ، بزور دارند میبرندم .
ششم
از اونجایی که از اولین روز زندگی بصورتی کاملا عمدی به هیچ کدوم از واجبات عمل نکردم در نتیجه به تعداد تمام روزهای عمرم نماز بدهکارم ، وصیت میکنم قضای اونهارو بین اولاد پسر و دخترم تقسیم کنن تا همیشه به یادم باشن .
تبصره : چون اعتقاد دارم همیشه حق مونث جماعت لگد/لقد مال شده وصیت میکنم نمازهای قضا به نسبت 2 بای دخترها و 1 برای پسرها تقسیم بشه .
هفتم
اگر بعد از فوت بنده ، کسی ادعایی مبنی بر بدهکار بودن زگیل خان به اون شخص کرد ، بلافاصله با چماق و بیل و کلنگ قانعش کنین که در اشتباهه .
ضمنا اگر کسی ادعا کرد که به زگیل خان بدهی داشته ، مطمئن باشید که درست میگه و بلافاصله اصل مبلغ بعلاوه دیرکردش رو ازش دریافت کنین .
هشتم
در تمام زندگی غیر از خوبی نسبت به کسی انجام ندادم . و اگر کسی ادعایی غیر از این کرد ، مسلما فاسق و فاجر و ... بوده و قصد خدشه دار کردن نام نیک زگیل خان رو داره ، پس تمامی بازماندگان مجازید تا فرد مدعی رو برادرانه ارشاد کنین .
نهم
مراسم تشییع جنازه ، شب اول ، سوم ، چهلم و سالگرد (تا وقتی نامی از زگیل در پهنه گیتی وجود داره ، باید برگزار بشه و در این مراسم باید بهترین غذاها سرو بشه تا کسانی که همیشه حسرت خوردن یک لقمه نان خشک بر سر سفره زگیل خان رو در دل داشتن ، مبادا عقده در دل بمیرن .
دهم
بعد از عمل به موارد فوق ، کلیه دوستان و آشنایان و افرادی که به نحوی برخوردی با زگیل خان داشتند ، زنده زنده خاک شوند چرا که میدانم تحمل درد دوری زگیل خان برایشان ناممکن است .
توضیح ضروری : البته کاملا مشخصه که جناب زگیل خان قصد مردن ندارن و اینهارو نوشتن تا شماهایی که رفتنی هستین ، یاد بگیرین .
بنده صحنه را ندیدم ولی عکس هارو دیدم و دلم شدیدا اندهناک آگین شد .
آخه اهالی کشور گل و بلبل این همه زور بزنن و خودشون رو بجرن (بکسر ب و ج و فتح ر) یه گلشیفته بزرگ کنن ، اون وقت اون هالیودی های بی حیا در یه چشم بهم زدن گلشیفته مارو ببرن و ازش عکس بگیرن ، اون هم بقول آشیخ میرزا شپش ، عکس های بی ناموسی .
گلشیفته عزیزی که آفتاب و مهتاب هم رویش را ندیده بودند ، چه برسد به پسرهای محل و فلان دستیار چندم فلان فیلم ، حالا در برابر اجنبی ها خدا ستیز ، عکس آنچنانی میگیرد .
حالا هم قصد حسادت به اجانب رو نداریم (گرچه فوق العاده حسود تشریف داریم) فقط محض انجام وظیفه زگیل خانی چند سفارش به این نو گل عزیز داشتیم که شاید عمل به اونها چندان ضرری هم نداشته باشه .
_ به گلشیفته عزیز سفارش میکنیم که قبل از هر کاری طراح لباسش را اخراج کند که فوق العاده بد سلیقه بود و در همین سری اول عکس های هالیوودی اش ، گلشیفته عزیز را در نهایت بد سلیقگی شبیه مادری کرده که حداقل چهار تا بچه قد و نیم قد به اجتماع بشری تحویل داده .
_ و نیز سفارش میکنیم که این عکاس باشی کج سلیقه و چپ چشم شون رو هم عوض کنن که احتمالا از بعضی تخریب کنندگان پول گرفته بود که با این عکس گرفتنش ، نشون بده که گلشیفته همچین گلی هم نبوده .
_ گلشیفته جان میتونه با کمپانی های سازنده ترمز مشاوره ای بکنه و یه دست ترمز مناسب واسه خودش بگیره ، چون اگه با این سرعتی که پیش میره ، ظرف همین هفته اول همه چیز رو بیرون بریزه ، شدیدا قیمتش پایین میاد و این جماعت هم که منتظرن بزنن توی سر مال و بگن که " بابا این مال اهالی کشور گل و بلبل همچین مالی هم نبوده " .
_ گلشیفته عزیز کمی بیشتر حواسش رو جمع کنه که اون اجانب از جوانهای غیور کشور گل و بلبل گستاخ تر تشریف دارن و هیچ ابایی از قرار دادن فیلم های خصوصیش در پهنه نت ندارن .
گرچه در این مورد خاص غیور مردان این جایی چیزی کم از بی شرم های اونجایی ندارن . همین هایی که در نهایت رشادت و مردونگی و مثل آب خوردن آبروی طفلکی زهره / زهرا رو به باد فنا دادن .
سایت / وبلاگ داران عزیزتر از جانی که کلی به وجود مبارکشان فشار آورده و هنوزم که هنوزه ، هر روز ورژن های جدید فیلم زهره بینوا را از خودشان بیرون میدهند . ظاهرا این حضرات سایتی / وبلاگی فکر کرده اند که زهره بینوا هم همکار عمه جان های خود شونه که با کمپانی ها سازنده فیلم های آنچنانی قرارداد بسته و پشت سر هم در مقابل دوربین های آنان هنر نمایی میفرماید .
_ اگه گلشیفته عزیز تصمیم به عوض کردن اسمش گرفت ، لااقل اسم جدیدش رو طوری انتخاب کنه که رگه هایی از اون چیزی که قبلا بود داشته باشه .
مثلا میتونه اسمش رو بزاره گلکول فریدمن و یا گولیانو فرونی و یا گلگریت فراتیسیان و یا ... .
البته این ها فقط جنبه پیشنهادی داشتن و گلشیفته گرامی خودش میتونه با کمی هزینه کردن مشاورانی انتخاب کنه که نظراتی کاربردی تر از نظرات رایگان زگیل خان بهش ارائه بدن .
سلام
آخه یکی نیست که بگه زگیل بی ریخت ، تو رو چه به روزه گرفتن . (جرات دارین بگین ، تا چشمان تون رو در بیارم و بزارم کف دست گربه های بی سرپرست زگیلستان) .
باور کنین در حالیکه فقط دو هفته گذشته (که سه روزش رو هم با کلک مرغابی روزه خواری کردیم) ، اونقدر وزن کم کردم که با اولین لبخند دندون مصنوعی هام از دهنم میفته بیرون .
بسکه لاغر شدم ، کاسه چشمام یه ذره شده و چشمام دیگه بیش از حد واسه کاسه شون بزرگ شدن و همین فردا پس فرداست که غلطان غلطان بیفتن جلوی پاهای لرزونم .
یکی نیست که بگه بابا جون ، این زگیل پوست و استخون تمام 24 ماه سال رو روزه است ، دیگه نیازی به گرفتن این 30 روز نداره .
اصلا باور میکنین که روزهایی که روزه ام ، تمام مدت چشمونم رو میبندم . آخه چشمم به هر کسی که میفته ، بشکل خوراکی میبینمش .
الکی نیست که از روز دوم ماه مبارک شروع به نوشتن کردم و امروز که 15 روز ازش گذشته ، فقط تونستم همین چند سطر رو خط خطی کنم ، اون هم با هشتصد تا غلط املایی و دستوری و چاپی .
پ.ن :
- الان با وضعیتی که دارم ، خدارو شکر کنین که ماه های سال رو فقط 24 ماه دیدم . تقصیر بنده هم نیست ، با این فشاری که روده محترم داره میاره ، تعداد ماه ها خیلی بیشتر از اونیه که همیشه فکر میکردم .
- نوشتم 30 روز ، ولی شما همینجوری نخونین ، لطفا تا جایی که میتونین 30 رو بکشین ، چون واقعا اسمش 30 روز هست ولی طولش 300 روزه .
خودم هم موقع نوشتن دلم میخواست بیشتر میکشیدمش ، ولی نه حسش هست ، نه قدرت و توانش ، ضمن اینکه گرسنگی مهلت نمیده بیشتر بکشمش .
- اینهایی که گفتم به این جناب زگیل خان گفتم ، ولی شما روزه تون رو بگیرین تا این چربی های اضافی رو که در اثر خوردن غذاها جمع کردین ، آب کنین و در کنارش هم ثواب ببرین و هم حوری های بهشتی گیرتون بیاد .
سلام
اون روز روباه اصلا حال خوشی نداشت ، دل درد وحشتنکی سراغش اومده بود و صداهایی بلندتر از رعد و برق از درون شکمش شنیده میشد .
طفلکی روباه یک هفته بود که به مرض یبوست دچار بود .
روباه همچنان که به خودش میپیچید از کنار جوی آبی که آبخوری مرکزی جنگل به حساب می اومد عبور میکرد که ناگهان فشاری زیاد رو در وجودش حس کرد ، و هر چقدر تلاش کرد نتونست خودش رو کنترل کنه .
اما اون روزها هنوز توالت عمومی اختراع نشده بود و جناب روباه هیچ جایی واسه تخلیه خودش پیدا نکرد . در نتیجه اجبارا همونجا کنار نهر آب نشست و تا میتونست خودش رو خالی کرد . و صد البته صداهایی که در حین عمل از روباه خارج میشد آنچنان بلند بود که تمام جنگل به لرزه در آورده بود .
ساکنین مجاور محل که از صداها دچار ترس و وحشت شده بودن بلافاصله با شماره 001 تماس گرفتن و مامورین محافظ جنگل که همیشه جان بر کف و آماده به خدمت بودن ، ظرف یه چشم بهم زدن خودشون رو به محل وقوع جرم رسوندن .
نگهبان ها با دیدن روباه و تپه تاپاله ای که کنار جوی آب تشکیل داده بود ، یقه روباه رو گرفتن و رئیس نگهبان ها در حالیکه سعی میکرد نهایت ادب و احترام رو بکار ببره ، با لحنی آرام و برادرانه امر به معروف و نهی از منکرش کرد :
پدر .... مادر .... این چه کاریه که کردی ؟
خواهر .... زن .... مگه توی طویله خودت توالت نداری ؟
چرا این کثافت کاری رو کنار جوی آب انجام دادی ؟
روباه در حالیکه شدیدا ترسیده بود ، گفت :
جناب آقای برادر ، من همین پیش پای شما شاهد معجزه ای باور نکردنی بودم . چند دقیقه قبل توی افکار خودم غرق بودم که سر و صدایی عظیم توجهم رو به این نقطه جلب کرد . از دور دیدم که نوری سرتاسر این مکان رو در بر گرفته .
جلو که اومدم دیدم این تاپاله مقدس نشسته و نور از اون ساطع میشه و حلقه ای از فرشتگان دور این حلقه نورانی چرخ میزنن .
بلافاصله فهمیدم که جناب تاپاله باید متعلق به یکی از اولیا باشه که قرن ها قبل از اینجا عبور میکرده و تاپاله اش رو برای آیندگان در اینجا به امانت گذاشته .
یکی از حیوانات از یه گوشه داد زد : پس چرا اینقدر تازه و گرمه ؟
چرا هنوز بخار ازش بیرون میاد ؟
روباه در حالیکه اشک چهره اش رو پوشانده بودبا صدایی لرزان گفت :
گریه من هم به همین خاطره . نگاه کنین . این تاپاله نورانی ، چه عطر و بوی دلنشینی داره . هنوز مثل روز اولشه ، گرم ، نرم ، عطر آگین و نورانی . همین تازگی دلیل لازم و کافی برای مقدس بودنشه .
بلافاصله حیوانات جنگل در حالیکه اشک مثل رود از چشم هاشون جاری بود ، بطرف تاپاله هجوم آوردن . هر کس تلاش میکرد قطعه ای از اون تاپاله متبرک رو به چشمانش بماله تا صاحب بصیرت شه .
الان مدت ها از اون واقعه میگذره .
جناب روباه با کسب اجازه از مقامات جنگل ، ساختمان باشکوهی برای تاپاله مقدس ساخته و خودش هم تولیت این مکان رو در اختیار گرفته . و هر روز که میگذره ، کرامات و معجزات بیشتری از اون تاپاله مقدس دیده میشه .
حیوانات جنگل هم برای هر کار و گرفتاری که براشون پیش میاد ، کلی پول نذر این آستان مبارک میکنن .
به برکت آستان مطهر تاپاله ، تمام کورهای جنگل ما ، چشم باز کردند .
تمام حیوانات لنگ جنگل ، دونده ماراتون شدند و کلی مدال جهانی و المپیکی کسب کردند .
و تمام حیوانات مونث نازایی که در آستان مبارک تاپاله شب رو به صبح رسوندن ، بطرز معجزه آسایی باردار شدند و همه شون صاحب بچه هایی خوشگل و ناز شدند که شباهت زیادی به روباه داشتند .
سلام
بع بعی وقتی برای اولین بار وارد خونه شد بوی عجیبی حس کرد ، شبیه بوی گوشت کباب شده . اولش ترسید ولی وقتی دید که نی نی نازه با چه شور و علاقه ای اومد و بغلش کرد ، تمام ترسش از بین رفت .
یع یعی هر روز صبح تا شب با نی نی نازه بازی میکرد و شب که میشد میرفت توی لونه کوچولو و قشنگش که پشت پنجره اتاق نی نی نازه بود .
یه روز صبح آقا بزرگه بع بعی رو از لونه قشنگش درآورد و برد یه گوشه باغ .
وقتی که آقا بزرگه با طناب دست های بع بعی رو محکم بست و چاقو بدست اومد طرفش بع بعی با دیدن چاقوی بزرگ و تیز آقا بزرگه ، کمی هول برش داشت .
بع بعی هنوز نفهمیده بود که جریان چیه ، هیچ وقت هم نفهمید .
زمان زیادی نگذشته بود که هر تبکه از بع بعی توی ظرفی بود و یه نفر داشت با لب و لوچه پر آب میخوردش .
و نی نی نازه داشت با بع بعی جدیدش بازی میکرد .
سلام
وقتی که بحث رفتار شناسی شما و محبوب تون به میون کشیده میشه ، دو سوال مطرح میشه که سوال اساسی اینه که آیا اون هم شمارو دوست داره ؟
و سوال بعدی اینه که اگه ایشون ، شمارو دوست داشت ، در مقابلش ، شما چکار باید انجام بدین .
در اینجا به چند مورد زگیل خان اشاره میکنند ، بقیه اش رو هم خودتون با توجه به موارد گفته شده حدس بزنین .
اول - اگه هر شیش ماه یک اس ام اس براتون فرستاد که اسم یه نفر دیگه رو بجای شما نوشته بود ، بدونین که به اندازه یه اس ام اس اشتباهی براش ارزش داشتین ، پس مجازید که بعد از این چپ و راست بنده خدارو اس ام اس بارون کنین .
دوم – این نمیشه که دم به ساعت بهش زنگ بزنید و بگید که هوس شنیدن صداش رو کردین . کمی صبر کنین و ببینین که ایشون هم هوای شنیدن صدای شما به کله مبارکش میزنه و به شما میزنگه یا نه .
سوم - وقتی باهاش قرار میزارین ، صبر کنین و ببینین اگه طرف فقط با چهار ساعت تاخیر اومد ، اون وقت شما هم مجازید از یک هفته جلوتر برید و در محل قرار ، در انتظارش چادر بزنید .
چهارم - اگه یه روزی طرف تون آدامس جویده شده اش رو بشما هدیه کرد ، در عوض شما بعد از این اعضای بدن تون رو گرو بزارین تا بتونین براش هدیه بگیرین .
پنجم - هر وقت که محبوب مورد نظر توانست فرق شما و فلانی و بهمانی و گربه ولگرد روی دیوار رو تشخیص بده ، بعد از این شما هم بخاطرش کتک کاری کنین ، رقیب ها تون و مزاحم هاش رو بکشین و بخاطرش قصاص بشین .
ششم - روزی که متوجه شدین محبوب تون اسم شمارو روی یکی از سوسک های آشپزخونه شون گذاشته ، شما هم با خیال راحت برین و اسم طرف رو روی هفتاد نقطه بدنتون خالکوبی و اگه خیلی دوستش دارین ، میخکوبی کنین و اگه فوق العاده براش میمیرین ، بدین چهره اش رو روی تن تون بتراشند .
هفتم - اگه یکبار محبوب تون سر کوچه شما مکث کرد و پاره آجر توی کفشش رو درآورد ، بعدش شما هم محبوب رو هر جا که رفت ، اسکورتش کنین (در مورد wc و حموم زنونه ، اول با برادران اماکن هماهنگی لازم رو داشته باشین) .
هشتم - اگه محبوب مورد نظر ، منت روی سر شما گذاشت و اسم تون رو در لیست مزاحمین و کنه ها آورد ، تک تک لحظه های عمرتون رو (چه در خواب و چه بیداری) بهش فکر کنین و در خواب هم با هر خروپف ، اسمش رو تکرار کنین .
نهم - حالا اگه شما و محبوب تون هر هشت مورد قبلی رو پشت سر گذاشتین ، یعنی این که ایشون خیلی دوست تون داره ، و شما میتونین با خیال راحت بخاطر ایشون : خودتون رو پاره کنین ، بندازین توی استخر تمساح های گرسنه ، وسط اتوبان تهران قزوین دراز بکشین ، میخ و سیخ آهنی از نقاط مختلف خودتون رد کنین و ... .
سلام
لابد شنیده اید که آن خطاط سه گونه خط نوشتی ، ولی به احتمال قریب به یقین در مورد بقیه ماجرا چیزی نشنیده اید .
در روایات آمده که بعد از نوشتن خط سوم ناگهان جوهر آن خطاط تمام شد ، و چون جوهری دیگر آوردند ، یکی از همان ملائکه آورنده جوهر ، ندانسته بر روی قلم خطاط نشست و نیمی از قلم شکسته و در ناکجا آباد فرشته مزبور ، ناپدید شد ،
و چون قلم تازه تراشیدندش ، خطاط به یاد آورد که از کاغذ بجای دستمال توالت استفاده کرده و از آنجایی که حوصله اش حسابی سر رفته بود ، یک کلمه رکیک از دهانش خارج کرد که مورخان هنوز که هنوز است جرات و جسارت نوشتن کلمه مزبور را در خود ندیده اند .
آن کلمه گفته شده و نانوشته ، منم .
سلام
نمیدونم جریان چیه که همه با خودشون (و ایضا با ما) در گیرن ؟
کارمند و بقال و قصاب و دلال و مامور شهرداری و مرده شور و نون خشکی ، همه و همه ، از نامردی و بی معرفتی و گرون فروشی و کج دستی و از زیر کار (بخونید وظیفه) در رفتن همدیگه مینالن . و در نهایت همه واسه اینکه به همدیگه بد و بیراه نگفته باشن ، هر چی فحش دارن ، نثار دولت بینوا میکنن .
چرا که این جماعت عقیده دارن ، هر اتفاقی که بیفته و هر مشکلی که باشه ، همه اش زیر سر دولت و حکومته . حالا هر دولت و حکومتی که میخواد باشه (البته بگذریم که هر چی فحش هدیه به این دولت های کشور گل و بلبل و این مغزهای متفکرش بشه ، بازم کمه) .
ولی کسی نمیگه این دولت و مسئولینش از کجا میان ؟
انگار نه انگار که مسئولین دولت هم ، توی همین خاک بودن و از همین آب خوردن و همه شون فک و فامیل همین افراد غرولندی هستن . ضمن اینکه هر کدوم از این جماعت غرغرو که دستش به جایی میرسه (حتی اگه اونجا ، صحن پر برکت یک توالت عمومی باشه) تمام زورش رو میزنه تا ارث آبا و اجدادیش رو از اون مکان دربیاره .
بنظر زگیل خان بهترین راهکار اینه که تمام موجودات دو پا و سه پا و چهار پای این ولایت رو نابود کرده و بعدش سفارش بدیم از مریخ برامون موجودات دو / سه / چهار پا و همچنین یک حکومت درست و حسابی بفرستن . شاید چون هنوز مریخی ها آب اینجارو نخورده و با مردم این دیار نشست و برخاست نکرده اند ، پلشتی این آب و خاک ، در وجودشون رخنه نکرده .
حالا اگه همه موافقین ، یه دعوتنامه برای برادران مریخی بفرستیم .
سلام
حتما میدونید که منظور ما از فیل+سوف غیر از شخص شخیص زگیل خان نمیتونه باشه . جناب زگیل خان همیشه فرمایشاتی از خودشون خارج میکنند که باید با آب طلا و خط خوش بر روی مکان های مهم نوشت . در ادامه نصایح قبلی جناب زگیل خان ، امروز بخشی دیگر از این سخنان حکیمانه رو براتون مینویسیم .
- اگه کسي با تو هم عقيده نيست وکاري رو که تو علاقه داري اون دوست نداره به اين معني نيست که خود تو رو هم دوست نداره ، بلکه به این معنی است که میخواد لجت رو دربیاره .
- يک دوست واقعي کسي است که دستان تو رو ميگيرد و تو را به سمت اولین چاه عمیق راهنمایی میکند .
- بدترين نوع انتظار زماني هست که کسي رو در کنار خودت داشته باشي و هر لحظه هزار بار آرزو کنی که کاش زودتر بمیره .
- شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي تمام عقده ات رو سر اون خالی کنی .
- وقتي اتفاق بدي برات مي افته گريه نکن . چون این تازه اولشه و اتفاقات بدتر در راهه .
- سعي کن پيشرفت کني ولي فراموش نکن که قبلش ترست رو از مرده از بین ببری . چون برای پیشرفت لازمه که از روی اجساد خیلی ها عبور کنی .
- خيلي خودتو درگير نکن ... هميشه اتفاق هاي خوب زماني مي افته که کار از کار گذشته و دیگه فایده ای ندارن .
- حتي زماني که ناراحت هستي .. اخم نکن ولبخند بزن ، چون روزی میاد که حتی موقع شادی هم فرصت خنده پیدا نمیکنی .
- هر جا و روی هر چیزی که میتونی اسمت رو به یادگاری بنویس ، شاید یه روزی برسه که باستان شناسان آینده اسمت رو کشف کنن و بفهمن چه موجود چندش آوری پا به این دنیا گذاشتن .
سلام
طبق فرمان حضرت زگیل خان و در جهت پاکسازی اجتماع از موارد مبتذل و ایجاد جامعه ای اسلامی تر ، و نیز در راستای آماده سازی جامعه جهت ظهور آقا ، از این لحظه به بعد ، کلیه قوانین زیر در سراسر کشور گل و بلبل زگیلستان لازم الاجرا می باشند :
اول - در هیچ یک از ساعات شبانه روز ، اعضای مذکر و مونث هیچ خانواده ای حق ندارند در جوار هم باشند . هنگامی که عناصر مونث در منزل هستند ، افراد مذکر خانواده باید بلافاصله محل را ترک نموده و تا خروج افراد مونث ، حق بازگشت به منزل را ندارند و باالعکس .
دوم - تحت هیچ شرایطی ، هیچ زن و شوهری حق ندارند در یک اتاق و بدور از چشم دیگران خلوت کنند .
سوم - بعد از این هیچکس حق ندارد در مستراح و هنگام قضای حاجت شلوار خود را پایین بکشد . با مرتکبین شدیدا برخورد خواهد شد .
چهارم - همه همشهریان هنگام خروج از منزل باید از عینک های سیاه رنگی که بر روی یک شیشه اش جمله عمر به معروف و بر شیشه دیگرش نهی از منکر نوشته شده ، استفاده نمایند .
پنجم - هیچ دختری حق ندارد هنگام خواستگاری ، بله برون ، حنابندان و عروسی خودش در مراسم حضور پیدا کند . ضمن اینکه در حجله هم بجای عروس باید برادران وی حضور یابند .
تبصره : در صورت عدم دسترسی ، از برادران سردار و یا گشت های ارشاد استفاده گردد .
ششم - در خیابان ها و معابر عمومی ، افراد مذکر و مونث تنها میتوانند از کنار هم عبور کنند و هیچ احدی حق عبور از کنار جنس مخالف را ندارد .
هفتم - هیچ مردی حق خریدن هدیه برای همسر و اعضای مونث خانواده اش را ندارد و باالعکس . خرید هدیه تنها برای همجنس مجاز میباشد .
هشتم - در هیچ محلی ، هیچ کس حق ندارد از جنس مخالف هیچ گونه سوالی بنماید ، مرتکبین بلافاصله به جرم زنا ، هشتصد ضربه شلاق خواهند خورد .
نهم - علاوه بر اینکه پوشیدن گونی ضخیم هنگام خروج از منزل ، برای بردران و خواهران ضروری است ، کلیه بانوان هنگام خروج از منزل باید شورت آهنی پوشیده و پس از قفل کردن آن ، کلیدش را در اختیار نماینده معتمد آقا فلانی قرار دهند . پس از مراجعت به منزل قفل شورت توسط نماینده مزبور باز خواهد شد .
سایر قوانین متعاقبا به استحضار عموم خواهد رسید .
سلام
زگیل خان به دعوت بارباپاپای عزیز ، خودشون رو میندازن وسط این بازی که اگه خدا بودی چه میکردی ؟ ، و با گفتن کارهایی که در صورت خداوندگاری انجام میدادن ، برای خودشون رای جمع آوردی میکنن .
زگیل خان میفرمایند که اگر خدا بودم اقدامات زیر رو حتما انجام میدادم :
اول - قبل از خلق کردن انسان و سایر قضایا ، کمی مغزم رو از آکبندی در می آوردم و به کاری که میخواستم کنم فکر میکردم . نه اینکه کلی جانور دو پا و چهار پا و هشت پا بسازم و بفرستم شون زمین و هوا و دریا ، و آخر سر چنان عالم خر توی خری درست بشه که خودم هم گوزگیجه بگیرم و ندونم که چه غلطی کردم .
دوم - برای شخصیت های قصه های کتاب خودم بهشت و جهنم و پاداش و عذاب مشخص نمیکردم . آخه معنی نداره آدمک بسازی و یه بیل اندر ماتحتش فرو کنی و هر طرف که دلت خواست بگردونیش و در نهایت بگی میفرستمت بهشت یا جهنم . مسخره نیست که 2 هزار سال قبل از ساختن یکی بگی که تو حسینی و باید شمر نامی سرت رو ببره تا ببرمت بهشت . و در روز موعود نه حسین روی فرار کردن داشته باشه و نه شمر اجازه سرپیچی .
سوم - اگه قراره موجودی رو مجازات کنم ، بهش میگفتم 60 سال آزاد هستی . برو و هر غلطی دلت میخواد بکن ولی یادت باشه اگه خلاف کنی ، آخرش میگم که اژدهای سه سر از ناکجا آبادت بیرون بیاد و بجاش عاج فیل فرو کنن .
چهارم - آگه قرار بود مخلوق مذکری رو تشویق کنم ، بهش نمیگفتم اگه جانور خوبی باشی آخر کار هفتاد هزار تا باغ که توی هر باغ هفتاد هزار تا قصر و توی هر قصر هفتاد هزار تا اتاق و توی هر اتاق هفتاد هزار تا تخت خواب و روی هر تخت خواب هفتاد هزار تا حوری بهشتی هستش ، بهت جایزه میدم .
آخه اون وقت مجبور بودم به مخلوقات مونث هم عین همین قول رو بدم با این شرط که روی هر تخت هفتاد هزار تا حوری مرد باشن .
پنجم - بجای فرستادن 124000 چوپان و بیسواد ، چهار تا آدم حسابی میفرستادم تا هم خودشون بفهمن که چی میگن و هم حرف شون خریدار داشته باشه و هم اینکه مجبور نباشم ، بعدها بین پیروان هر کدوم شون میان جیگری کنم که پاچه هم رو نگیرن .
ششم - به افراد برگزیده ام (مثلا فرستاده هام و جانشین هاشون) نمیگفتم که هر موجود مونثی که توی خیابون دیدن با وعده ورود بدون سوال به بهشت ، ببرن توی تخت خوابشون .
هفتم - به یکی اونقدر ثروت نمیدادم که ندونه باهاش چه غلطی کنه و دیگری رو اونقدر بدبخت نمیکردم که بخاطر یه لقمه نون واسه بچه گرسنه اش ، خودفروشی کنه . و آخر سر در جهنم به دریچه های خود فروش ، سیخ آتنشین فرو کنم .
هشتم - وقتی موجودی رو خلق میکردم ، سمعکم رو از گوشم در نمی آوردم و عینکم رو بر نمی داشتم و مخلوق رو به حال خودش رها نمیکردم که یکی از راه برسه و مثلا اغفال شون کنه ، تا بنده مجبور بشم اونهارو برای تنبیه بفرستم روی زمین .
نهم – هر از گاهی یک میخ طویله به ما تحت خودم فرو میکردم تا حالیم باشه وقتی که دسته بیلی نثار یکی از مخلوقاتم میکنم ، مخلوق بینوا چی میکشه . چون ابلهانه ترین چیز اینه که خالقی که درد و رنج و احساسات رو درک نمیکنه ، مخلوقش رو با درد و رنج آزمایش کنه و احساسات مخلوق رو انگولک کنه .
دهم – بعنوان یک خدا سعی میکردم که بفهمم که اولین شرط هر مسابقه ای برابر بودن شرایط برای مسابقه دهنده هاست . پس اگه قرار بود مسابقه ای ترتیب بدم ، هیچ وقت مرسدس بنز و پیکان و ژیان و کمپرسی و زیردریایی رو کنار هم قرار نمیدادم تا برنده رو با حوری ماه پیکر تشویق کنم و بازنده رو با سیخ آهنی تنبیه .
یازدهم - اگر مخلوقی اشتباهی میکرد ، از خودم میپرسیدم که آیا راهنمایی های من برای جلوگیری از این اشتباه کافی بوده یا خیر ؟
اگر کافی بود که خواهر و مادر مخلوق رو ... (استغفرالله) ولی اگر کافی نبود ، به یکی میکفتم یک لگد عمیق نثار ناکجا آبادم کنه .
دوازدهم - اگه خدا بودم و نمی تونستم کارهایی رو که در بالا گفتم ، انجام بدم ، بجای مخلوق پس انداختن ، میرفتم یه گوشه و با حوری هایی که ساخته بودم ، خودم رو سرگرم میکردم و به فرشته هایی که برای خم و راست شدن در مقابلم ساخته بودم ، قناعت میکردم .
*****
*****
*****
از کلیه دوستان عزیز که حوصله و وقت اضافه دارن ، دعوت میشه تا تشریف ببرن بالای منبر خدایی و بگن که چه دسته گلی به آب میدادن .
سلام
بخش اول : افشاگری
آقا واویلا ،
وا مصیبتا ،
وا حیرتا ،
ایها الناس بیایین که میخواهیم افشاگری کنیم ،
میخواهیم پگیم که اون همه ثروت ملی کجا رفته و چه کسانی بالا کشیدندش .
معلومه که داد میزنیم ،
شیهه نجیبانه ، و اگه لازم بشه ، عربده وحشیانه هم سر میدیم .
دیگه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست .
پته همه تون رو روی آب میریزیم .
بله زگیل خان برگشته و تمام توانش رو جمع کرده تا با مفسدین اقتصادی مبارزه کنه .
نوار بهداشتی سبز رنگ دور سرمون بستیم ، چادرمون رو بستیم به کمرمون ، کت مون رو توی شلوار انداختیم و و شلوارمون رو تا خرخره مون بالا کشیدیم و اومدیم تا با مفسدین جهاد کنیم .
آی ی ی ی نفس کش !!!
...
بین پرده :
پرانتز باز (
خدا اجرتون بده .
اگه از همون اولش حق و حقوق مارو سر موقع پرداخت میکردین ، دیگه لازم نبود که ما اینهمه به گلوی نازنین مون فشار بیاریم و مجبور بشیم آبرو ریزی کنیم .
خواهشا از دفعه دیگه سر وقت به ما برسین .
) پرانتز بسته
بخش دوم : اصلاحیه
ما اکیدا تاکید میکنیم که مطالب درج شده در ابتدای این پست ، تحریف شده فرمایشات ماست . منظور ما این بوده که طبق وعده الهی ، هیچ گونه مفسده ای در نظام الهی ما وجود نداشته و تمام عزیزان ، با تمام وجود ، در راه خدمت به خلق خدا غرق شده اند . و تمام هیاهوهای هوچی گران با غرض ورزی همراه بوده و در ادامه دشمنی دیرینه اونها با نظام مردمی ماست . و کما فی السابق هیچ موردی از هیچ نوع فسادی در مملکت گل و بلبل مون وجود نداره .
هر کسی که غیر از این بگه ، الهی که به حق آقا سوسک بشه . ضمن اینکه خدا لعنت کنه تحریف کنندگان بی ایمان فرمایشات ما رو .
سلام
اگه شما هم مثل یه بنده خدایی ، عقیده دارین که این زگیل خان با این غیبت هاش دیگه شور بیمزگی رو درآورده و داره خودش رو لوس میکنه ، مسلما فرد باهوشی بشمار نیومده و بنده از همینجا شما رو از عضویت افتخاری کلوپ آی کیوهای سه رقمی برکنار میکنم .
باور کنین هر کاری که به فکرتون میرسه (فکر بد نکنین ، منظورمون فقط کارهای شرعی بودش) با زگیل خان کردیم ، بلکه بیاریمش توی باغ (منحرفین عزیز ، منظورمون از باغ ، اون باغی که سرداران عزیز با بانوان محترمه عریان ، نماز جماعت میخونن نیست) ولی نشد که نشد .
زگیل خان رو پیش تمام فالگیرها و سر کتاب باز کن ها . دعانویس ها و جادوگر ها و جنگیر های مشهور و گمنام وطنی و هندی بردیم ، ولی جواب نگرفتیم که نگرفتیم .
بعدش زگیل خان رو سر و ته کردیم ، پشت و روش کردیم ، توی گونی انداختیمش ، بهترین دوزنده ها و رفوگرها رو سر بالینش بردیم ، حتی اگه یادتون باشه کشتیمش ، ولی جواب نداد که نداد .
آخه شما خبر ندارین که تعداد درزها و دریدگی های زگیل خان به حدی رسیده که دیگه نخ و سوزن های فعلی کارگر نیستند و باید منتظر نخ و سوزنی ملکوتی بمونیم که خود پدید آورنده پارگی ها ، باید برای دوختن شون اختراع کنه .
اصلا از همه اینها گذشته ، فرض کنیم که زگیل خان برگشت .
مگه چه خبری توی ولایت مون اتفاق میفته که زگیل بنده خدا قبلا درباره اش حرف نزده ؟ مگه نه اینکه این روزها همه خبرها و اتفاقات سیاسی و اجتماعی مون تکراری شده .
* یه گروه از اخبار درباره رابطه نامشروع فلان مسئول عالیرتبه با فلان تعداد بانوی محترمه هستش که بخاطر این رابطه یا مسئول نامبرده تشویق شده ، یا چند روزی بست نشسته تا آب ها از آسیاب بیفته و برگرده سرکارش و یا از شغل فعلیش برکنار شده و به یه جای بهتر منتقل کردندش .
* گروه دوم از اخبار درباره افغانی های برادر رهبری و ریاست جمهوری هستن (والله ما هر چی نگاه کردیم ، هیچ اثری از برادری بین خودمون و افاغنه گرامی ندیدیم) به دختران ، پسران ، زنان کشور مون تجاوز کردند . که این مورد هم بلافاصله توسط مسئولین اعلام میشه که آقایون افغانی نبودن و یا مورد تجاوز قرار گرفته ها ایرانی نبودن و یا تعدادشون خیلی کمتر از اونی بوده که اعلام شده .
* گروه سوم اخبار در مورد جوانان غیرتمند خودمون هستش که برای عقب نیفتادن از افاغنه ، اقدام به ربودن دختران و فیلم برداری از اونها میکنن و با زحمت این جوانان خاک پرگهرمون ، اینترنت پر شده از کلیپ های جوانان غیور و دختران عفیف خودمون .
* گروه چهارم خبرها درباره 220 کشور بی دین و مستکبر و زورگو و نقشه ها و دسیسه ها و توطئه های اونها برای کشور نازنین ماست . که البته مثل همیشه با درایت و کیاست و سیاست حضرات دولتمرد ما نقش بر آب میشن .
* و پنجمین گروه از اخبار هم درباره کشتار روزانه زنان و طفل های بیگناه فلسطینی و عراقی و افغانی ، بدست مزدوران صهیونیسم و استکبار جهانیه . که نشانگر سبعیت کشورهای غربی هستش .
خوب ، درباره این اخبار هم فوقش میشه یکبار ، یا دو بار و یا در نهایت پررویی و روده درازی سه بار صحبت کرد . پس شما نباید از یه زگیل زهوار در رفته و از رده خارج ، انتظار داشته باشین که مغز عاریه اش رو بکار بندازه و و درباره این اخبار تکراری با صدای نکره اش فرمایش کنه تا بنده با دست های مصنوعیم تایپ کنم و شما با چشم های از حدقه دراومده تون بخونین .
پس به شما توصیه میکننم که بجای این کارا بهتره تشریف ببرین درس بخونین تا بتونین دانشگاه قبول بشین و بعد از چهار سال مخ زنی (ویژه حضرات مذکر) و مخ خوری (ویژه مونثین عزیز) یه مدرک عالی بگیرین و ببرین در کوزه بزارین و آبش رو بخورین و بعدش با توسل به 5 تن آل عبا ، ائمه دوازده گانه و 14 معصوم و 72 شهید کربلا و 124000 پیامبر ، و صد البته بکمک دعا نویس ها و جادوگر ها و با عنایت و گوشه چشم پارتی های گرامی بتونین توی یه اداره مشغول بکار بشین و بجای راه انداختن کار مراجعین ، به شغل مقدس لاسیدن با همکاران بپردازین .
پس برین که قبلی ها حسابی فیضش رو بردن .
و من الله توفیق .